كتب أكثر من قبل حضرت بهاءالله

(آثار قلم اعلى - جلد دوم (شماره ۲، ۳، ۴
(مجموعه الواح مباركه (چاپ مصر
آثار قلم اعلى - جلد اول
آثار قلم اعلى - جلد دوم
آثار قلم اعلى - جلد سوم
آيات الرّحمن
آيات الهى جلد ۱
آيات الهى جلد ۲
ادعيه حضرت محبوب
ادعيه مباركه جلد ١
ادعيه مباركه جلد ۲
ادعيه مباركه جلد ۳
اشراقات و چند لوح ديگر
اقتدارات و چند لوح ديگر
جواهر الاسرار
درياى دانش
كتاب اقدس
كتاب ايقان
كلمات مكنونه عربى
كلمات مكنونه فارسى
لئالئ الحكمة جلد ١
لئالئ الحكمة جلد ۳
لوح خطاب به شيخ محمد تقى مجتهد اصفهانىi
مائده آسمانى جلد ١
مائده آسمانى جلد ۷
مجموعه الواح بعد از كتاب اقدس
مناجاة- مجموعه اذكار و ادعيه من آثار حضرت بهاءالله
منتخباتى از آثار حضرت بهاءالله
نداء رب الجنود
نفحات الرحمن
هفت وادى
چهار وادی
Free Interfaith Software

Web - Windows - iPhone








حضرت بهاءالله : آيات الهى جلد ۲
آيات الهی
جلد دوم
گلچينی
از آثار حضرت بهاءاللّه
برای تلاوت در هر صبح و شب
ص .
آيات الهی جلد دوم
مؤسّسهء مطبوعات امری آلمان
لجنه ملّی آثار امری به لسان فارسی و عربی
تايپ کامپيوتری : ژنا زينی
چاپ اوّل
لانگنهاين - آلمان

١٥٣ بديع - ١٩٩٦ميلادی

ص ..
مقدّمه ناشر

آيات الهی نام آشنائی است که در سال ١٤٨ بديع ( ١٩٩١ ميلادی ) به صورت

گلچينی از نصوص مبارکه حضرت بهاءاللّه ، جلّ اسمه الاعلی ، برای تلاوت در

صبح و شب به طبع رسيد . ترتيب درج نصوص مبارکه به صورت تقويمی بوده است ، يعنی

برای هر روز نصّی جداگانه انتخاب شده است . به علّت ناياب شدن نسخ آن ، اين

مجموعه پس از مدّت کوتاهی برای بار دوم به حليه طبع آراسته شد .

اين هيئت بسيار خوشوقت است که با هدايت معهد اعلی " آيات الهی جلد ٢ " را

در اختيار مشتاقان کلمات الهيّه قرار می دهد . نحوه تنظيم نصوص مبارکه در

جلد دوم نيز مانند جلد اوّل به صورت تقويمی می باشد . اغلب الواح

ص ...

موجوده در مجموعه حاضر تا بحال در هيچ کتابی به طبع نرسيده است و بعضاً از

روی نسخ خطّی استخراج شده است و برای اوّل بار منتشر می شود . کلّيّه اين

نصوص ، بجز مواردی که ذيلاً به آنها اشاره می گردد ، از مرکز جهانی بهائی واصل شده است .

نصوص مربوط به روزهای ٩ ژوئيه و ٢٠ اکتبر بترتيب از صفحات ١٩٦ و ٢٠٤ ايقان

شريف چاپ مصر سال ١٩٠٠ ميلادی و

نصوص مربوط به روزهای ١٦ ، ١٨ ، ١٩ ، و .٢ مارس و ٢٧ اکتبر بترتيب از قطعات

٨٣ ، ١٠٤، ، ١٠٧ ، ١١٥ و ١١٦ کتاب لئالئ الحکمة مجلّد اوّل و نصوص مربوط

به روزهای ٢٢ و ٢٣ می بترتيب از صفحات ٦٠ و ٥٧ کتاب لئالئ الحکمة مجلّد دوم و

نصوص مربوط به روزهای ٢٩ می و ٢٨ نوامبر بترتيب از صفحات ٤١٠ و ٤١٧ کتاب

ادعيه حضرت محبوب برداشته شده اند .

لجنه ملّی نشر آثار امری به لسان فارسی و عربی لانگنهاين - آلمان

١٥٣بديع - ١٩٩٦ ميلادی
ص ....
اتلوا آيات اللّه فی کلّ صباح و مساء
) نيکوست حال کسی که در ليالی و ايّام
به آياتش انس گيرد و قرائت نمايد (
ص ١

اوّل شهر البهاء ٢١ مارس

------------------------------------------------------------------------------

قسم به خدا که هرگز ايّامی خوشتر از اين ايّام و فضلی اکبر از اين فضل در ابداع

ظاهر نشده و نخواهد شد و تا وقت باقی خود را از رضوان باقی ذی الجلال و از گلشن

جمال ذی الجمال محروم نداريد و از سحاب جود و غمام فضل مأيوس و ممنوع نشويد . و

اين معلوم است که هميشه خير و صلاح و سَداد احباب الهی را اين عبد منظور و ملحوظ

داشته به قسمی که ملاحظه ايشان را از انفس ايشان به خودشان بيشتر نموده و کفی

باللّه شهيداً . و بر شما واضح است که چه مقدار از بلايای سرّ و عَلَن که بر اين

عبد ريخته و همه را تحمّل نموده که شايد هياکل مرده از هبوب ارياح اللّه زنده

شوند و از نسيم صبح الهی از نوم سر بر آرند .
عيد نوروز
ص ٢

دوم شهر البهاء ٢٢ مارس

------------------------------------------------------------------------------

قل يا مَعشرَ العلماء ، اُنظروا ثمّ اذکُروا ما انزَله الرّحمن فی الفرقان :

اِذا وَقَعَتِ الواقعةُ لَيسَ لِوقعتِها کاذبة ." بگو امروز واقعه مذکوره واقع

شد و ساعت و اشراط آن مشهود ،" يومَ تُبلَی السَّرائر " امروز است و " يومَ تَمُرُّ

الجبال " امروز ، صيحه مرتفع و ارض متحرّک و مهتزّ و نور از افق مکلّم طور مُشرق و

لائح و صرير قلم از اعلی مقام عالم مرتفع . از حقّ بترسيد ، اوست منتقم حقيقی .

اين است نبأ اعظم و امر عظيم ، مقامش را بفهميد و در آنچه ظاهر شده انصاف دهيد

قد اشرَقَتِ الارضُ بنور ربّها و نوّرت البلاد بنور موجدها . جهد نمائيد تا وقت

باقی و امر ظاهر خود را محروم منمائيد
ص ٣

سوم شهر البهاء ٢٣ مارس

------------------------------------------------------------------------------

امروز فرات علم از يمين عرش جاری و سرّ مکنون مخزون ظاهر . اگر چه بر حسب ظاهر

اشياء موجوده عالم مثل قبل مشاهده می شود و لکن لا واللّه ، آفتابش ديگر و سمائش

ديگر و ارضش ديگر ، امروز ظهور بديع من جميع جهات است ، طوبی از برای عينی که

به افق ظهور ناظر و از برای اُذُنی که ندا را اصغاء نمود و به احکام منزله الهی

تمسّک جست . او از اصحاب سفينه ای است که در بحر اسماء به اِذن فاطر سماء سير می

نمايد . انشاء اللّه موفّق شوند به آنچه در کتاب از قلم اعلی جاری و مؤيّد

گردند بر آنچه که به طراز بقا مزيّن و باقی است .
ص ٤

چهارم شهر البهاء ٢٤ مارس

------------------------------------------------------------------------------

امروز آفتاب به قَد اَتَی الوهّاب ناطق و اشياء به قَد اَتَی فاطرُ السّماء

متکلّم ، سدره مُنتهی اشجار و اوراق و اثمار را مژده می دهد و بشارت می دهد به

ظهورِ کنزِ مخزون و غيب مکنون و جبال عالم ، طور را تهنيت می گويد ، چه که اين

ايّام کأس وصال می نوشد و کوثر لقا می آشامد ، بعد از يأس به مکلّمش مأنوس .

از قلم اعلی بر هر ورقی از اوراق اين کلمه عليا مرقوم : از ارياح بگذر و به

ارادة اللّه حرکت نما .
ص ٥

پنجم شهر البهاء ٢٥ مارس

------------------------------------------------------------------------------

به لسان پارسی بيان الهی را بشنو . امروز بحر را امواجی ديگر و آفتاب را اشراقی

ديگر و عالم را فرحی ديگر . اگر چه مظلوم در سجن ساکن و بين ايادی اعدا مبتلی

و لکن به کمال سرور بر عرش ظهور مستوی . دوستان را ندا می فرمايد به ندائی که از

برای آن انتها نيست به دوام ملک و ملکوت مرتفع است . اگر چه مشرکين بيان عمل

نمودند آنچه را که اهل فرقان نکردند ، گفتند آنچه را که آن حزب نگفتند ،

لَعَمرُ الله اين حزب اخسر از حزب قبل مشاهده می گردند . آيات به مثل امطار

هاطل و نازل ، بيّنات ظاهر و باهر ، مع ذلک به اوهامات خود مشغول و در ترتيب

حزبی مثل حزب قبل ساعی و جاهد . از حقّ ميطلبيم اهل بها را تأييد فرمايد به

شأنی که ما سوی اللّه را معدوم مشاهده نمايند و به افق اعلی ناظر باشند و با

رِجل حَديد بر امر الهی قيام کنند لئلّا تزلّهم شبهاتُ المُتوهّمين و اشاراتُ

المُعرضين .
ص ٦

ششم شهر البهاء ٢٦ مارس

-----------------------------------------------------------------------------

للّه الحمد عرف محبّت اولياء متضوّع است ، به لسان ناطقند و به قلب مقبل و بر

خدمت قائم . امروز يک قطره از اعمال به مثابه درياست و ذرّه مانند آفتاب ، چه

که ايّام ظهور اعظم است ، عفوش سبقت داشته ، جودش سبقت داشته ، رحمتش سبقت

داشته ، کرمش سبقت داشته ، ستر می نمايد آنچه مشهود است و اظهار می فرمايد

آنچه مستور است . جميع کتب قبل در ذکر اين يوم مبارک جشنها بر پا نموده اند.

فی الحقيقه اليوم حقايق عالم به فرح اعظم و سرور اکبر مزيّن . طوبی از برای

نفسی که قدر يوم را شناخت و بما يَنبَغی عامل شد .
ص ٧

هفتم شهرالبهاء ٢٧ مارس

------------------------------------------------------------------------------

اکثر از ناس غافلند و از عرفان يوم اللّه علی ماهو حقّه محروم . در هر ارض که

وارد می شويد بايد ماء حَيَوان باشيد از برای تشنگان و مصباح منير باشيد از

برای نفوسی که در ظلمات ظنّ از عين وهم نوشيده‌اند . وصيّت می نمائيم کلّ را به

اخلاق پسنديده . اَن اشعَل القلوبَ بِنار حبّی ثُمَّ اذکُرهم بذکری الجميل . بگو ای

عباد ، بحر بخشش ظاهر شده و آفتاب دانش اشراق نموده ، مذهب الهی که علّت اتّحاد

اهل عالم است او را سبب اختلاف نکنيد . يا نبيل ، اگر ناس به آنچه ظاهر شده مطّلع

شوند جميع به افق اعلی توجّه نمايند و از غير او خود را فارغ و آزاد مشاهده

کنند . بگو در بأساء و ضرّاء به حقّ اقتدا نمائيد و به حبل صبر و اصطبار متمسّک باشيد .

ص ٨

هشتم شهرالبهاء ٢٨ مارس

-----------------------------------------------------------------------------

امروز روزی است که جميع مقرّبين لقايش را طالب و آمل . کتب الهی بر اين نعمت

عظيمه کامله شاهد و گواه است و کلّ را به افصح بيان به آن بشارت داده . بگو ای

دوستان ، کسب مقامات باقيه نمائيد . سراج وجود را ارياح مختلفه احاطه نموده و

مدد الهی که به مثابه دهن است اگر قطع شود فی الحين بيفسرد . از حقّ می طلبيم

شئونات فانيه ايشان را از عنايات باقيه محروم نسازد . جميع ناس از عالم و جاهل

منتظر اين يوم بوده‌اند و چون فجر يوم الهی دميد کلّ محجوب مشاهده شدند اِلّا

عِدّة اَحرفِ وجه اللّه المهيمن القيّوم . جميع احتجابات و سبحات مانعه علمای

عصر بوده‌اند . در قرون اولی تفکّر نمائيد که چه کردند و چه وارد آوردند .

طوبی لِمَن نَبَذهم عَن ورائِه مقبلاً الی الافق الاعلی . اين نفوس اگر چه

به اسم علم معروفند و لکن اجهل عباد ارض بوده و هستند . عالم حقيقی به مثابه

بصر است از برای هيکل عالم . امروز نفحات قميص
ص ٩

------------------------------------------------------------------------------

متضوّع و مکلّم طور بر اعلی المقام ناطق و بحر حَيَوان در امواج و نسمات فضل در

مرور . مبارک نفسی که آگاه شد و به مقصود فائز گشت .

ص ١٠

نهم شهر البهاء ٢٩ مارس

----------------------------------------------------------------------------

به اسم حقّ و عنايت حقّ و قدرت حقّ بر خدمت حقّ قيام نما . قيامی که کينونت

استقامت تَهَلَّلَ عَن ورائِه .از نار محبّت افئده و قلوب را مشتعل نما و از

نور معرفت وجوه را منوّر دار تا افئده و قلوب مخلصين از جميع شبهات و شئونات و

اشارات مقدّس شوند و فارغ و آزاد در ممالک و ديار الهی به ذکر و ثنا و تبليغ

امرش مشغول گردند . بگو ای تشنگان ، فرات رحمت جاری و ای مشتاقان بحر وصال موّاج

. ای منتظران ، حضرت مقصود ظاهر و آشکار . چشم را از برای چه روز نگاه داشته‌ايد

و قلب را از برای چه وقت و لسان و آذان را از برای چه هنگام ؟ امروزبصر باعلی

النّدا ميگويد : يوم يوم منست چه که مقصود عالم به کلمه " اُنظُر ترانی " ناطق .

گوش می گويد : "تاللّهِ انَّ الوقتَ وقتی " چه که ندای احلی از شطر کبريا مرتفع

است و لسان در ملکوت بيان به " اَنَّ اليومَ يومی " متکلّم . صد هزار طوبی از

برای نفسی که شئونات عالم و تلوّناتِ
ص ١١

------------------------------------------------------------------------------

اَعراض او را از جوهر الجواهر منع ننمود و اشيای فانيه او را از ملکوت باقی باز نداشت .

ص ١٢

دهم شهر البهاء ٣٠ مارس

------------------------------------------------------------------------------

امروز تجلّيات آفتاب حقيقت بر کلّ تابيده و مدائن و ديار از جذب ندای مختار در

شَغَف و انجذاب . اين ندا کوثر حَيَوان است از برای ابرار . قَد وَصَفَهم اللّه

فی الکتاب : اِنَّ الابرار يشرَبون مِن کأس کان مزاجُها کافوراً " طوبی از برای

وجودی که به اين هستی فائز گشت و موجود شد و وَيل لکلّ غافل مُريب . و حقايق ذکر

و ثنا سزاوار نفوسی است اليوم که شماتت قوم و نعيق ناعقين و تهديد ظالمين ايشان

را از نورِ مُشرقِ مُبين منع ننمود ، ندای حقّ را شنيدند و به او پيوستند .

ايشانند اعلام هدايت و رايات عنايت .
ص ١٣

يازدهم شهرالبهاء ٣١ مارس

-----------------------------------------------------------------------------

ای دوستان محبوبِ امکان ، اليوم يومی است که نسيم خوش روحانی از قميص منير ربّانی

در مرور است و روح قدسی به کمال رقّت و لطافت در حرکت و اهتزاز . به قلوب توجّه

نمائيد تا آن را بيابيد و به آذان متوجّه باشيد تا صوت خوش آن را بشنويد . آنچه

امروز از نفسی فوت شود تلافی آن در قرنها و عصرها نخواهد شد . چون حلقه خاتم

جمع باشيد و به ذکر دوست مشغول تا کوثر حَيَوانِ عرفان را از يد عطا اخذ نمائيد

و در محافلی که خالی از اغيار است بنوشيد و بنوشانيد تا حاسدان و مُغِلّان و

مُنکِران مطّلع نشوند . بايد نظر را از ما سوی اللّه بردارند و به حقّ ناظر باشند

، چه اگر به اين مقام فائز گردند ناملايمات دنيا و حجبات اهل ضلالت ايشان را محزون

ننمايد و از حقّ محجوب نسازد .
ص ١٤

دوازدهم شهرالبهاء ١ آوريل

----------------------------------------------------------------------------

ذکر و ثناء اولياء مالک اسماء را لايق و سزا که حجبات علما و سبحات فقها و اعراض

حکما ايشان را از افق اعلی منع ننمود و از دريای رحمت الهی محروم نساخت ،

قلوبشان به نور عرفان منوّر و وجوهشان به افق ابهی ناظر و متوجّه . ايشانند عبادی

که فرموده : " لا تلهيهم تجارة و لا بيع عن ذکر الله " از ضغينه و بغضا مقدّسند و

از مکر و خدعه منزّه ، با جميع احزاب به روح و ريحان ، اگر ارض طيّبه مبارکه

يافتند القاء کلمه نمايند و الّا فَلا . جدال و نزاع و محاربه و سفکِ دماء از

سجيّهء اهل حقّ نبوده و نيست . اين ظهور اعظم مخصوص تطهير نفوس عَن کلّ ما

تَکرَهُه العُقول آمده طوبی از برای نفوسی که به عدل و انصاف تمسّک جستند و به

طراز صدق و وفا مزيّنند .
ص ١٥

سيزدهم شهرالبهاء ٢ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

انشاء الله از کوثر بيان رحمن مردگان وادی غفلت و نادانی را زنده نمائيد تا کلّ

از فرات رحمت رحمانی بياشامند و به افق اعلی توجّه نمايند . امروز روزی است که

از برای او شبه و مثلی نبوده ، انشاء الله مقرّبين و مخلصين به اعمالی موفّق

شوند که آنهم از شبه و مثل مقدّس باشد . در جميع احوال دوستان را از نفحات قميص

رحمن تازه و خرّم دار . قسم به جان محبوب امکان که اقلام عالم و السن امم از وصف

و ثنای اين يوم بديع عاجز و قاصر است . آنچه در کتب قبل بود امروز ظاهر و هويدا.

قُل تاللّهِ قَد ظَهَرَ مَن جَعلَ الفجرَ ظلاماً و مَشی علی مَشارفِ الارض .

ص ١٦

چهاردهم شهرالبهاء ٣ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

ای دوستان ، عرف قميص رحمن در کلّ اَحيان متضوّع و سماء فضل مرتفع و شمس جود

مُشرق ، جهد نمائيد تا به امری فائز شويد که باقی و دائم بماند . عنقريب دنيا و

آنچه در اوست فانی و معدوم خواهد شد ، چنانچه مشاهده می نمائيد . شما ازاهل

ملکوت بقا محسوبيد . بايد به اعانت مالک اسماء خود را از شئونات غير مرضيّه و

حدودات نفسيّه مقدّس و منزّه داريد . نيکوست حال نفسی که از قلم اعلی ذکرش جاری

شد و بما اراد الله فائز گشت نَسئَلُ اللّهَ باَن يُوَفِّقَ الکلَّ علی خدمتهِ

و طاعتِه .
ص ١٧

پانزدهم شهرالبهاء ٤ آوريل

----------------------------------------------------------------------------

حمد مقدّس از ذکر ممکنات ساحت امنع اقدس حضرت مقصودی را لايق و سزاست که به

مفتاح اسم اعظم باب لقا را بر وجه عالم و جميع امم گشود و بِاَعلَی النّداء ما

بين ارض و سماء صلا در داد و کلّ را به افق اعلی که مقرّ ظهور و بروز مالک

اسماست دعوت فرمود ، باب وصال بگشود و به صراط مستقيم راه نمود و لکن قوم از اين

يوم و عرفانش ممنوع و محروم . طوبی از برای نفوسی که نسايم صبح ظهور را ادراک

نمودند و از قبور غفلت از نفحات وحی برخاستند . ايشانند عبادی که در کتب قبل و

بعد مذکورند و حقّ جلّ جلاله به ايشان بشارت داده و از اهل سفينه حمرا محسوب

داشته ، جلّت عنايتُه و عَظُمَ سلطانُه .
ص ١٨

شانزدهم شهرالبهاء ٥ آوريل

-----------------------------------------------------------------------------

لِلّه الحمد انوار آفتاب عنايت الهی عالم را احاطه نموده و ذرّات کائنات را روشن

و منير فرموده . ای عجب ، کلّ العجب ، اکثری از عباد محروم مشاهده می شوند ،

بعضی را سکر غرور منع نموده و برخی را سکر ثروت و حزبی را شئونات نفس و هوی و

قومی را شبهات و اشارات علما. مَع اعراض و اعتراض و انکار اهل ارض مالک اسماء

جَلّت عظمتُه و عَظُمَت اقتدارُه ، در جميع احيان اهل امکان را بما يُقَرِّبهم اليه

دعوت نمود و به سبيل مستقيم هدايت فرمود و لکن قساوت قلوب و شقاوت نفوس بشأنی

ظاهر که فيوضات فيّاض حقيقی را انکار نمودند و اشراقات آفتاب سماء معانی را به

حجبات نفس و هوی مستور داشته به اين هم اکتفا ننموده فتوی دادند بر آنچه که اهل

فردوس اعلی و سکّان جنّت عليا به فزع و جزع آمدند .
ص ١٩

هفدهم شهرالبهاء ٦ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

آفتاب ظهور مُشرق و بحر بيان در امواج . نيکوست حال نفسی که خود را محروم نساخت

و به فيوضات نامتناهيه الهيّه در اين ربيع به بديع فائز گشت . ای دوستان ،

لسان رحمن می فرمايد فرصت را از دست مدهيد و وقت را غنيمت شمريد . کذلک

يأمُرُکم مالکُ يوم الحساب .
ص ٢٠

هجدهم شهرالبهاء ٧ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

به لسان پارسی ندای مظلوم را بشنو که شايد دوستان حقّ از کوثر بيان بياشامند و

بر امر محبوب ثابت و راسخ مشاهده گردند . بگو ای دوستان ، دنيا را وفائی نبوده و

نيست ، چه که تغيير و تبديل او در کلّ حين مشاهده شده و ميشود . صاحبانِ بصرِ

اطهر و ناظرانِ منظر اکبر به الوان مختلفه اعتناء نداشته و ندارند ، به حقّ

ناظرند و به او متمسّک . انشاء الله جميع بر کلمه واحده جمع شوند و به تبليغ

امر محبوب عالميان مشغول گردند و در جميع احوال از حکمت خارج نشوند . اين کلمه

ای است که در کتاب الهی مرّةً بعدَ مرًّةٍو کرّةً بعد کرّةٍ نازل شده .

انشاء الله بايد به اخلاق مرضيّه و اعمال طيّبه ظاهر شوند .

ص ٢١

نوزدهم شهرالبهاء ٨ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

يا روبين حقّ مُبين می فرمايد : امروز ربيع رحمن ظاهر و نهالهای جديده که از يد

تربيت الهيّه در رضوان احديّه غرس شده بود به اثمار جنيّه و اوراق لطيفه ظاهر و

مشهود و لکن ظالمان عصر ، يعنی علمای جاهل ، در قطع آن جهدها نموده و می نمايند

. بگو ای فراعنه ارض ، اگر فرعون قادر بر اطفاء نور الهی شد شما هم می شويد

و لکن هيهات هيهات ، اراده او مهيمن است بر اراده های اهل عالم و قدرتش نافذ و

علمش محيط بوده و خواهد بود .
ص ٢٢

اوّل شهرالجلال ٩ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

بايد جميع دوستان الهی به آداب و اخلاق و اقوال طيّبهء لايقه مزيّن باشند . صفات

پسنديده به منزله جنود است و از برای امر الهی ناصر و معين ، طوبی از برای

نفوسی که به اين جنود مداين قلوب را تصرّف نمودند . اين ظهورِ اعظم مقدّس از

خلق و ما عِندهم بوده و خواهد بود . بايد جميع فوق همم اهل عالم طيران نمايند و

در صدد آن باشند که جميع مَن علی الارض را تربيت نمايند و به صراط مستقيم هدايت

کنند يعنی به مقامی که لايق شأن انسان است . جميع دوستان در سبيل حقّ جلّ جلاله

ملامت و شماتت شنيده‌اند و حمل شدائد و زحمات و مشقّات نموده‌اند . حال بايد آنچه

را در سبيل الهی حمل نموده‌اند محو ننمايند و به اسم حقّ مراتب و مقامات خود را

حفظ نمايند . لَعَمرُ الله يوم ،يوم جزاست و يوم مکافات است ، از شئونات خود غافل

نشويد ، قدر خود را بدانيد . دنيا به مثابه سراب است ، عنقريب به فنا راجع شود . امروز هر

ص ٢٣

-----------------------------------------------------------------------------

عملی که للّه ظاهر شود ذکرش باقی و پاينده است ، امروز حجاب اکبر بشر را از

مشاهدهء آفتاب حقيقت منع نموده ، اگر اين حجاب رفع شود کلّ را طائف حول مشاهده

نمايند ، بلکه طائف يکی از مقبلين .
ص ٢٤

دوم شهر الجلال ١٠ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

الحمد لِلّه تجلّيات انوار آفتاب حقيقی عالم را فرا گرفته . فضل الهی به شأنی

ظاهر که هر ذی فضل و علمی از ادراک آن عاجز است . مبارک نفسی که در اين ايّام به

کلمه‌اش فائز شد و به ذکرش مفتخر گشت . به حرفی از کتاب ملکوت ، مُلکِ سموات و

ارض معادله ننموده و نمی نمايد . عنقريب درايج و مقامات ظاهر گردد و آنچه در

الواح از قلم اعلی نازل و جاری شده مشاهده شود . الاَمرُ بيَدِه ، يَفعَلُ و

يحکُمُ و هو المقتدرُ القدير .
ص ٢٥

سوم شهر الجلال ١١ آوريل

---------------------------------------------------------------------------

به لسان پارسی ندای مظلوم را بشنو . حقّ در سجن اعظم مظلوم و ممنوع ، ناصر می

طلبد ، بگو ای دوستان الهی و ای شاربان رحيق معانی ، ناصر ، جنود ظاهره نبوده و

نيست و اسلحه موجوده نبوده و نخواهد بود ، بلکه کلمه طيّبه و اعمال حسنه و

اخلاق روحانيّه بوده . ای اهل بهاء به جنود اعمال و اخلاق مظلوم را نصرت نمائيد

و همچنين به جنود صبر و اصطبار ، لِئَلّا يَظهَرَ مِن احدٍ ما تَکْدَرُ به

النّفوس و تَضطَرِبُ به القلوب . جميع جنود عالم به اين جنود برابری نتواند ،

مدائن افئده و قلوب به اين جنود مفتوح . بسا مُدُن و قُری که به يک عمل پاک به

افق اعلی توجّه نمودند و به ذيل مالک اسماء تشبّث جستند . طوبی از برای نفسی

که حلاوت اخلاق را يافت و ادراک نمود .
ص ٢٦

چهارم شهر الجلال ١٢ آوريل

-----------------------------------------------------------------------------

از برای امرا هيچ طرازی و هيچ ثوبی و هيچ علامتی بهتر از عدل نبوده و نيست .

طوبی از برای اميری که عالم را به انوار عدل منوّر نمود و ما بين احزاب به انصاف

حکم فرمود . اميری که موفّق شد به عدل او از عباد مقرّبين در کتاب مُبين از قلم

اعلی مسطور و مذکور ، مقامش عِندَ الله اعظم و شأنش اعلی و ابهی، چه که از

امرا و وزرا و حکّام و صاحبان ثروت بسيار مشکل است به فيوضات فيّاض حقيقی فائز

شوند ، به لسان يَحتَمِل ، و لکن به جَنان هيهات هيهات و اگر نفسی فائز شود او از

اعلَی الخلق لدَی الحقّ مذکور .
ص ٢٧

پنجم شهر الجلال ١٣ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

بايد کلّ بما اُمِروا بِهِ متمسّک باشند ، در هيچ شأنی از شئون و هيچ امری از

امور از آنچه از قلم اعلی جاری از امانت و ديانت و عصمت و عفّت و اعمال و اخلاق

غفلت ننمايند . کلّ بايد به افق اعلی ناظر باشند و همّت در اصلاح و رفع

ما تَکَدَّرَ به العباد نمايند . از حقّ بطلب جميع را به طراز عدل و انصاف مزيّن

فرمايد . طوبی از برای نفوسی که در ليالی و ايّام به نصايح و مواعظ به تهذيب

نفوس مشغولند . اين فقرات بايد اَمام وجوه احبّاء الهی ذکر شود که مباد نفسی

غافل گردد و به امری که لايق ايّام الهی نيست مشغول شود . انّه هوالنّاصحُ

العليم و المُبيّنُ الحکيم . لا اله الّا هو العليُّ العظيم .

ص ٢٨

ششم شهرالجلال ١٤ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

فی الحقيقه بايد احبّای حقّ جلّ جلاله در کلّ احيان متذکّر باشند و به اعمال و

اخلاق سبقت گيرند . اين است شأن انسان ، تَبارکَ الرّحمن الّذی اَظهَرَه و

جَعَله مظهراً لِاَوامرِه و احکامِه . اميد هست که مدن قلوب عالم را به جنود

محبّت و اصلاح فتح نمايند تا شائبه ضغينه و بغضا نماند و رايحه آن قطع شود .

بُغاةِ ارض و طُغاةِ آن در هر عصری مانع خير و ظهورات فيض فيّاض حقيقی بوده‌اند.

مقامی را که عين عالم شبه آن نديده از او اعراض نموده‌اند و خود را از اهل ايمان

می شمرند . سبحان اللّه به ورقه يابسه متمسّک و مقبلند و از سدره منتهی معرض

. اين است شأن غافلين . از حقّ اصلاح می طلبيم و تأييد می خواهيم . اوست قادر

و توانا .
ص ٢٩

هفتم شهرالجلال ١٥ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

هر عملی امروز از عاملی صادر شود او از سلطان اعمال در کتاب الهی مسطور . امروز

روز خدمت و نصرت و استقامت و ذکر و ثناست . لَعَمرُ اللّه اليوم ذرّه قادر که به

مقام آفتاب رسد و قطره مقتدر که به عظمت بحر فائز گردد ، چه که اشراقات انوار

آفتاب ظهور عالم را احاطه نموده . يا حزبَ اللّه ، به کمال همّت و حکمت و اتّحاد

بر نصرت امر مالک ايجاد قيام نمائيد ، وقت را غنيمت شماريد ، چه که قرون و

اعصار به آنی از آن معادله نمی نمايد . قَد شَهِدَ بذلک مالکُ يومِ الدّين فی کتابِه المبين .

ص ٣٠

هشتم شهرالجلال ١٦ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

در جميع امور ملاحظه عباد اللّه نظر به فضل و رحمت سابقه لازم ، لذا بايد در

جميع اعمال ملاحظه نمود تا امری از نفسی صادر نشود که سبب حزن احدی گردد ، مخصوص

دوستان الهی که عين عنايت به ايشان ناظر است و رشحات بحر کرم به ايشان متوجّه و

آنچه به گمان برود که سبب منع خير عامّهء ناس شود عمل به آن و ارتکاب به آن ابداً

جايز نبوده و نخواهد بود .
ص ٣١

نهم شهر الجلال ١٧ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

حمد محبوب عالميان را که به شطر دوست توجّه نموديد و به قميص عرفانش مزيّن گشتيد

. انّه مَعَ مَن ارادَه و يُريدُه . از خدا بخواهيد که لم يَزَل و لا يَزال به

عرفانش فائز باشيد و به ذکرش ذاکر . قلم امر وصيّت می فرمايد احبّای خود را به

استقامت کبری ، چه که از اعظم امور بوده و خواهد بود و احدی به اين مقام فائز

نه مگر نفوسی که آنچه استماع و اصغاء نموده‌اند از قلب محو نمايند و به آنچه

محبوب به آن ناطق است متوجّه باشند ، چنانچه مشاهده می شود اکثری از نفوس به

قصص و حکايات مذکوره از شاطی بحر احديّه ممنوع شده‌اند و حال آنکه واضح است که

آنچه در دست داشته و شنيده‌اند يا از اصل صحيح نبوده و يا معنی آن را ادراک

ننموده‌اند . در کلّ احوال بايد به ذکر حقّ متعال ذاکر باشيد و از دونش منقطع ،

از منع محزون نباشيد ، در نصرت امر بقدر وسع قيام نمائيد .

ص ٣٢

دهم شهر الجلال ١٨ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

مدّعيان محبت بسيار و لکن اهل وفا که فی الحقيقه به افق اعلی ناظر باشند بسيار کم

مشاهده می شود مگر نفوسی که به توفيقات الهيّه از عالم ترابيّه گذشته‌اند و به

شطر ربّ الارباب توجّه نموده‌اند . چه مقدار از نفوس که منتظر ظهور بودند و چون

افق عالم به نيّر اعظم منوّر شد کلّ محتجب ماندند الّا مَن شاءَ الله . ای امة

اللّه ، به حبل محبّت الهی متمسّک باش به شأنی که احدی قادر بر فصل نباشد . به

کمال فرح و سرور به ذکر مالک ظهور مشغول باش . جميع نسبت ها اليوم مقطوع و مردود

است ، چه که ايّام ايّام نسبة اللّه است ، هر که به اين نسبت فائز شد او از اهل

فردوس اعلی بوده و خواهد بود .شکر کن محبوب عالم را که به حبّش فائز شدی و به

ذکرش مذکور گشتی .
ص ٣٣

يازدهم شهرالجلال ١٩ آوريل

-----------------------------------------------------------------------------

در کتاب اقدس جميع را به اشتغال به شغلی امر فرموده‌اند . بايد اليوم هر نفسی که

ادّعای محبّت اللّه نمود به امری مشغول شود . هر نفسی را کامل مشاهده نمائيد ،

بايد به نصايح مشفقانه و مواعظ حسنه او را به شغل و کسب بداريد . خير کلّ نفوس در

اين است و چون از قلم اعلی نازل شده البتّه ثمرات آن ظاهر خواهد شد . اگر تا حال

دوستان حقّ به آنچه نازل شده عامل بودند هرگز اختلاف واقع نمی شد ، چه که جميع را

امر فرموده به خضوع و خشوع و تسليم و رضا و محبّت و امانت و ديانت و شفقت و صدق

و صفا . اين عبد به کمال تضرّع و زاری به اذيال ردای کَرَم متشبّث است که نفوسی

ظاهر فرمايد که مطالع انقطاع باشند و مشارق امانت و صفا و ضعفای خلق را به کمال

شفقت خالصاً لوجه اللّه دعوت نمايند و به بحر فضل کشانند .

ص ٣٤

دوازدهم شهر الجلال ٢٠ آوريل

-----------------------------------------------------------------------------

يا ايّهَا النّاظرُ الی شطری و المتوجّهُ الی وجهی و المنادی باسمی ، اَن

استَمِع النّداء مِن افقِ البلاء انّه لا اله الّا اَنَا الغريبُ المظلوم . مع

آنکه جميع عباد را در کلّ احيان به تقديس و تنزيه امر فرموديم مع ذلک مشاهده می

نمائی که ذيل مقدّس را به غبار مشتهيات نفسيّه و خطيئات هوائيّه می آلايند . قسم

به جمال قدم و بالاسم الاعظم که اگر احبّا بما اُمِروا عمل می نمودند حال جميع

ملل را به شطر مُعَلّلِ عِلَل مقبل مشاهده می نموديد . امروز روزی است که صخره

باعلَی الصّيحة ندا می نمايد و جميع بريّه را به تقديس و تنزيه ميخواند . چه که

تا قلوب پاک و مقدّس نباشند به لقای محبوب فی الحقيقه فائز نشوند و در ما

يَظهَرُ مِنه آثار الهيّه و شئونات ربّانيّه را مشاهده ننمايند . اگر بشر صاحب

بصر بودند اعمال ظاهريّه حقّ در ما بين اعداء کلّ را کفايت می نمود و علم حقّ را

مشاهده می نمودند که محيط است بر کلّ . علّت احتجاب
ص ٣٥

------------------------------------------------------------------------------

خلق از حقّ اسم ستّار شده . به شأنی تجلّيات اين اسم احاطه نموده که اکثری از

خلق خود را عالم و حقّ را جاهل شمرده‌اند ، فبِئسَ ماهم يَظُنّون و يَتَوَهّمون .

کمر خدمت را محکم کنيد و در امر اللّه اهمال مکنيد ، ناس را از تکدّی به اسم حقّ

منع نمائيد و در کلّ احيان به تبليغ امر مشغول باشيد . اصل امر اين است . بعد از

تحقّق او جميع امور به رضا جاری می شود .
ص ٣٦

سيزدهم شهرالجلال ٢١ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

اگر اهل ارض طرّاً اراده کنند ذکر ايّامی که در بستان نجيب پاشا که به رضوان

ناميده شده نمايند هر آينه کلّ قاصر و بر عجز مُقرّ ، فی الحقيقه چشم عالم شبه آن

را نديده و بصر امم به مشاهدهء نظير آن يوم فائز نگشته . توجّه مقصود عالميان و

ورود در آن بستان و استقرار بر عرش بيان و ما خَرَجَ مِن فَم المشيّة فی ذاک

الآن خارج از اذکار عالميان بوده .... باری اشراقات و تجلّيات آن يوم خارج از

عرفان و ادراک عالم است و مخصوص آن بستان به اسم دربان مذکور شده که رضوان باشد

و کانت ايّامُ تجلّی الرّحمن بکلِّ اسمائِه علی مَن فی ارضه و سمائه . جمعی از

اولياء به مشاهده و لقاء آن ايّام و ما ظَهَرَ فيها فائز گشته . در ورود و خروج

جمال قدم آيات و بيّنات الهی ظاهر و باهر و هويدا و نور تجلّی ساطع و لائح .

اوّل عيد رضوان
ص ٣٧

چهاردهم شهرالجلال ٢٢ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

انشاء الله جميع فائز شوند به آنچه که مقصود است و آن اين که کلّ لِوجهِ اللّه

حرکت نمايند و مذهب الهی را سبب و علّت ضغينه و بغضا ننمايند ، با کلّ به کمال

رفق و مدارا و محبّت ملاقات کنند و کلمه را القا نمايند ، اگر قبول شد و از

وجهه اش نَضره رحمن مشاهده گشت حقّ متعال را شاکر شوند و الّا او را به او

واگذارند بدون آنکه ادراک عدم محبّت نمايد . نفوس زکيّه مطمئنّه راضيه مرضيّه

را لاَجلِ صفات پسنديده و اخلاق روحانيّه هر نفسی اظهار محبّت می نمايد و دوست

می دارد و لکن نفوس غافله را بايد لِوجه اللّه محبّت نمود که شايد مبدء رحمت و فضل

را سبب و علّت عناد ندانند و ارض فی الجمله مستريح شود .

ص ٣٨

پانزدهم شهر الجلال ٢٣ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

فی الحقيقه امروز ربيع عالم حقيقت است . فرات رحمت جاری ، بحر عنايت موّاج ،

امطار فضل هاطل و نور وجه لامع و سرّ غيب ظاهر و آفتاب اسم اعظم از اعلی افق

عالم مشرق و لائح . طوبی لِمَن عَرَفَ و فازَ و حسرت از برای نفوسی که اسباب

فانيه ايشان را از مُسبّب و نعمت باقيه محروم نموده .

ص ٣٩

شانزدهم شهرالجلال ٢٤ آوريل

----------------------------------------------------------------------------

اين نامه‌ای است از اين مظلوم مسجون بسوی يکی از احبّای حقّ که به علی ناميده

شده تا از بحر معانی و بيان الهی سرمست شده به ذکر دوست مشغول شود و سبب اشتعال

انفس مخموده گردد . ای علی ، فجر هدايت طالع و آفتاب عنايت مشرق و لائح است . جهد

نما تا عباد غافلين را به انوارش منوّر کنی و به مقصود اصلی کشانی ، کلمه الهيّه

به مثابه نار است از برای انفس مخموده و به منزله ماء است از برای ارواح پژمرده

، پس بايد در کلّ احيان اهل امکان را به ماء معارف رحمانی و نار موقده ربّانی

مشتعل و تازه نمائی . جميع ناس طالب لقا بوده و هستند و لکن چون شمس لقا مشرق و

بحر وصال موّاج شد اکثری محروم ماندند و اين نيست مگر از حجباتی که ما بين حقّ

و خلق حايل شده . طوبی از برای نفسی که اليوم به اسم حقّ قيام نمايد و آن حجبات

را به اصبع يقين خرق کند .
ص ٤٠

هفدهم شهر الجلال ٢٥ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

آنچه اليوم محبوب است استقامت بر امر الله جلّ جلاله بوده . هر نفسی به اين مقام

بلند اعلی فائز شد به کلّ خير فائز گشته . بلايا و مِحَن و رزايای سرّ و عَلَن

لَم يَزَل و لايَزال مخصوص احبّای حقّ بوده ، طوبی لمَن شَربَ مِنها ساکناً

صابراً فی امر الله مولی العالمين . طَرف عنايت حقّ با شما بوده و انشاء الله

خواهد بود . از آنچه وارد شده محزون مباشيد . مشاهده نما حقّ مع آنکه خير کلّ را

خواسته و جميع ناس را به افق اعلی دعوت نموده بر او وارد شده آنچه بر احدی از

اهل ابداع وارد نشده . اين است شأن خلق ، از حقّ منيع و مَطلع يقين گذشته‌اند

و به اوهام خود مشغولند ، زود است بر اعمال خود مطّلع شوند و بر انفس خود نوحه

نمايند . انشاء الله لَم يَزَل و لايَزال از بحر سرور بياشامی و به افق ابهی ناظر باشی .

ص ٤١

هجدهم شهر الجلال ٢٦ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

دوست ميفرمايد : نار الهيّه مشتعل و سدره ربّانيّه در اعلی البقاع ناطق و لکن

گوش نه تا آواز خوش رحمن را بشنود و قلب نه تا به عرفان تجلّی سبحان فائز گردد .

اکثری از ناس به موهومات خود متمسّکند و از سلطان آيات غافل ، گمان را بر عرفان

ترجيح داده‌اند و به ظنّ از يقين قانع شده‌اند ، و لکن عنقريب خود را خاسر و اعمال

خود را باطل مشاهده نمايند . اهل فضل اليوم نفسی است که به فضل اعظم فائز شد ،

چه که مقصود از آفرينش عرفان حقّ بوده ، هر نفسی از آن محجوب ماند از اهل خسران

لَدَی الرّحمن محسوب است . نيکوست حال تو که ندای قلم اعلی را شنيدی و به عرفان

دوست فائز گشتی ، قدر اين نعمت عظمی را بدان . به جان و لسان به ذکر محبوب

امکان مشغول باش .
ص ٤٢

نوزدهم شهرالجلال ٢٧ آوريل

-----------------------------------------------------------------------------

کلّ را به حکمت امر نموديم و حکمت اعمال و اخلاقی است که ناس را به بحر اعظم

نزديک نمايد و سبب تشويق کلّ گردد . از حقّ می طلبيم عباد را مؤيّد فرمايد بر

ادراک حلاوت بيانش ، چه اگر حلاوت بيان را بيابند کلّ از ما عِندهم بما عِنده

تمسّک نمايند . مکرّر در الواح الهی کلّ را به اعمال طيّبه و اخلاق مرضيّه امر

نموديم . لَعَمری جنود منصوره اعمال طيّبه بوده و هست . يا ابنَ اسمی ، اخلاق

مرضيّه اَعلام منصوره‌اند در عالم . طوبی از برای نفسی که حبّ دو يوم او را از

حيات ابدی و نعمت سرمدی منع ننمايد . کلّ را وصيت می نمائيم که به جنود اعمال و

اخلاق امر الله را نصرت نمايند . از هر نفسی لوجه اللّه عملی ظاهر شود که سبب

هدايت خلق گردد آن عمل لايق اثبات است و به شهادت اين مظلوم محو آن را اخذ

ننمايد و تغيير به آن راه نيابد .
ص ٤٣

اوّل شهرالجمال ٢٨ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

ای امة الله ، مالک قدم از شطر سجن اعظم در کلّ احيان اهل امکان را به فردوس ابهی

و افق اعلی دعوت می فرمايد . طوبی از برای نفسی که اجابت نمود و به اعلَی

المقام فائز شد . امروز روزی است که نسبت عُلوّ و دنوّ مرتفع است . هر نفسی چه

از عباد و چه از اماء به حقّ توجّه نمود او از حقّ محسوب است و مِن دون آن از

اهل خسران لَدَی الرّحمن مذکور اگر چه از اعلَی الخلق بوده . ای امة اللّه ، حمد

کن محبوب عالم را که به عرفانش فائزی و به افقش ناظر . قدر اين مقام را بدان و در

ليالی و ايّام به ذکرش مشغول باش و از دونش فارغ و آزاد . از شدائد دنيا محزون مباش ،

تفکّر در حال محبوب عالم نما که به کمال ظلم و ستم در سجن اعظم ساکن است . لَعَمری آنچه مشهود ، مفقود خواهد شد و الملکُ و الملکوتُ لِاَحبّاء الله الفرد العليم الخبير .

ص ٤٤

دوم شهرالجمال ٢٩ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

سدره مبارکه يکی از ورقات را ذکر می نمايد تا ذکر الهی او را به فيوضات

نامتناهيهء ربّانيّه فائز فرمايد . در اين صبح يوم رضوان جمال قدم به ذکر ورقات

خود مشغول است ، بايد اماء الله اليوم به کمال تقديس و تنزيه به ثنای محبوب

عالميان ناطق شوند ، جز حقّ را معدوم شمرند و مفقود دانند . هر نفسی اليوم به

محبّت اللّه فائز شد به کلّ خير فائز است و صاحب جميع آنچه محبوب است . جهد

نمائيد تا به اعانت حقّ اين مقام بلند اعلی را به اسمش حفظ نمائيد .

نهم رضوان
ص ٤٥

سوم شهرالجمال ٣٠ آوريل

------------------------------------------------------------------------------

ای قوم ، قدر يوم را بدانيد . امروز آفتاب کرم از افق عالم مشرق و لائح و امواج

بحر بيان امام وجوه اديان ظاهر، خود را محروم منمائيد . لَعَمر الله ما بين ملأ

اعلی جشنی ظاهر و مجلسی بر پا ، چه که امروز مکلّم طور بر عرش ظهور مستوی و

کَرم اللّه به لقا فائز و مدينه مبارکهء طيّبه از آسمان نازل . شمس لازال فی

وسطِ السّماء . اين نور را سحاب منع ننمايد و کسوف اخذ نکند . لازال قمرش ساطع و

لائح و انهارش جاری و ساری و اشجارش به اثمار لاتحصی مزيّن . يوم ، يوم فرح

اکبر است ، طوبی لِلفائزين و طوبی لِلمخلصين و طوبی لِمَن اَخَذَ بيَدِه

اليُمنی کوثرَ البقاء و شَرِبَ بهذا الاسم الّذی به فُتِحَ بابُ العطاء علی

مَن فی ناسوتِ الانشاء .
ص ٤٦

چهارم شهرالجمال ١ می

------------------------------------------------------------------------------

امروز ملکوت بيان از آيات مقصود عالميان مهتزّ و بحر بيان از نفحات رحمن موّاج .

طوبی از برای نفسی که اشارات بشر او را از مالک قَدَر منع ننمود و از افق انور

باز نداشت . جمعی از خاشاک روزگار بر اعراض قيام نمودند مع آنکه از برای خدمت

اين امر خلق شده‌اند . در اعمال اهل فرقان نظر نما تا بر ما وَرَدَ عَلی الرّحمن

مطّلع شوی و آگاه گردی . هزار و دويست سنه اَو اَزيَد به مباحثه و مطالعه مشغول ،

در ليالی و ايّام به قرائت کتب متمسّک و از حقّ جلّ جلاله ايّام ظهور را سائل و

آمل و چون نيّر امر از افق اراده اشراق نمود آن انتظارها و کتبها و قرائتها به صورت

سيف ظاهر و بر محبوب عالميان وارد شد آنچه که صخره صيحه زد و غمام نوحه نمود .

ص ٤٧

پنجم شهرالجمال ٢ می

------------------------------------------------------------------------------

روز ندا می نمايد و آفتاب مژده ميدهد و ماه بشارت می گويد . ای دوستان ، خداوند

آگاه آمد ، گواهی دهيد . روشنی پنهان آشکار ، به دل و جان بشتابيد . آبها مژده

می دهند و درياها می رقصند و بيشه ها اخبار می نمايند . ای بندگان از دريای

دانائی خود را بی بهره منمائيد و از آفتاب بينائی خود را محروم مسازيد . نسيم

فرح بخش وزيد ، پژمردگان را طراوت عنايت فرمود و تازگی بخشيد . اين روز پيروز را

گفتار از عهده بر نيايد و از شرح آن عاجز و قاصر مشاهده شود . نيکوست بنده‌ای که

بر منزلت امروز آگاه شد و بر مبارکی آن گواهی داد . در هر حال از دوست يکتا می

خواهيم کلّ را از دريای عطای خود محروم ننمايد و از مشاهدهء آفتاب راستی منع نکند

دوازدهم عيد رضوان
ص ٤٨

ششم شهرالجمال ٣ می

------------------------------------------------------------------------------

اعمالی که منسوب به کتاب الهی است ما بين اعمال واضح و هويداست و به مثابه عطر

خالص است ما بين روايح اشياء . می فرمايد : ضَعوا الاقوال ، زَيِّنوا انفسَکم

بالاعمالِ الطّيّبة و الاخلاقِ الرّوحانيّة النّورانيّة . اين خادم فانی اميدوار

است که دوستان موفّق شوند بر آنچه به طراز قبول عند الله مزيّن و مطرّز است . فی

الحقيقه اگر انسان به نار محبّت الهی مشتعل نباشد و از مؤانست اوليا و ناصحين

حقيقی محروم ماند ايّامش ضايع و عمرش تلف و به حسرت تمام و اسف بی منتهی راجع

شود. در اين صورت بايد کلّ دست رجا به سماء جود واجب الوجود بلند نمائيم و کرم

قديم و فضل بديع منيعش را آمل شويم تا عباد خود را به رضای خود مؤيّد

فرمايد و از شرّ نفس امّاره حفظ نمايد . اوست مقتدر و بر هر امری توانا .

ص ٤٩

هفتم شهرالجمال ٤ می

------------------------------------------------------------------------------

انشاء الله در کلّ احيان از رحيق حَيَوان بياشاميد و به ذکر محبوب عالميان مشغول

باشيد . اوامر الهيّه از سماء عزّ احديّه نازل ، بايد کلّ به آن عامل شويد ،

امتياز و ترقّی و فوز خلق به آن بوده و خواهد بود ، هر نفسی که به آن عمل نمود

رستگار شد . بعد از عرفان مطلع توحيد و مشرق تفريد دو امر لازم : اوّل استقامت

بر حبّش به شأنی که نعاق ناعقين و ادّعای مدّعين او را از حقّ منع ننمايد و

کَاَن لَم يَکُن شيئاً انگارد و ثانی اتّباع اوامر اوست که لَم يَزَل ما بين ناس

بوده و خواهد بود و به او حقّ از باطل ممتاز و معلوم است . انشاء الله جهد

نمائيد تا بر عمل بما اَرادَ الله موفّق شويد . انّه لَهو النّاصحُ العليم .

ص ٥٠

هشتم شهرالجمال ٥ می

------------------------------------------------------------------------------

يا محمّد تقی ، عليک بهائی . جنود الله که ناصر امر و مُعين امرند در اين ظهور

اعظم اعمال طيّبه و اخلاق پسنديده بوده و هست . بايد کلّ به اين جنود حقّ را نصرت

نمايند . امروز روز ذکر و ثنا است و امروز روز اعمال است . مکرّر اين بيان از قلم

رحمن جاری تا کلّ به آن ناظر باشند و به آن متمسّک . فساد و جدال و نزاع محبوب

حقّ نبوده و نيست . يا حزب اللّه ، وقت را غنيمت شمريد ، شايد فائز شويد به عملی

که عرفَش ابدی و ذکرش سرمدی باشد .
ص ٥١

نهم شهرالجمال ٦ می

------------------------------------------------------------------------------

ای حبيب روحانی ، نفحه خوش جان که از رياض روحانی متضوّع گشته مشام مشتاقان را

معطّر نمود . سبحان اللّه رائحهء محبّت اللّه را چه نفوذ و ثبوتی است که سطوعش

آفاق را احاطه می نمايد و ثبوتش در عوالم وجود تا ابد الاباد باقی . اليوم يوم

الاعظم و انوارش چون نيّر اکبر کلّ عوالم را فرا گرفته و اعمال و افعال حکم

شجره طيّبهء مذکوره در آيه مبارکه داشته که اصلش در اراضی مقدّسه ثابت و فروعش

در ملأ اعلی و اثمار جَيّده طيّبه اش مِن دون انقطاع حاصل .... پس بايد اليوم

به توفيقات رحمانيّه کلّ به اعمال و افعالی قيام نمائيم که نورانيّت عالم باشد و

اليوم کلّ طوائف و قبائل عالم در ظلمات افعال و افکار مبتلا و هلاک . مقصد در

اين بيان آنکه جميع احبّای الهی را در کلّ احيان متذکّر فرمائيد که با خلق به صفات

حقّ رفتار نمايند تا آنکه انتساب حقيقيشان الی اللّه در نزد عموم ثابت و واضح گردد .

ص ٥٢

دهم شهرالجمال ٧ می

------------------------------------------------------------------------------

يا صغير السّنّ ، کتابت لَدَی الوجه حاضر و مشاهده شد . الحمد لِلّه در اوّل ايّام

به کعبه حقيقی اقبال نمودی و به عرفانش فائز شدی . انَّ الفضلَ بيدِ الله

يُعطيه مَن يَشاء مِن خلقِه انّه لَهو العليمُ الخبير . چه مقدار از نفوس مَع

طلب و اَمَل در انتهای عمر خود به عرفان مقصود فائز نشدند و تو از فضل و عنايت

رحمانی در ابتدای عمر به اين فوز اعظم فائز شدی . انشاء الله در ظلّ سدره

ربّانيّه محفوظ و ساکن و ذاکر باشی .
ص ٥٣

يازدهم شهرالجمال ٨ می

------------------------------------------------------------------------------

ای دوستان ، به منزله سراج باشيد از برای عالم ظلمانی و به مثابه نور باشيد از

برای تاريکی ، با جميع اهل عالم به کمال محبّت رفتار کنيد . اجتناب و جدال و

فساد کلّ در اين ظهور اعظم منع شده . نصرت به اعمال طيّبه و اخلاق مرضيّه بوده و

خواهد بود . تَمَسَّکوا بالاستقامةِ الکبری فی امر ربّکم مالک الوَری ثُمّ

اعمَلوا بما اُمِرتم به فی کتابِ ربِّکم العليمِ الحکيم .

ص ٥٤

دوازدهم شهرالجمال ٩ می

------------------------------------------------------------------------------

يا ابن ابهر ، قسم به انوار آفتاب حقيقت که از افق سجن مشرق و لائح است ضُرّ

اعمال شنيعه که در کتاب منع آن از قلم اعلی جاری شده به حقّ راجع و همچنين سبب

توقّف ظهور امر است ما بين عباد . از حقّ می طلبيم از بعد کلّ بما حَکَمَ بهِ

اللّه عامل شوند ، شايد به کلمه رضا فائز گردند . امروز جنود حقّ و ناصرش اعمال و

اخلاق است ، بايد به اين جنود افئده و قلوب و صدور عباد را تصرّف نمود . قُل

خُذوا التّقوی بايادی التّسليم و الرّضاء انّه مُمِدُّکُم و رافعُکم و ناصرکُم و

مُنجيکم مِن لَدَی اللّهِ ربِّکم و ربِّ الکرسيّ الرّفيع .

ص ٥٥

سيزدهم شهرالجمال ١٠ می

------------------------------------------------------------------------------

ای صادق ، انشاء الله به مطلع صدق فائز باشی و به ذکرش ناطق . ردّ و قبول کلّ

شیء در قبضه قدرت الهی بوده ، هر چه را قبول فرموده او لَدَی الکلّ مقبول

بوده و خواهد بود و هرچه را ردّ نموده او مردود بوده و هست . اليوم صادق کسی است که

مطلع صدق را بشناسد و به او متمسّک باشد و اگر نفسی به جميع اعمال حسنه مرضيّه

عامل باشد و از مطلع وحی و مشرق الهام غافل گردد او از غافلين لَدَی العرش مذکور

است . و همچنين اگر نفسی به جميع کتب الهيّه تکلّم نمايد و به جميع نصايح

مُنزله ناس را متذکّر کند و تصديق حقّ ننمايد او صادق نبوده و نيست .

ص ٥٦

چهاردهم شهرالجمال ١١ می

------------------------------------------------------------------------------

يا اولياء الله و حزبَه ، جهد نمائيد که شايد اهل قبور را از رحيق مختوم

برانگيزانيد . امروز روز قيام است نه قعود و لکن قيام به حکمت و بيان است . طوبی

از برای نفسی که به اسم حقّ جلّ جلاله از کوثر بيانش ظاهر و باطن را از غبار ظنون

و اوهام مقدّس نمود و به قلب پاک به شطر اللّه اقبال کرد . او اگر در نوم باشد

عند الله قائم و شنوا و گوياست ، چه که جميع ارکان و اعضاء و شعراتش به محبّت

حقّ ظاهر شده و از فضل و عنايتش قوّت اخذ نموده و بر خدمت ايستاده . اين قيام را

ضوضاء عالم منع نکند و اين لسان را زَماجير اهل امکان از بيان باز ندارد .

ص ٥٧

پانزدهم شهرالجمال ١٢ می

------------------------------------------------------------------------------

قُل يا اولياء الله فی الارض .... امروز اعمال و اخلاق ناصر و مُعينِ حقّ جلّ

جلاله‌اند . طوبی از برای رجالی که لِوجه اللّه به اين دو تمسّک نمودند . تقوی

سراجی است منير ، اوست سبب روشنی عالم و علّت هدايت امم . اگر از اوّل امر

مدّعيان محبّت الهی به اوامر و احکامش تمسّک می جستند حال عالم به نور ايمان

منوّر مشاهده می گشت . اين ايّام از مدّعيان محبّت وارد شد آنچه که از اعدا

وارد نشده ، لَعَمرُ الله انَّ المظلومَ فی حزنٍ مُبين .

ص ٥٨

شانزدهم شهرالجمال ١٣ می

------------------------------------------------------------------------------

انشاء الله به صدق تمام بر مالک انام ثابت و مستقيم باشی . جهد کن تا مخمودين را

به نار مشتعله ربّانيّه مشتعل نمائی و تشنگان را از اين رحيق اطهر که از شطر

اکبر جاری است بنوشانی . اگر اليوم صاحب بصر يافت شود و يک لوح از الواح الهيّه

را قرائت نمايد و حرارت آن را بيابد به جان در خدمت رحمن قيام کند و از عالم و

عالميان چشم پوشد و به او بگشايد . ای صادق ، بحر اعظم جاری و سماء کرم مرتفع و

شمس عنايت مشرق . بگو ای عباد تا وقت باقی است خود را از رحيق ابهی محروم نسازيد

و به ذکر موهوم از مشرق يقين غافل نشويد .... انشاء الله از نار بيان رحمن به

شأنی مشتعل شوی که حرارت آن در نفوسی که با تواند تأثير نمايد تا کلّ به فيض

اعظم فائز شوند و به وجه قدم توجّه نمايند .
ص ٥٩

هفدهم شهرالجمال ١٤ می

------------------------------------------------------------------------------

دوست لساناً دعوی دوستی نمايد و فعلاً مرتکب شود امری را که ضّر آن به محبوب

راجع شود . آيا بر چنين نفس چه لايق و سزاوار است ؟ آيا کلمه دوست بر او اطلاق

ميشود و يا به اسم حبيب در نزد محبوب مذکور است ؟ لا و ربّ العرشِ العظيم . دوست

صادق آن است که از کوثر محبّت دوست چنان سرمست شود که جز رضای او نخواهد ، يعنی

از خود اَمَلی و خواهشی و خيالی نداشته باشد و کلّ را در رضای دوست فانی مشاهده

نمايد . حرکت نکند مگر به اذن او و نخواهد مگر آنچه را که رضای او در اوست .

ص ٦٠

هجدهم شهرالجمال ١٥ می

------------------------------------------------------------------------------

از حقّ می طلبيم آن جناب را آگاه فرمايد و بر نصرت امر تأييد نمايد و نصرت آنچه

در کتاب بها از قلم اعلی نازل شده به اعمال و اخلاق بوده و هست ، اين جنود اقدر

و اشجع از جنود عالم مشاهده ميگردد . اوليا را تکبير برسان ، بگو جند الله امروز

اعمال طيّبه و اخلاق مرضيّه است . به آن تمسّک نمائيد . لَعَمری به اين جنود

مدائن افئده و قلوب مسخّر شده و ميشود . در اين ظهور اعظم فضل اعظم ظاهر و عنايت

کبری مشهود . کلّ را از سَبّ و لعن منع نموديم و همچنين از اعمالی که سبب حزن و

علّت هَمّ و غم است .
ص ٦١

نوزدهم شهرالجمال ١٦ می

_________________________________________________________

ای غلام ، به لوح مالک انام از قبل فائز شدی و حال هم فضلاً عَلَيک اين لوح امنع

اقدس نازل تا به تمام قلب و جان به خدمت امر الله قيام نمائی و به استقامت تمام

ظاهر شوی . اليوم بر هر نفسی لازم است که بقدر وسع بکمال حکمت به نصرت امر مشغول

شود ، طوبی لِمَن فازَ و وَيل لِلمُحتجبين . ثمره وجود بنی آدم عرفان حقّ و نصرت

امر بوده ، هر نفسی به آن فائز به کلّ خير فائز است و خدمت ، تبليغ امر الهی است

به حکمت محضه ، چنانچه در کلّ الواح نازل شده . انشاء الله لازال از رحيق بی

زوال بنوشی و به شطر الله ناظر باشی .
ص ٦٢

اوّل شهرالعظمة ١٧ می

------------------------------------------------------------------------------

ای دوستان ، آثار اعمال طيّبه و اخلاق روحانيّه به مثابه جدولی است که از بحر

اعظم منشعب ، به دوام ملک و ملکوت جاری و ساری و دائم است . جهد نمائيد تا از

اين فيض اکبر محروم نمانيد . شياطين در کمين بوده و هستند و به انواع مکر و خدعه

تمسّک و تشبّث نمايند که شايد عامِلی را تارِک و يا مقبلی را مُعرض نمايند .

سُکر غرور اکثری را اخذ نموده و باده نافرمانی عمارات افئده و قلوب را ويران

کرده . طوبی لِعبد جَعَلَه اللّه قائماً علی خدمةِ امره و ناطقاً بذکرِه و

عاملاً ما اَنزَله فی کتابه و ثابتاً مستقيماً علی حبّه و راضياً بقضائِه و

متمسّکاً بحبله و متشبّثاً بذيله و متوکّلاً عليه و مُفوّضاً امورَه اليه .

ص ٦٣

دوم شهرالعظمة ١٨ می

------------------------------------------------------------------------------

بشنويد ندای محبوب عالم را . قسم به اسم اعظم که هر که شنيد حقّ شنيدن ، از عالم

و عالميان فارغ شد و به کمال روح و ريحان به خدمت امرش قيام نمود . فضلش به مقامی

است که ذکر و شرح آن از حدّ بيان خارج و اقلام عالميان از ذکرش عاجز و قاصر .

قدر اين ايّام را بدانيد و به کمال استقامت بر امرش قيام نمائيد . مع آنکه در سجن

اعظم بين امم مبتلاست کلّ را به افق اعلی دعوت می فرمايد . طوبی لِمَن

تَفَکَّرَ فی هذا الَامر و تزيَّنَ برداءِ الاعمال ، انَّه مِن الفائزين المخلصين

و الحمد لِلّه ربِّ العالمين .
ص ٦٤

سوم شهرالعظمة ١٩ می

------------------------------------------------------------------------------

ای حسين ، به اين کلمه مبارکه که بمثابه سفينه است در دريای عرفان سلطان امکان

متمسّک باش . اگرچه اين کلمه قديم است ، يعنی مظاهر امر از قبل به آن تکلّم

نموده‌اند و لکن اليوم به طراز بديع جديد ظاهر ، چه که اسرافيل حقيقی روح تازه

معنوی در هياکل الفاظ دميده و آن کلمه اين است :

" مَن کانَ للّه کانَ اللّهُ لَه " . اگر در اين بحر سير نمائی خود را به روح

تازه و اطمينان بی اندازه مشاهده نمائی و در هوای محبّت نيّر آفاق به پرهای شوق و

اشتياق پرواز کنی و به کمال فرح و انبساط و سرور و نشاط بر اين صراط عدل مستقيم

مشی نمائی . ندای حسين در کلّ حين مرتفع است . از حقّ می طلبيم جميع را به اين

فيض اعظم فائز فرمايد . انَّه لَهو المقتدرُ القدير .

ص ٦٥

چهارم شهرالعظمة ٢٠ می

------------------------------------------------------------------------------

ای ورقه ، انشاء الله از ارياح اراده سدره متحرک باشی و به ذکرش ناطق . اگر

آفتاب عنايت الهی بر تو بتابد و به مقامی فائز شوی که اطوار ورقات فردوس را

مشاهده نمائی و نغماتش را بشنوی البتّه تمام عمر به ذکر حضرت مقصود ناطق شوی و

حيات و بقای خود را در ثنای محبوب عالم صرف نمائی ، چه مقدار از ورقات شب و روز

به ذکر سدره مشغول بودند ، لکن چون سدره ظاهر شد کلّ از سموم اوهام ساقط مشاهده

شدند اِلّا مَن شاءَ ربّک . قدر اين ايّام را بدانيد و در کلّ احوال شاکر باشيد ،

چه که شما را تأييد فرمود و از کأس عرفانش نصيب عنايت نمود . جميع آنچه در

عالم است به اين مقام معادله نمی نمايد .
ص ٦٦

پنجم شهرالعظمة ٢١ می

------------------------------------------------------------------------------

مقصود از خلق عالم و تصوير آدم عرفان حقّ جلّ جلاله بوده و اين عرفان بنفسه رحيق

حَيَوان بوده و خواهد بود ، هر نفسی به آن فائز شد به حيات باقيه فائز است .

الحمد لِلّه به اين مقام عالی و رتبه متعالی فائز شدی و به انوار شمس معانی که

از افق مشيّت الهی مشرق است منوّر گشتی . قدر اين مقام را بدان و از آنچه واقع

شده محزون مباش . تَفَکَّری فيما وَرَدَ عَلينا مِن اعداءِ الله اذاً يَسهُلُ

عليک ما رَأَيتِه فی حُبّه و رضائِه . با حبّ دوست ، تلخ ، شيرين و حنظل ،

انگبين است . زود است که حجبات ناس خرق شود و نتايج اعمال خود را مشاهده کنند و

بر خود نوحه و ندبه نمايند . البتّه حکيم عادل از ظالم حقّ مظلوم را اخذ نمايد .

انّه لهو المقتدر القدير . حمد کن مالک قدم را که به حبّش معروفی و لَدَی العرش مذکور .

ص ٦٧

ششم شهرالعظمة ٢٢ می

------------------------------------------------------------------------------

حضرت اعلی در اين مقام در بيان فارسی ذکری فرمود از قول شيخ احمد احسائی ، عليه

بهاءاللّه ، که نفسی از ايشان سؤال نمود از کلمه‌ای که قائم به آن تکلّم می

فرمايد و سيصد و سيزده نفر که در آن روز از اتقيا و نقبای آن ظهورند متحمّل نمی

شوند . جناب شيخ از ذکر کلمه ابا و امتناع فرمودند .... بعد از اصرار فرمودند اگر

قائم به تو بفرمايد دست از ولايت امير المؤمنين بردار ، برميداری ؟ فی الفور ابا

و امتناع نموده بود که حاشا و کلّا . و نقطه در اين مقام ميفرمايد : " و ظاهر است

نزد اهل حقيقت که حضرت شيخ کلمه‌ای را از لسان قائم به او شنواند و او چون متحمّل

نشد کافر شد ، ولی ملتفت نشد " انتهی . قسم به آفتاب قدم که از افق سجن اعظم

طالع است ، اگر نفسی در اين بيان منقطعاً عَن التّقليد و الاوهام تفکّر نمايد بر

عظمت امر مطّلع می شود .
ص ٦٨

هفتم شهر العظمة ٢٣ می

------------------------------------------------------------------------------

تفسير احسن القصص بما عندَالقوم نازل شده و اين نظر به فضل بحت بوده که شايد اهل

غفلت و جهل به جبروت علم صعود نمايند ، چنانچه اکثری از مطالب مذکوره در آن

مطالبی است که نزد اهل فرقان محقّق بوده ، و اگر از اوّل بما اَرادَ الله نازل

می شد احدی حمل نمی نمود و باقی نمی ماند .... ملاحظه نمائيد که اوّل امر ، آن

حضرت به بابيّت خود را ظاهر فرمودند . اين نظر به آن بوده که طيور افئده انام

در آن ايّام قادر بر طيران فوق آن مقام نبودند . قد ناحَتِ الاشياء بما نَسَبَ

نفسَه بهذاالمقام ، لِاَنَّ هذا المقام لو يَکونُ اصليّاً حقيقيّاً و ما فوقَه و

فوقَ فوقِهِ يُخلَقُ بکلمة مِن عندِهِ و اشارةٍ مِن اِصبَعِه .... و چون ناس

ضعيف و محتجب مشاهده می شوند لذا فضلاً لَهُم شمس حقيقت به ذکر ذرّه مشغول و بحر

قدم به وصف قطره ناطق . اينست که نقطه اوّليّه به اسم بابيّت ظاهر شدند . و به

اين مقدار هم ناس راضی نشدند تا چه رسد به ذکر ولايت و امثال آن . و

ص ٦٩

------------------------------------------------------------------------------

حال آن که اين مقامات کلّها و فوق آن به کلمه‌ای از بحر جودش ظاهر و موجود گشته و

به امری معدوم و مفقود خواهد شد .
اظهار امر حضرت ربّ اعلی
ص ٧٠

هشتم شهرالعظمة ٢٤ می

------------------------------------------------------------------------------

قلم اعلی در سجن اعظم احبّای خود را ذکر می فرمايد تا جميع با کمال تقديس و

تنزيه از کوثر بيان که در ايّام رحمن جاری است بياشامند . اکثری از احبّاء به

ساحت اقدس فائز نشده‌اند و معانی کلمات الهيّه را کَما يَنبَغی ادراک ننموده‌اند .

لذا اليوم از شريعه اوامر الهيّه محروم مانده‌اند و همچنين بعضی به مشتهيّات

نفسانيّه به اعمال شنيعه عامل شده‌اند و آن را به حقّ نسبت داده‌اند و عباد بيچاره

که از اصل امر مطّلع نبوده‌اند به متابعت آن نفوس از صراط مستقيم دور مانده‌اند .

برتو لازم و واجب است که به خدمت امر قيام نمائی و نفوس ضعيفه را از آلايش

هواهای نفسانيّه مطهّر و مقدّس نمائی . کتاب اقدس از ملکوت مقدّس نازل و اوامر

الهيّه در آن بی ستر و حجاب ظاهر ، بايد کلّ به آن عامل شوند . هر عاقلی که فی

الجمله تعقّل و تفکّر نمايد ادراک می نمايد که امر الهی مقدّس از هواهای

نفسانيّه بوده و هست . جهد نما تا
ص ٧١

------------------------------------------------------------------------------

کلّ از کوثر تقديس بياشامند و با کمال تنزيه به افق اعلی ناظر گردند و بما

نُزِّلَ مِن عنداللّه عامل شوند .
ص ٧٢

نهم شهرالعظمة ٢٥ می

------------------------------------------------------------------------------

يا عبادَ الرّحمن ، مقصود امکان در اين سجن اعظم شما را ذکر می نمايد و وصيّت می

فرمايد به آنچه که سبب و علّت بزرگی و بزرگواری است . دنيا را سطوت فنا اخذ

نموده و در هر حين آثارش ظاهر و باهر . دوستانی که به حقّ منسوبند و به اسمش مذکور

، بايد به حول و قوّه مقصود يکتا بر اعمالی قيام نمايند که هر صاحب شمّی عرف

تقديس و تنزيه از آن بيابد . امروز روز خدمت و عمل پاک است . از حقّ می طلبيم کلّ

را از آلايش اعمال مردوده مقدّس فرمايد و به آسايش حقيقی فائز نمايد . حمد کنيد

حضرت مقصود را که شمارا به انوار آفتاب بيان منوّر فرمود .

ص ٧٣

دهم شهرالعظمة ٢٦ می

------------------------------------------------------------------------------

بعد از عرفان مَطلع وحی الهی و مَشرق اوامر صمدانی ، استقامت از اعظم اعمال بوده

. بايد نفوس مقبله به شأنی مستقيم باشند که جميع اهل ارض اگر بخواهند ايشان را

از بحر قرب دور نمايند خود را عاجز مشاهده کنند . نيکوست حال نفسی که از کأس

استقامت آشاميد و به اين فيض اعظم فائز شد ، اوست از مقربين . ای دوستان ، جهد

نمائيد تا گمگشتگان وادی اوهام را به افق يقين کشانيد . انّه لَهو النّاصحُ

العليم .
ص ٧٤

يازدهم شهرالعظمة ٢٧ می

------------------------------------------------------------------------------

ايادی عطای الهی کلّ را تربيت نموده و به لسان مظاهر نفس خود جميع مَن فِی

العالم را به ظهور اسم اعظم بشارت داده و چون نور الهيّه از افق احديّه طالع ،

کلّ به هواهای خود مشغول و از او دور ، مگر نفوسی که صهبای معانی را از يد فضل

الهی آشاميدند . نَشهَدُ انّهم هُم الفائزون . انشاء الله از رحيق استقامت

بياشاميد و به ذکر مَطلع عنايت ذاکر باشيد .
ص ٧٥

دوازدهم شهرالعظمة ٢٨ می

------------------------------------------------------------------------------

يا علی ، به لسان پارسی ندای مظلوم را بشنو . اين ايّام وارد شد آنچه که شبه و

مثل نداشته . از اوّل ايّام الی حين تحت حکم اعداء بوده و در موارد بَأسا و

ضَرّا فی سبيل اللّه صابر و شاکر و لکن حزن اين مظلوم از اعمال بعضی از مدّعيان

محبّت بوده و هست . اَيم اللّه از بعضی ظاهر شده آنچه که قلب را محترق و کبد را

گداخت ، چه که ضرّ اعمال به نفس سدره وارد . ايّامی که با کُند و زنجير در حبس

ارض طا بوديم هر وارد و ناظری از وجه ، نَضره فرح و سرور مشاهده می نمود و حال

لو يَنظُرُنی احد ببصرِ الانصاف و يَرانی لَيَبکی و ينوحُ لِضرّی و بلائی .

لَعَمرُ اللّه بر نبأ عظيم وارد شد آنچه که قلم اعلی گريست و نوحه نمود .

ص ٧٦

سيزدهم شهرالعظمة ٢٩ می

------------------------------------------------------------------------------

اگر افق اعلی از زُخرُف دنيا خاليست و لکن در خزائن توکّل و تفويض از برای ورّاث

ميراث مرغوب لاعِدلَ لَه گذاشتيم . گنج نگذاشتيم و بر رنج نيفزوديم . ايم اللّه

در ثروت خوف مستور و خطر مکنون .... ثروت عالم را وفائی نه . آنچه را فنا اخذ

نمايد و تغيير پذيرد لايق اعتنا نبوده و نيست مگر علی قدر معلوم . مقصود اين

مظلوم از حمل شدايد و بلايا و انزال آيات و اظهار بيّنات اخماد نار ضغينه و

بغضاء بوده که شايد آفاق افئده اهل عالم به نور اتّفاق منوّر گردد و به آسايش

حقيقی فائز .... ای اهل عالم ، شما را وصيّت می نمايم به آنچه سبب ارتفاع

مقامات شما است . به تقوی اللّه تمسّک نمائيد و به ذيل معروف تشبّث کنيد .

براستی می گويم ، لسان از برای ذکر خير است او را به گفتار زشت ميالائيد .

صعود حضرت بهاءاللّه
ص ٧٧

چهاردهم شهرالعظمة ٣٠ می

-----------------------------------------------------------------------------

آفتاب ظهور مُشرق و دريای فضل موّاج طوبی از برای نفوسی که به کمال ايقان به

افق رحمن توجّه نمودند و از تجلّيات آفتاب حقيقی و امواج دريای معنوی قسمت بردند

. بايد عباد و اماء در کلّ احوال از حقّ مسئلت نمايند تا جميع را از اين فضل

اعظم محروم نسازد . انّه لَهو الغفورُالکريم .
ص ٧٨

پانزدهم شهرالعظمة ٣١ می

------------------------------------------------------------------------------

اين مظلوم در ليالی و ايّام در الواح منزله از سماء مشيّت کلّ را بما تَرتَفِعُ

به مقاماتُهم و مراتبُهم امر نموده و وصيّت فرموده و لکن اعدای حقّ جلّ جلاله از

موعظه حسنه و کلمات طيّبه مبارکه سبيل اوهام را رها ننموده‌اند ، بلکه بر غفلت

و غِلّ و بغضايشان افزوده و امّا احبّا بعضی پذيرفتند و فائز شدند به آنچه که از

برای آن از عدم به وجود آمده‌اند و برخی ادّعای محبّت نموده و می نمايند و لکن چون

به اعمال و افعال توجّه می شود کلمه " نَعوذُباللّه " از لسان عظمت جاری .

لَعَمرُ الله از قلم اعلی در مواعظ و نصايح جاری شد آنچه که اگر بر حجر القاء

شود به ياقوت تبديل گردد و اگر بر جبل افاضه شود تَراهُ مُهتزّاً مِن کلمةِ

اللّهِ المُطاعة و در بعضی از نفوس تأثير ننموده . در بعضی از الواح امثال اين

کلمه عليا نازل :" حزن اين مظلوم و بلايای او از اعدا نبوده و نيست ، چه که در

سبيل الهی آنچه وارد شود محبوب است و به آن راضی و شاکر

ص ٧٩

------------------------------------------------------------------------------

و لکن بلايای اين مظلوم از مدّعيان محبّت بوده و هست ...."

ص ٨٠

شانزدهم شهرالعظمة ١ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

انشاء الله لازال از کوثر عرفان بياشامی و به ذکر محبوب امکان مشغول باشی . هر

نفسی به اسم حقّ و عنايت حقّ و تأييد حقّ از آن کوثر آشاميد کدورت دنيای فانيه

او را از مقامات باقيه منع ننمايد و احزان عالم او را از ذکر مالک قدم باز ندارد .

ص ٨١

هفدهم شهرالعظمة ٢ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

امروز روزی است که اشراق شمس ظهور کلّ را احاطه فرموده و مالک اسماء جميع را به

افق اعلی دعوت نموده . طوبی از برای نفسی که به طنين ذُباب از مالک مبدء و

مآب محروم نماند و از ظنون انفس موهومه از شطر احديّه ممنوع نگشت ، اوست شارب

رحيق اطهر و اهل منظر اکبر . به بصر خود در امر الهی نظر نمائيد و به گوش خود

آياتش را بشنويد . قسم به اسم اعظم هر نفسی اليوم حلاوت يک آيه از آيات مُنزله

را بيابد و ادراک نمايد از مَن فی السّمواتِ و الارض بگذرد و به شطر دوست توجّه

کند . در کلّ حين به حقّ پناه بريد تا از شرّ سارقين محفوظ مانيد و اکثر از

سارقين اليوم اهل عمائم‏اند که ناس را ازافق اعلی منع نموده‌اند و به اوهام خود

می خوانند . تَمَسَّک بِالعُروةِ الوُثقی مُعرضاً عَن الّذين کَفَروا باللّهِ الفرد الخبير .

ص ٨٢

هجدهم شهرالعظمة ٣ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

اليوم بر کلّ لازم و واجب است که به حبل حکمت ربّانيّه متمسّک شوند و ناس را به

نصايح مشفقانه به شطر احديّه کشانند . ای دوستان الهی ، شما را وصيّت می نمايم

به اعمال خالصه و اخلاق مرضيّه . اينقدر بدانيد که دنيای فانيه قابل حزن و سرور

هيچکدام نبوده و نيست . انشاء الله به عنايت حقّ به عملی فائز شوی که ذکر آن به

دوام ملکوت باقی و ثابت ماند . از فراق محزون مباش . انّه لَهو المُقَدِّرُ العليمُ الکريم .

ص ٨٣

نوزدهم شهرالعظمة ٤ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

يا ابراهيم ، انشاء الله از اهتزاز ارياح ربيع رحمت الهی متحرّک و تازه و خرّم

باشی . در جذب آيات حقّ جلّ جلاله تفکّر نما . چه مقدار خليل زمان که رايگان به

نار رفتند و چه مقدار ذبيح که از مشهد فدا زنده بر نگشتند . اگر بر عظمت امر

آگاه شوی سجده نمائی و بعد از رفع رأس به کلمه مبارکه "اَلعظمةُ لَکَ " ناطق

شوی و مجدّد به سجده توجه نمائی و به کلمه مبارکهء اخری ذاکر گردی و جذب عنايت

به شأنی اخذت نمايد که اگر جسد بشری اقتضا کند اِلَی الابد متتابعاً مترادفاً

سجده نمائی و به کلمه ای از کلمات مُنزل آيات ناطق شوی . لَعَمری ظهور اَظهَر از

شمس است ، مَعَ ذلک مستور و مکنون . کذلک ظَهَرَت امواجُ بَحرِ بيان ربِّک

الرًّحمن ، طوبی لِلنّاظرين و نعيماً لِلعارفين .
ص ٨٤

اوّل شهرالنّور ٥ ژوئن

-----------------------------------------------------------------------------

اليوم جوهر حمد و ساذج ثنا مخصوص نفوسی است که به اسم مالک وَری بر سفينه

حمرا جالسند و به استقامت کبری مزيّن . لَعَمر الله انوار وجوهشان عوالم بيان و

عرفان را منوّر نموده و نفحات ذکرشان اقاليم برهان و تبيان را معطّر داشته .

ايشانند آن نفوسی که از لوم لائمين ممنوع نشدند و از شماتت مُشمِتين از توجّه

باز نماندند . ايشانند مايه عالم و مطالع عنايت الهی ما بين امم . طوبی از برای

عبادی که به ايشان توجّه نمودند و به ذيل حبّشان متشبّث شدند . قسم به مالک قدم

هر نفسی به ايشان توجّه نمايد از اخيار در کتاب الهی مذکور است . ايشانند اهل

بها در ملکوت انشاء الّذين وَصَفَهُمُ اللّهُ فی کتب القبل و فِی الفُرقان و فی البيان .

ص ٨٥

دوم شهرالنّور ٦ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

اليوم محبوب آنکه احبّای الهی به اخلاق روحانی در ما بين عباد ظاهر شوند . از هر

نفسی روايح ريحان اهل اَکوان استشمام نمايند ، مدّعيان محبّت را برهان لازم .

هرچه به لسان آيد مقبول ساحت رحمن نيفتد . اليوم فعل مقدّم بر قول است . پس جهد

نمائيد تا از کلّ جوارح اعمال حسنه به ظهور آيد . اگر نفسی دعوی نمايد که از

اهل رضوان ربّانی است آن قول بمجرّد ادّعا ثابت نشود ، بلکه صاحبان شامّه

استشمام نمايند ، اگر استنشاق رياحين نمودند مقبول خواهد شد و الّا مردود .

ص ٨٦

سوم شهرالنّور ٧ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

الحمد لِلّه آفتاب حکمت الهی در تربيت اهل عالم مشغول و دريای علم لدنّی به فيض

کلّی ظاهر و مشهود . قائد جيش حقّ اليوم عقل کلّی ربّانی و جيش ، اعمال و اخلاق

طيّبه حضرت انسانی . سلاح اين جند ، اَحدّ از سيوف و سِنان ، بی نزاع و جدال فتح

مدائن قلوب نمايند . تعالی مَن جَعَلَ الامرَ فی قبضته و النّفوذَ بارادتِه .

نفوذ کلمه الهيّه لايُحصی بوده و هست . اين نفوذ از خلوص ظاهر . کلمه‌ای که از معدن

تقوی و خلوص لِلّه ظاهر شود او مهيمن و محيط است ، اگر القا شود فی الحقيقه بر

حزبی يا بر جندی به شأنی مجذوب شوند که شئونات عالم و ما عند الامم ايشان را از

صراط مستقيم و نبأ عظيم منع ننمايد ايشانند نفوسی که حضرت رحمن در فرقان می

فرمايد : " رجال لا تُلهيهم تجارة و لا بَيع عَن ذکرِ الله " عيش اين نفوس

ذکر حقّ تعالی شأنُه بوده و خواهد بود . فرح و سرور عالم ايشان را از فرح

حقيقی مشغول ننمايد ، بياد دوست
ص ٨٧

------------------------------------------------------------------------------

از صهبای روحانی که از قلم عنايت جاری است بياشامند و در ظلّ سدره توکّل

بياسايند ، در جميع احيان همّشان بر ارتفاع امر و ارتقای عباد بوده و خواهد بود .

ص ٨٨

چهارم شهرالنّور ٨ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

طوبی از برای نفوسی که رايات امر الهی را به جنود مشورت حفظ نمايند و احکامش

را به حکمت انتشار دهند و طوبی از برای رجالی که به عساکر نصايح و مواعظ و علم

و بيان سلطان اتّحاد را بر عرش نشانند تا به نور اتّفاق عالم و امم منوّر و

مستريح مشاهده گردند . حَبَّذا نفسی که به اين مقام خدمت نمايد و او را از

شياطين اختلاف حفظ فرمايد . سبب و علّت تأخير و تعويق و ضعف و فقر و سستی ، اختلاف

بوده و هست . اين خادم فانی از حقّ سائل و آمل که از نور حکمت و بيان عبادی خلق

فرمايد و ظاهر سازد تا حراست مقام سلطان بی جند نمايند . الَأمرُ بيَدِه و

هوالآمِرُ الحاکمُ المقتدرُ القويُّ الحکيم .
ص ٨٩

پنجم شهرالنّور ٩ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

يا حزب اللّه ، محزون مباشيد . لِلّه الحمد افئده و قلوب طاهر و مقدّس است ، چه

که به خيال ضرّ نفسی نبوده و نيستيد و به اين آيهء کبری که در کتاب اقدس از

ملکوت مقدّس نازل شده متمسّکيد : " عاشِروا الاَديان کُلَّها بالرّوح و الرّيحان".

يا زين ،" مَن کانَ لِلّه کانَ اللّهُ لَه " . اين ايّام را بقائی نبوده و نيست . بايد

جميع به اصلاح عالم و تهذيب امم و تبليغ امر الهی به روح و ريحان و حکمت

و بيان مشغول باشند . زود است که آثار قدرت از جهات عالم ظاهر و هويدا گردد.

ص ٩٠

ششم شهرالنّور ١٠ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

انشاء الله به عنايت الهی فائز باشيد و بما يُهَذَّبُ به اخلاقُ العباد متوجّه و

ناطق . يا طبيب ، ناس غافلند و مربّی لازم دارند و به معلّم محتاجند . بايد به

عنايات اطبّای الهی و حکمای عصر امراض خود را بيابند و در صدد معالجه برآيند .

جهد نمائيد که شايد ناس غافل ثمره اعمال حسنه و اخلاق مرضيّه را ادراک نمايند .

اگر به اين مقام فائز شوند هر يک خود را مُصلح و مُهَذِّب و موصِلِ غافلين و

تارکين مشاهده نمايند . قلم مظلوم در اکثر احيان به محبّت و شفقت و اتّحاد امر

فرمود و نصرت مذکوره در الواح را به تصريح تمام ذکر نموده ، معذلک ملاحظه می شود

بعضی فساد را اصلاح دانسته‌اند و از نصرت شمرده‌اند. لا فَو الّذی خَلَقَ العالم

بکلمة مِن عِندِه ، نصرت امر الله به حکمت و بيان بوده و آن هم به کمال روح و

ريحان معلّق گشته . از حقّ می طلبيم جميع را مؤيّد فرمايد به آنچه اليوم سزاوار است .

ص ٩١

هفتم شهرالنّور ١١ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

بگو ای عباد . از برای عَمار عالم از عدم به عرصه وجود آمده‌ايد ، فساد و جدال

شأن انسان نبوده و نيست . اليوم اگر نفسی سبب حزن نفسی شود ، مِن اَيِّ ملّة

کانَ ، لَدَی المظلوم محبوب نبوده .... اصل مذهب که از سماء امر الهی نازل شده

مقصود اتّحاد و اتّفاق خلق بوده . يا طبيب ، حال ملاحظه کن که اين گوهر پاک چگونه

به غبار اوهام آلوده گشته و از ظلم نادانان به مقامی رسيده که سبب و علّت بغضا

ما بين عباد الله شده . اين است زلال کوثر بيان که از ملکوت علم الهی جاری گشته .

طوبی از برای نفسی که تقرّب جست و به اسم حقّ از او نوشيد . اميد چنان است که

اهل بها بما اَرادَ الله فائز شوند و مطالع الفت و اتّحاد گردند که شايد به

عنايت الهی و فيوضات رحمانی سبب اصلاح عالم و تعمير آن گردند .

ص ٩٢

هشتم شهرالنّور ١٢ ژوئن

-----------------------------------------------------------------------------

انشاء الله به کمال حکمت به ذکر حقّ مشغول باشيد . به شأنی که اذکار شما در

قلوب تأثير نمايد و وصيّت می کنيم شما را به رأفت و رحمت و حلم و امانت و صدق

که شايد عالم تيره به عنايت سراجهای اخلاق مرضيّه و اعمال

طيّبه روشن و منير گردد . اين است معنی نصرت که در کتاب نازل شده . اگر

از نفسی اليوم عملی ظاهر شود که سبب ابتلا و ضُرّ نفسی گردد فی الحقيقه آن عمل به

مظلوم راجع است . اِتَّقوا يا احبّائی عَن کلِّ ما يَکرَهُه العقول . کذلک

يَنصَحُکم قلمی و يوصيکم لسانی الصّادقُ الامين .
ص ٩٣

نهم شهرالنّور ١٣ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

عالم را شبهات علمای ايران از مقصود عالميان ممنوع نموده ، به اوهام متمسّکند و

خود را اهل يقين می دانند . بعد از هزار و دويست سنه و اَزيَد ثمره اعمالشان آن

بود که شنيديد ، کلّ فتوی بر سفک دم اطهر دادند . شکر کن محبوب يکتا را که

تأييد فرمود و راه نمود و به صراط مستقيم هدايت کرد . للّه الحمد از کأس عرفان

آشاميدی و به ذکر و ثنای مقصود عالم فائز گشتی . آنچه حال لازم است حکمت ، چه که

ناس در بحر غفلت مستغرقند ، اگر فی الجمله آگاهی يابند بر اعراض قيام نمايند .

الی حين مقصود اين مظلوم معلوم نه ، چه اگر اطّلاع می يافتند کلّ قصد مقام می

نمودند و از شبهات و اشارات و خطيئات خود را به آب رجوع اِلَی اللّه طاهر نموده ،

قصد طواف می کردند . از حقّ بطلبيد اهل عالم را از کوثر قرب محروم نفرمايد و

از بحر علم منع ننمايد . اوست قادر و اوست مقتدر و اوست دانا و اوست توانا .

ص ٩٤

دهم شهرالنّور ١٤ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

لازال اين مظلوم عباد را به آنچه سزاوار مقامات و حفظ مراتب بود وصيّت نمود و

مقصودی جز تسکين نار بغضا که در افئده احزاب عالم مشتعل است نبوده ، چه که اصلاح

قبل از اطفاء نار مشتعله ممکن نه . در ليالی و ايّام ذکر نموديم آنچه را که سبب

اصلاح و اتّحاد و اتّفاق نفوس است و لکن اهل عالم اکثری نصيحت مظلوم را نپذيرفتند

و عمل نمودند آنچه را که آذان عالم اصغا نموده . از حقّ می طلبيم توفيق عطا

فرمايد تا کلّ به طراز اعمال طيّبه و اخلاق مرضيّه مزيّن گردند و بما يُحبُّ و

يَرضی متمسّک . از عُسر و شدّت محزون مباشيد ، بعد هر عُسری ، يُسر مقدّر و

همچنين بعد از شدّت ، رخا و اين امور عالم را احاطه کرده و اين نظر به اختلاف

مظاهر قدرت و مطالع اقتدار است ، اگر به صلح اکبر فائز شوند عالم به نور اتّفاق

منوّر گردد .
ص ٩٥

يازدهم شهرالنّور ١٥ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

حمد ساحت امنع اقدس حضرت مقصودی را لايق و سزاست که عالم امکان را به نور عرفان

مزيّن فرمود و لوح وجود را به طُغرای " اَنَا الموجودُ و المعبود " مطرّز داشت .

اوست مقتدری که آسمان بيان را مرتفع نمود و به انجم حکمت مزيّن داشت . بحر

معانی را دارای لئالی عرفان نمود و انجمن عالم را به نفحات اسم رحمانش معطّر فرمود .

لَهُ الحمدُ و لَهُ الشُّکرُ ، لَهُ الفضلُ و لَهُ العطاءُ لَهُ الجودُ و لَهُ

الثّناء . سبحان اللّه با اين ظهور که انوارش غيب و شهود را احاطه نموده و با اين

ندا که آسمان و زمين را فرا گرفته چشمی قابل مشاهده و گوشی لايق اصغا ديده نشد

الّا مَن شاءَ الله . اوست نفسی که شئونات عالم او را از اسم اعظم منع ننمود و

اشارات امم از تغمّس در بحر معانی باز نداشت .
ص ٩٦

دوازدهم شهرالنّور ١٦ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

حمد حضرت موجودی را لايق و سزاست که آفرينش را لِاَجلِ مَشرق آيات و مَطلع

بيّناتش موجود فرمود . شاهد اين بيان کلمه مبارکه که از مطلع بيان مقصود عالميان

در کور فرقان اشراق نموده و ظاهر گشته ، قوله جَلَّ و عَزّ " لولاکَ لما خَلَقْتُ

الافلاکَ " . هستی مطلق از او موجود و به طراز اسماء و صفات مزيّن ، بحر عرفان و

نيّر برهان از او مشرق و موّاج ، لولاهُ ما ظَهَرَت لئالئ المعانی و البيان فی

الامکان و ما بَرَزَ صراطُ اللّه لِلعباد و ما انتَشَرَ حکمُ التّوحيد فی البلاد

. تعالی مقامُهُ الاَعزُّ الاَعلی و سرُّهُ المُستَسَرُّ الاَخفی .

ص ٩٧

سيزدهم شهرالنّور ١٧ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

حمد و ثنا مقصود ارض و سماء را لايق و سزاست که اراده‌اش مهيمن و مشيّتش نافذ

بوده و هست . به کلمه عليا نيستِ بحت را طراز هستی بخشيد و به زينت علم و دانش

مزيّن فرمود . اوست مقتدری که حوادث ارض او را از اراده‌اش منع ننمود ، رحمتش

سبقت گرفته و عنايتش احاطه نموده ، سبيلش نزد اهل بصر واضح و مشهود و دليلش لائح

و موجود ، جود و بخششش آفرينش را اخذ نموده و از آلايش به آسايش حقيقی دعوت

فرموده و از ارسال رسل و انزال کتب ارتفاع مقامات عبادش را خواسته تا کلّ از

غبار و دخان دنيا مطهّر شده ، قابل و لايق ورود در لُجّه بحر احديّه شوند و از

ناسوت انشاء به ملکوت بقا توجّه نمايند .
ص ٩٨

چهاردهم شهرالنّور ١٨ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

در ليالی و ايّام اهل توحيد را ذکر نموده و می نمائيم و از برای کلّ اتّحاد و

اتّفاق می طلبيم تا آفاق به نور وفاق منوّر گردد و اهل توحيد از سطوت مشرکين

محفوظ مانند . الی حين اهل ديار توحيد تفکّر ننمودند که سبب و علّت ضعف ايشان و

قوّت مشرکين چه بوده . اين مظلوم در جميع احيان اهل امکان را به سبيل مستقيم

الهی دعوت نموده و ذکر نموده آنچه را که سبب علوّ و سموّ اهل توحيد بوده و لکن

آذان ممنوع و ابصار محروم . جزای اعمال اکثری را از فضل الهی و رحمت رحمانی دور

نموده . از حقّ می طلبيم نائمين را از نفحات آگاهی بيدار فرمايد و غافلين را از

کوثر دانائی محروم نفرمايد تا کلّ به او راجع شوند و مسئلت نمايند آنچه را که

سبب عزّت و قوّت و ارتفاع است . اوست مقتدری که به يک کلمه ذلّت را به عزّت و فقر

را به ثروت و جهل را به حکمت تبديل فرمايد .
ص ٩٩

پانزدهم شهرالنّور ١٩ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

امروز بايد کلّ به افق اعلی ناظر باشند و از مالک اسماء و صفات حفظ اهل توحيد

را مسئلت نمايند ، چه که نار شرک مشتعل و افق نور توحيد از سحاب ظنون و اوهام

مستور . طوبی از برای نفسی که خود را فی سبيل اللّه انفاق نمود ، يعنی به ذکر

حقّ و ثنای حقّ و خدمت حقّ قيام کرد ، اوست از رجالی که می فرمايد : " لا

تُلهيهم تجارة و لا بيع عَن ذکرِ الله " و اوست از نفوسی که می فرمايد : " لا

يَسبِقونه بالقول و هم باَمره يَعمَلون .
ص ١٠٠

شانزدهم شهرالنّور ٢٠ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

الها معبودا مسجودا ملکا بی نيازا

دوستانت را از دريای آگاهی بی نصيب مفرما و از مشاهده انوار آفتاب ظهور محروم

مساز . ای کريم از يک شعله نار محبّتت عالم را مشتعل نمودی و به يک تجلّی از

تجلّيات انوار وجهت مقرّبين و مخلصين را به مَشْعر فدا فرستادی . توئی سلطانی که

قدرت کائنات ترا ضعيف ننمود و شوکت امرا از اراده‌ات باز نداشت . به اسمت راية

" يَفعَلُ ما يشاء " مرتفع . در اين ليله دَلماء از تو مسئلت می نمايم دوستانت را

از کوثر معانی قسمت عطا فرما و از حيوة ابدی نصيب کامل بخش . سراجت را ارياح

عاصفات خاموش ننمايد و سدره امرت را سيلابهای عالم از مَقَرّ بر نيارد . ذکرت در

کام عُشّاق از هر شهدی شيرين تر و اسمت در مذاق اهل وفاق از ما فِی الآفاق خوشتر

و محبوبتر . ای کريم ، دوستانت را حفظ فرما و بر آنچه

ص ١٠١

------------------------------------------------------------------------------

سزاوار است تأييد نما . انّک انت المقتدرُ علی ما تشاء ، لا الهَ الّا انت

القويُّ العليمُ الحکيم .
ص ١٠٢

هفدهم شهرالنّور ٢١ ژوئن

-----------------------------------------------------------------------------

وصيّت می کنيم شما را به اعمال طيّبه . هر نفسی مقامش از عملش ظاهر و باهر ، چه

که عمل ، مرآت است و حقيقت عامل در آن ظاهر و هويدا . بعضی از عباد هر عمل

مردودی را که دوست می دارند دوستان الهی را به اقوال کذبه و وساوس نفسانيّه به

آن ترغيب می نمايند . انَّ اللّه بَرِیءٌ مِن هؤلاء . عمل طيّب از دونش معلوم و

واضح است . عَرف عامل از عمل منتشر . طوبی از برای نفوسی که گمراهان عالم ايشان

را از مالک قدم منع ننموده و ننمايد .
ص ١٠٣

هجدهم شهرالنّور ٢٢ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

بگو ای دوستان ، متّحد باشيد و در امر الهی متّفق . اتّفاق آفاق قلوب را به حکمت

و بيان تصرّف می نمايد ، معروف از مُنکَر بسی واضح و هويدا ، به مبارکی اسم اعظم

به معروف تمسّک نمائيد ، مُنقطعينَ عَن کلِّ مُنکر و عَن کلِّ ناعق کذّاب . از

عالم و کدورت آن محزون مباشيد . لَعَمرُ الله شما اهل دولت باقيه بوده و هستيد و

در کتاب به حزب اللّه مذکور و مسطور ، کدام فضل اعظم از اين فضل است و کدام مقام

اعظم از اين مقام ؟ در حفظش جهد بليغ مبذول داريد . اِنّا وَصَّيناکم و الّذين

آمنوا بما يَرتَفِعُ به امرُ الله المُهيمنِ القيّوم . با احزاب مختلفه به کمال

محبّت رفتار نمائيد و معاشرت کنيد . ضغينه و بغضا مردود بوده و هست .

ص ١٠٤

نوزدهم شهرالنّور ٢٣ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

نوصيکم فی آخر القول بتقوَی اللّه ، اوست دِرعی که هيکل ايمان را حفظ می نمايد،

در ظلمت سراجی است نورانی و در حين ضعف قوّتی است روحانی و در تنهائی مُعينی است

دائمی و رفيقی است باقی . اوست عمل مُبين و حصن محکم متين ، انسان را از سِهام

شيطان و رِماح اهل طغيان حفظ می نمايد و از برای او اعمال قويّه بوده و هست .

حال به اينقدر اکتفا رفت . طوبی از برای نفوسی که به او تمسّک جستند و به ذيلش

تشبّث .
ص ١٠٥

اوّل شهرالرّحمة ٢٤ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

الها سلطانا ملکا

اين بِضاعت مُزجاة به اسمت معروف ، او را به قدرتت بر افراز . جميع السن به

قوّتت ناطق و به اقتدارت معترف . از اين قطره نهر ثروت جاری فرما و از بحر فضلت

امواج غنا . توئی مقتدری که يک قبضه خاک را بر افلاک مقدّم داشتی . اين عباد را در

ظلّ سدره عزّت مأوی ده و از امطار فضل و عطايت بر ايشان ببار . توئی قادر و

توانا ، لا الهَ الّا انت المقتدرُ العليم الحکيم .
ص ١٠٦

دوم شهرالرّحمة ٢٥ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

امروز آفتاب بيان از افق سماء عنايت رحمن مشرق و لائح ، فضل موجود ، رحمت مشهود

، آيات نازل ، بيّنات ظاهر . طوبی از برای نفسی که به آن فائز شد و اسباب فانيه

دنيا و سياط غضب اُمرا او را از مولی الوری منع ننمود ، به دو روز دنيا قانع

نشد ، چه که نظر به منظر اکبر دارد و قصد ملکوت عنايت مولَی البشر ، سبحات او را

منع ننمايد و حجبات حايل نشود . يا ايُّهَا المُقبل ، جهد نما شايد فائز شوی به

عملی که ذکرش در کتاب الهی به دوام ملک و ملکوت باقی و پاينده ماند . کلّ در

ساحت اقدس مذکورند و به عنايتش فائز . از حقّ بطلب شما را تأييد فرمايد بر حفظ

آنچه عطا فرموده . اين يوم در کتب و زبر به يوم اللّه مذکور . طوبی از برای

نفسی که به عرفان او فائز شد و از ما سوی اللّه خود را فارغ و آزاد مشاهده نمود

. سبحان اللّه کتاب اعظم اَمام عيون ظاهر و مشهود ، مع ذلک به اين و آن مشغول و از

آن محروم . بگو سزاوار
ص ١٠٧

------------------------------------------------------------------------------

نيست نزد ذکر قدم ذکر حدوث . بگذاريد و برداريد . بگذاريد يعنی ماعند القوم را و

برداريد ، يعنی آنچه را که از نزد حقّ آمده و سبب حيات ابدی و ذکر سرمدی بوده .

حمد کن مالک عالم را که ترا به آثار قلم اعلی فائز نمود و در سجن اعظم يادت فرمود .

ص ١٠٨

سوم شهرالرّحمة ٢٦ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

اللّه اکبر ، ايادی امريّهء الهی به اوامر و نواهی مشغول ، يک مقام حکم محو ظاهر

و مقام آخر حکم عطا باهر ، گاهی فصل می فرمايد و هنگامی وصل ، در افئده و قلوب

منيره لطيفه صادقه از قلم خفی کلمه مبارکه " اَلحُبُّ لی " مسطور . محبّتش

هم زنده می فرمايد و هم می سوزاند . در هر دو حالت رحمت است . عالم به حبّ مشتعل و

به حبّ مزيّن . سبحان اللّه افئده اوليائش به مثابه يک فؤاد ، ارکانشان

مانند يک رکن . وقتی از لسان مولی اين کلمه عليا استماع شد : " اوليای حقّ به يک

دست آخذند و به يک رِجل قائم و به يک پر طائر " . فی الحقيقه اين مقام مقدّس از

وصف و بيان است . طوبی لِلفائزين .
ص ١٠٩

چهارم شهرالرّحمة ٢٧ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

آسمان گواه بزرگی او و درياها علامت جود او . از او بخواه آنچه را که سزاوار و

مصلحت است . چه که انسان عالم نيست به آنچه که سبب ضرّ و نفع است . عيسی بن مريم

در مقام مناجات مَعَ اللّه عرض می کند : " انت تَعلَمُ ما فی نفسی و لا اَعلَمُ

ما عِندک " . از حقّ می طلبيم آنچه را که سبب ارتفاع و ارتقاء و علوّ و سموّ

و جود است عطا فرمايد و آنچه سبب تقرّب و ايقان و استقامت است مقدّر نمايد .

انَّه عَلی کلِّشیءٍ قدير و بالاجابة جَدير .
ص ١١٠

پنجم شهرالرّحمة ٢٨ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

در اين کلمه بديعه مليحه که در چند موضع از قبل از قلم اعلی جاری شده تفکّر

نمائيد ، می فرمايد : " لَيسَ الفخر لِمَن يُحِبُّ الوطَن بل لِمَن يُحِبُّ

العالم " . انسان از برای فتنه و فساد و نزاع و جدال خلق نشده ، لَعَمری قَد

خُلِق لِاَمرٍ عظيم . اين مقامات اگر به تفصيل ذکر شود الواح کفايت آن ننمايد .

يا محمّد ، کُن لِاَراضی الوجود فُراتاً و لِمَن ضَلَّ هادياً و لِکلِّ مکروبٍ

فَرَجاً . بايد به اعانت الهی سبب اشتعال محبّت حقّ در افئده اهل عالم شويد .

برافروز نار محبّت به اسمش تا کلّ به حرارت آن فائز شوند . کمال سعی و اجتهاد در

اتّحاد احباب مصروف داريد . بسيار حيف است نفوسی که در سبيل الهی حمل شدائد

نموده‌اند و محلّ شماتت اهل عالم گشته‌اند به خود مشغول شوند و از مقصود محجوب مانند .

ص ١١١

ششم شهرالرّحمة ٢٩ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

بسمی الّذی به ماجَ بحرُ العرفان

يا علی ، الحمد لِلّه از نسمات سحری که در اوّل ظهور مرور نمود بيدار شدی و به

مقصود فائز گشتی . چه مقدار از خَشَبهای مُسَنَّده که به گمان خود منتظر ايّام

الهی بودند و چون آفتاب ظهور اشراق نمود و مجلّی طور ظاهر ، مشاهده شد که جز

لايق نار نبوده و نيستند ، لذا به نار هَوی محترق و فانی شدند اِبن می فرمايد که

شجره يابسه قابل نار است . يا علی ، انشاء الله به مقامی فائز شوی که شئونات و

امورات دنيا ترا از نصرت امر منع ننمايد . کُن ذاکراً باسمی و متمسّکاً بحبلی و

قائماً عَلی خدمةِ امری المنيع .
ص ١١٢

هفتم شهرالرّحمة ٣٠ ژوئن

------------------------------------------------------------------------------

يا ايُّهَا الفائزُ بلقائی و القائمُ لَدی باب عظمتی ، اگر آنچه در اين ظهور از

قلم اعلی جاری شد دوستان الهی به آن عامل می گشتند امر الله در کمال علوّ

مشاهده می شد . بعضی در بعض مداين و قری به حقّ منسوبند و به محبّتش فائز و لکن

تارکند آنچه را که به آن مأمورند و عاملند آنچه را که از آن نهی شده‌اند . انّه

يَسمَعُ و يَری و يَستُرُ و هو السّتّارُ المُشفقُ الکريم . هر عملی را اثری

بوده و هر کلمه‌ای را ثمری . انشاء الله اوليای حقّ که بر امر قائمند و از افراد

لَدَی اللّه مذکور کمال جهد را مبذول دارند ، شايد هياکل مُقبلين به اثواب جديده

مبارکه تقوی مزيّن شوند .
ص ١١٣

هشتم شهرالرّحمة ١ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

يک کلمه بيفسرد و اُخری مشتعل نمايد . قسم به آفتاب افق بيان که اگر سطری از

کتاب مکنون فی الحقيقه ظاهر شود کلّ از عالم بگذرند و به بحر اعظم توجّه نمايند.

حال وجه عالم به لا مذهبی متوجّه و تفصيل آن از قبل در لوحی از الواح از سماء

مشيّت نازل ، طوبی لِلفائزين . حال در اين ايّام که قائد اوهام به کمال سطوت

ظاهر و جنود ظنون از جميع جهات محيط و ضعف و سستی در ارکان وجود ساری بايد آن

جناب به قوّت اسم اعظم عالم را مشتعل نمايد . مَع جميع آنچه ذکر شد تغيير و

تبديل و اخذ و عطا در قبضه اقتدار حقّ بوده و هست . طوبی از برای نفسی که

اليوم به حکمت قيام نمايد و عالم را به نار کلمه هدايت کند . هر کلمه که لِلّه

گفته شود او به مثابه شجر است ، البتّه اوراق و اثمار آن در عالم ظاهر گردد .

ص ١١٤

نهم شهرالرّحمة ٢ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

عنقريب اين ايّام منطوی شود و اکثر ناس خود را در خسران مُبين مشاهده نمايند .

جهد نما تا مُشتی تراب از سلسبيلِ بيان زندگی پاينده يابند . امروز هر نفسی

قادر است مالک شود چيزی را که به دوام ملک و ملکوت باقی و پاينده ماند . طوبی

از برای نفوسی که به يوم فائز شدند و صاحب آن را شناختند . قُل اَينَ الجنودُ و

الاحزاب و اَينَ مَن اَعرَضَ عَن ربِّ الارباب ؟ اَينَ الصّفوفُ و الاعلام و

اَينَ الاکاليلُ و الاعراش ؟ قُل اَينَ فرحُ الکسری و نوحُ الثَّکلی؟ فَاسئَلِ

اللّهَ بِاَن يُوَفِّقَ الکلَّ عَلی ما يَنبَغی لِظهورِه و ايّامه و

يُؤَيِّدَهم عَلی ذکرِه و ثنائِه و خدمةِ امرِه العزيز العظيم . بايد به عنايت

حقّ ناطق شوی به آنچه عالم را مشتعل نمايد و در هر حين کوثر استقامت بخشد تا مَن

عَلَی الارض از رِجس ظنون و اوهام مطهّر شوند و به طراز علم و يقين مزيّن گردند .

ص ١١٥

دهم شهرالرّحمة ٣ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

بايد اوليای حقّ به مقام و شأنی فائز شوند که شئونات جبابره و اشارات فراعنه که

در مقامی به علمای مُنکرين و در مقامی به مُعرضين اهل بيان ناميده می شوند

ايشان را از کوثر الهی منع ننمايد . هر چه امر عظيم و بزرگ است بلايا و محن او

بزرگ و لکن امروز بلايا و محن ديده نمی شود ، چه که سماء فضل مرتفع است و بحر

عنايت ظاهر . اگر از جهتی کؤوس بلايا و رزايا مشاهده شود از جهة اُخری طلعة

ابهی با يَدِ بيضا کوثر بقا عطا می فرمايد . اگر نَعيق مرتفع است رحيق هم جاری و ساری .

ص ١١٦

يازدهم شهرالرحمة ٤ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

بگو ای اوليای حقّ ، از شماتت معرضين و انکار منکرين محزون نباشيد ، چه که اين

امور لَم يَزَل و لايَزال دليل بر حقّيّت حقّ جلّ جلاله بوده . اگر از شخص نادان

غافل جاهلی کلمه نالايقی اصغا نمائيد بأسی نبوده و نيست ، چه که او و آنچه با

اوست عنقريب به فنا راجع و شما اليوم از کوثر بيان رحمن می آشاميد و کلمه "

انتم مِنّی " اصغا می نمائيد . در اين حين مَلَکی از ملائکه مقرّبين که طائف حول

است عرض نمود : يا الهی و سيّدی و مقصودی و محبوبی و محبوبَ مَن فی السّمواتِ و

الارض ، از بحر جود و شمس فضل تو سائلم که صد هزار سَبّ و طعن و لعن در محبّتت

بشنوم و يکبار اين گوش به اصغای کلمه احلی " انّک انت مِن اهلِ البهاء " فائز شود .

ص ١١٧

دوازدهم شهرالرّحمة ٥ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

بسمی المبيّنِ الخبير

يا فيض اللّه ، لسان فضل می فرمايد : ابر رحمت مرتفع و از سحاب عنايت امطار

مکرمت جاری . نيکوست حال نفسی که امروز از فيض فيّاض حقيقی محروم نماند .

انشاء الله قلوب به دريای فرح الهی متّصل شود تا از کدورات و احزان عالم فارغ و

آزاد گردد . از کأس بيان رحمن مَرّةً بعد مَرّةٍ آشاميدی . انشاء الله بر حفظ

اين مقام اعلی مؤيّد باشی . آنچه بر کلّ اليوم لازم و واجب آنکه کمال جدّ و

جهد را در تحصيل رضای الهی مصروف دارند تا به اين نعمت کبری و عطيّه عظمی فائز

شوند و اين مقام حاصل نشود مگر به فنای محض در اراده و مشيّت حقّ . انشاء الله

کلّ به تسليم و رضا موفّق شوند و بما اَمَرَهُ الله شاکر .

ص ١١٨

سيزدهم شهرالرّحمة ٦ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

لَعَمرُ الله هر ذی درايت و ذی انصافی متحيّر ، الی حين يوم اللّه را ادراک

ننموده اند و بما يَنبَغی لَه آگاه نشده‌اند ، چه اگر می شدند کلّ به استقامت

تمام بر خدمت امرش قيام می نمودند . از " يوم يَقومُ النّاس " محجوب و به

اوهامات قبل مشغول . لَعَمرک پستی خلق و عدم استعداد ايشان به مقامی است که قلم

اعلی الی حين به لحن خود عَلی ما يَنبَغی نطق ننموده . به اراده مهيمنه و

مشيّت نافذه اَناملِ قدرتِ الهيّه حجبات و سبحات را خرق و شقّ نمود تا ابصار به

مشاهده فائز و آذان به اصغا . فی الحقيقه قوّه باصره و سامعه از برای اين يوم

خلق شده و حال مشاهده می شود تازه بعضی از بی دانشان به اوهامات اهل فرقان

متکلّمند و ظلم و غفلت به مقامی رسيده حقّی که لازال اَمام وجوه اعدا ظاهر و

باهر و قائم و معادل جميع کتب الهی از قبل و بعد از سماء بيانش نازل او را نفی می

نمايند و به گمان خود مؤمن و موحّدند .
ص ١١٩

------------------------------------------------------------------------------

جميع ذرّات متحيّر، آيا نفوس غافله به چه متمسّکند؟ خَذَلَهُم اللّه . از حقّ می

طلبيم نفوسی مبعوث فرمايد که حلاوت امر و حلاوت بيان و عظمت يوم را بيابند و

از عالم و عالميان خود را فارغ و آزاد مشاهده نمايند . هر نفسی اليوم در ظلّ

سدره وارد او به آفتاب عالم محتاج نه ، تا چه رسد به کِرم شب تاب . از حقّ می

طلبيم شما را تأييد فرمايد به شأنی که در ليالی و ايّام به حکمت و بيان عباد را

به افق رحمن دعوت نمائيد و از کأس استقامت بنوشانيد . استقامت اليوم از اعظم

اعمال نزد غنيّ متعال مذکور است .
ص ١٢٠

چهاردهم شهرالرّحمة ٧ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

نفوسی که از آذان محرومند به اصغا فائز نشوند . کور از آفتاب قدرت ربّانی و

ظهورات صنعت صمدانی چه مشاهده نمايد و کر از تغرّدات عنادل عرفان چه اصغا کند ؟

لسان اللّه ظاهراً باهراً ما بين عالم ناطق ، افق اعلی مشهود و فرات معانی از

قلم اعلی جاری و نيّر بيان از اعلی افق امکان مُشرق و لائح ، مَعَ ذلک کلّ

غافل الّا عِدَّة اَحرفِ وجهِ ربِّک ، يعنی نفوسی که از رحيق مختوم به اسم قيوم

آشاميدند و به کوثر عرفان محبوب امکان فائز گشتند انَّهم جنودُ ربِّک و لا

يَعلَمُ جنودَ ربِّک الّا هو .
ص ١٢١

پانزدهم شهرالرّحمة ٨ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

بگو در اعمال حزب شيعه تفکّر نما ، هزار و دويست سنه و اَزيَد در مساجد و بر

منابر به ذکر حقّ جلّ جلاله مشغول و هر حزبی از احزاب به حبلی متمسّک و به اسمی از

اسماء متشبّث و در ليالی و ايّام به سبّ و لعن يکديگر مشغول و خود را اعلم و

افضل و افقه اهل عالم می شمردند و چون افق عالم به نيّر ظهور روشن و مکلّم طور

ظاهر و ناطق کلّ از عالم و جاهل در سنين اوّليّه بر اعراض قيام نمودند و بر قطع

سدره الهيّه فتوی دادند . بگو لِلّه در ثمرات اعمال آن حزب تفکّر نما و انصاف

ده . مَطلع ظهور ايمان و مَشرق شرايع رحمن را به کفر نسبت دادند و بر منابر

گفتند آنچه را که سدره منتهی صيحه زد و اهل فردوس اعلی نوحه نمودند .

ص ١٢٢

شانزدهم شهرالرّحمة ٩ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

استقامت بر امر حجّتی است بزرگ و برهانيست عظيم ، چنانچه خاتم انبياء فرمودند :

" شَيَّبتنی الآيَتين " ، يعنی پير نمود مرا دو آيه که هر دو مشعر بر استقامت

بر امر الهی است ، چنانچه می فرمايد : " فَاستَقِم کَما اُمِرتَ " . حال ملاحظه

فرمائيد که اين سدره رضوان سبحانی ( حضرت ربّ اعلی ) در اوّل جوانی چگونه

تبليغ امر الله فرمود و چه قدر استقامت از آن جمال احديّت ظاهر شد که جميع مَن

علی الارض بر منعش اقدام نمودند ، حاصلی نبخشيد . آنچه ايذاء بر آن سدره طوبی

وارد می آوردند شوقش بيشتر و نار حبّش مشتعل تر می شد ، چنانچه اين فقرات واضح

است و احدی انکار ندارد . تا آن که بالاخره جان را درباخت و به رفيق اعلی شتافت.

شهادت حضرت ربّ اعلی
ص ١٢٣

هفدهم شهرالرّحمة ١٠ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

طوبی از برای منصفی که در اين کلمه مبارکه تفکّر نمايد و به يقين مبين بداند

که حقّ محيط است نه محاط ، زمام ادراک عالم در قبضه قدرت اوست . نقطه می فرمايد :

" انّی اَنَا اوّلُ العابدين " . مزاح ننموده ، به حقيقت تکلّم فرموده . امروز روز

بصر است . طوبی از برای نفسی که به بصر حقيقی فائز شد و حضرت مقصود را در اين

لباس شناخت و ويَل لِلغافلين . لَعَمرُ الله اگر منصفی در اين کلمه نقطه

اولی که می فرمايد : " انّه لا يستَشارُ باشارتی و لا بما ذُکِرَ فی البيان "

تفکّر نمايد خود را از عالم و عالميان فارغ و آزاد مشاهده کند .

ص ١٢٤

هجدهم شهرالرّحمة ١١ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

عالم از برای عرفان اين ظهور خلق شده ، خود را محروم منمائيد و از کوثر بيان

رحمن خود را منع مکنيد ، به قلب بشتابيد ، شايد فائز شويد به آنچه که مقصود از

خلقت عالم عرفان او بوده . نقطه بيان می فرمايد : اگر نفسی يک آيه بياورد اعراض

مکنيد و ساکت باشيد و از او بطلبيد ، شايد به عنايتش فائز شويد . و همچنين در

کتاب جزا می فرمايد : " اذا سَمِعتم باَمرٍ مِن عِنده فلا تقولوا لا ، الّا و

انتم تقولون اللّه اعظم مِن کلّشیءٍ و کلّ خلق لَه و کلّ لَه عابدون " . حال

تفکّر لازم . اين است آن تفکّری که در کتب قبل و بعد ذکرش بوده . هر منصفی از

بيانات نقطه اولی اين قدر ادراک می نمايد که اگر ظهور ظاهر نبود به اين کلمه

تکلّم نمی فرمود ، چه که هر نفسی اليوم قادر است بر ترکيب يک آيه يا دو آيه و

اَزيَد و از عنايت محيطه اين ظهور اولياء حقّ تکلّم می نمايند و

ص ١٢٥

------------------------------------------------------------------------------

می نويسند آنچه که علما از اتيان به مثل آن عاجز و قاصرند . باری چون آفتاب ظهور

از افق مُکلّم طور ظاهر و مُشرق بود به اين بيانات واضحه صريحه ناس را تربيت

فرمودند که مباد در حين اظهار محروم شوند و يا از ايشان امری ظاهر شود که سبب و

علّت خسران ابدی گردد . امر اللّه لعب اطفال نيست که هر يوم نفسی ظاهر شود و سبب

تشتّت و اختلاف گردد .
ص ١٢٦

نوزدهم شهرالرّحمة ١٢ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

در ايّامی که قلوب مضطرب و فرائص مرتعد اين مظلوم بی ستر و حجاب اَمام وجوه عالم

قائم و ناطق و کلّ را به حقّ دعوت نمود و به صراط مستقيم هدايت فرمود . و چون فی

الجمله امر ظاهر و نور مشرق از خلف حجاب با اسياف مسلوله قصد مطلع نور احديّه

نمودند و گفتند آنچه را که هيچ ظالمی نگفت و عمل نمودند آنچه را که هيچ مشرکی به

آن عامل نشد . ای عباد بشنويد صرير قلم اعلی و حَفيف سدره منتهی را اين است

وصيّت مظلوم مَن علی الارض را .....بگذاريد اسماء را و به بحر معانی توجّه

نمائيد . حال بعضی از اهل بيان به مثل حزب شيعه تکلّم می نمايند و اين نفوس هم بعد

از هزار سنه و اَزيَد ثمرات اعمال خود را به مثل ثمرات اعمال حزب قبل مشاهده

خواهند نمود .... يا قوم ، بشنويد ندای مظلوم را . اين خاشاکهای عالم را واگذاريد

و ذيل را از امثال آنها مقدّس و منزّه داريد . اين است وصيّت مظلوم . طوبی لِلعاملين .

ص ١٢٧

اوّل شهرالکلمات ١٣ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

حمد سلطان مقتدری را لايق و سزاست که به انوار آفتاب حقيقت عالم حکمت و بيان را

منوّر فرمود . هر اسمی از اسمايش بابی است از برای برکت و رحمت و عنايت و فضل و

حفظ و عطا و آثار هر يک سبب نظم عالم و حفظ امم بوده و هست . به اسم مربّيش عالم

را تربيت نموده و می نمايد و خود را در کتاب مبين " ربّ العالمين " فرموده ،

و لکن حزب ايران اين نعمت کبری را تحديد نموده‌اند و مخصوص خود گمان کردند . به

اسم محيی نفحه حيات دميده شد و به اسم قديرش آثار ديگر ظاهر .... ليسَ الموتُ

الّا صعود مِن عالمٍ الی عالمٍ آخَر اَلطف مِن الاوّل و ما هو الّا انتقالُ مِن

مقامٍ الی مقامٍ آخَر . منقطعين از عباد اين مقام را از حقّ جلّ جلاله سائل و

آملند ، چه که روح بعد از صعود عنداللّه حاضر و طائف و بعد توجّه به مقام مقدّره

از برای خود می نمايد .
ص ١٢٨

دوم شهرالکلمات ١٤ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

يا شفيع ، از حقّ می طلبيم ترا مؤيّد فرمايد بر امری که ذکرش به دوام ملک و

ملکوت باقی و پاينده ماند . دوستان آن ارض را از قبل مظلوم تکبير برسان که شايد

به قوّت ذکر اسم اعظم با پَر روحانی در هواء معانی طيران نمايند . طوبی از برای

نفسی که جناح همّتش را طين اوهام از طيران منع ننمود و به قوادم ايقان قصد مقصد

اقصی و ذروه عليا و غاية قصوی و افق اعلی نمود . ای دوستان ، ندای مسجون را

بشنويد و بما يَنبَغی لايّام اللّه تمسّک نمائيد و آن تقديس وجود و تنزيه اوست

از اموری که شأن انسان را ستر می نمايد و بما لايَنبَغی ترغيب می کند .

ص ١٢٩

سوم شهرالکلمات ١٥ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

از حقّ می طلبيم کلّ را تأييد فرمايد بر اعمال و اخلاق و کلمه طيّبه راضيهء

مرضيّه . فتح مدائن قلوب به جنود اخلاق و اعمال مقدّر. مجادله و محاربه و نزاع و

فساد کلّ در کتاب الهی نهی شده . از حقّ بطلبيد مُدُن و ديار خود را از اشراقات

انوار آفتاب امانت و نيّر صدق و نور عدل و انصاف محروم نفرمايد . امانت و ديانت دو

نيّرند که از افق سماء لوح احکام الهی مشرق و لائح ، طوبی لِمَن عَرَفَ و وَيلٌ

لِلغافلين . و وصيّت می نمائيم کلّ را به اتّفاق و اتّحاد . طوبی لِمَن عَمِلَ

بما اُمِرَ به وَ وَيل لِلتّارکين . الحمد لِلّه ربِّ العالمين .

ص ١٣٠

چهارم شهرالکلمات ١٦ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

حمد مقدّس از ذکر کائنات مطلع آيات را لايق و سزاست که از قلم تقدير به تسخير

عالم پرداخت و طَوعاً و کُرهاً جميع ملوک و مملوک را در ظلّ اسمی از اسماء خود

مأوی بخشيد و مقام عطا فرمود ، دوستان را در کلّ احيان به نعمت بی منتهی که

مقام وصل و لقاست وعده فرمود و منکران را به نقمت کبری معذّب نمود لَه الحمدُ و

المِنَّة فی کلّ الاحوال و هو الغنيّ المتعال .
ص ١٣١

پنجم شهرالکلمات ١٧ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

لِلّه الحمد در اين فجر نورانی امطار رحمت نيسانی به اذن حضرت باری عالم را

تجديد نمود و مزيّن فرمود . اين فضل و عنايت مخصوص است به ارض ظاهرِ مشهود و

امطار رحمت رحمانی که از سحاب قلم اعلی نازل اراضی قلوب مطمئنّه و نفوس مرضيّه

را به اوراد معانی و بيان و حکمت و تبيان مزيّن نمايد . اين فضل عظيم و بی نهايت

بزرگ ، طوبی لِلعارفين . اين نعمت نعمتی است که جميع اهل عالم از ادای شکرش

عاجز و قاصر مشاهده می شوند .
ص ١٣٢

ششم شهرالکلمات ١٨ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

حمد مقدّس از عرفان و ادراک کائنات بساط امنع اقدس حضرت مقصودی را لايق و سزاست

که به يک کلمه عليا به وعدهای خود وفا فرمود . صراط به او واضح و ميزان به او

منسوب و حساب به او کامل و بِهِ نُفِخَ فی الصّور و ارتفعتِ الصّيحةُ و اضطربتِ

القُلوبُ و مرَّتِ الجبال . بعد از ارتفاع کلمه عليا بين ارض و سما هر نفسی

اقبال نمود عملش مقبول و حسابش کامل و فائز شد به آنچه در قيامت و ظهور ساعت مِن

لَدَی اللّه ظاهر و هويدا و هر نفسی اعراض نمود از جميع آنچه ذکر شد محروم و

ممنوع ، سيّئاتش زايد ، حسناتش ناقص . تعالی تعالی مَن وَزَنَ الکلَّ بکلمة

مِن عندِه و اَظهَر يومَ النّشور ما فی الصّدور و ما کان مکنوناً فی الافئدةِ و القلوب .

ص ١٣٣

هفتم شهر الکلمات ١٩ ژوئيه

-----------------------------------------------------------------------------

قلم اعلی دوستان را وصيّت می فرمايد بر استقامت کبری به شأنی که فرائص اهل

ظنون و اوهام مِن خَشيَةِ الاوليا مرتعد شود و از جبين هر يک نيّر استقامت را

لائح و مشرق مشاهده کنند . يا ايُّهَا المُقبلُ الی افقی ، الی حين يوم اللّه

را ادراک ننموده‌اند . به لعب و بازيهای قبل مشغولند و همچنين گاهی به ذکر وصيّ ،

گاهی به ذکر وليّ ، گاهی به ذکر مرآت ، گاهی به ذکر نقيب و نجيب و امثال آن . بگو

اين بساط بر چيده شده ، يوم يوم اللّه است ، لا يُذکَرُ الّا هو . بگو ای

غافلها ، حزب شيعه چه ثمر از اقوال و اعمال و اعتقادات خود برداشته‌اند ؟ آنچه

کِشتند از ارياح سموميّه نفس و هوی سوخت . حاصل اعمال و اثمار ايشان آنکه

بهترينِ عالَم را به بدترين عذاب شهيد نمودند . اَلا لعنة اللّه عَلَی الظّالمين .

حال دوستان بايد يکديگر را حفظ نمايند و اِخبار نمايند از شعبده ها و مکر ها و حيله ها .

ص ١٣٤

هشتم شهرالکلمات ٢٠ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

حمد مقدّس از ذکر و بيان و منزّه از وصف و تبيان مقصود عالميان را لايق و سزاست

که لئالی بحر علم را ظاهر فرمود و بر اهل امکان عرضه نمود . نفوسی که صاحب ابصار

حديده بودند و به کوثر آگاهی فائز ، شناختند و به جان طالب گشتند و لکن ابصار

مرموده مريضه از آن محجوب و محروم ، نه به عرفانش فائز و نه به اخذش طالب . اين

متاع را مشتری کمياب ، چه که از اطعمه و البسه و اشيای نفيسه و زخارف متلوّنه

دنيا مقدّس و منزّه و مبّراست . لِلّه الحمد که به کلمه‌اش نفوسی از عدم به عرصه

وجود آمدند که هم شناختند و هم به جان طالب شدند . ايشانند صاحبان بصائر و ابصار

و ايشانند عبادی که جميع کتب الهی از قبل و بعد بر علوّ مقامات و سموّ مراتب

ايشان شهادت داده . ارض به وجود ايشان مُنبت و سماء به نور ايشان منوّر و شمس به

اسم ايشان مُشرق ، ايشانند ايادی امر بين خلق و ايشانند نفوسی که از اراده و

ص ١٣٥

------------------------------------------------------------------------------

مشيّت خود گذشته به مشيّت و اراده الهی متمسّکند ، از خود خيالی ندارند و

همواره به ذکر و ثنای غنيّ متعال قائم و ناطقند . لهم العزّةُ و الجلال و لهم

الرّفعةُ و الجمال فی کلّ عالمٍ مِن عوالمِ ربّنا العزيز الفضّال .

ص ١٣٦

نهم شهرالکلمات ٢١ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

از حقّ بطلب بقدرت کامله خود نفوسی ظاهر فرمايد که لايق ايّامش و قابل خدمتش

باشند و شئون دنيا ايشان را از شأن واحد محروم ننمايد و آن عمل لِلّه وَحدَه است .

عالم مُذَکِّر لازم دارد و مرّبی می طلبد ، چه که اکثری از خلق غير بالغ مشاهده

می شوند . بايد نفوس راضيهء مرضيّه به تربيت قيام نمايند ، در اوّل از لَبَن لَم

يَتَغَيَّر طعْمُهُ بنوشانند و بعد از اغذيه لطيفهء طيّبه تا به مقام کُلوا

عَمّا تَشتَهون برسند . اين است که بايد در اوّل امر کلماتی ذکر نمود که سبب و

علّت اقبال گردد . يعنی از مراتب سلوک و توجّه و آنچه که سبب شوق شود و احداث نار

محبّت الهی نمايد ، تا فائز شود به مقامی که حفيف سدره منتهی را اصغا کند و آنچه

از قلم اعلی جاری شده تصديق نمايد مِن غَيرِ رَيبٍ و اضطرابٍ .

ص ١٣٧

دهم شهرالکلمات ٢٢ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

اميد هست حقّ جلّ جلاله نفوسی را برانگيزاند که لايق انتشار آثار باشند . از

مبلّغين بايد جميع اعمالش لِلّه واقع شود ، از برای حقّ توجّه نمايد و به حقّ

ناظر باشد و به او راجع و به اذنش ناطق و به اخلاقش مزيّن و به احکامش عامل . در

شرايط مبلّغين مکرّر از قلم اعلی جاری شده آنچه که سبب نفوذ و اعلاء کلمه حقّ

ما بين خلق است . در يک مقام اين کلمه عليا از لسان مالک اسماء مُشرق و ظاهر ،

قوله عَزَّ اِعزازُه : " يَنبَغی لِمَن ارادَ اَن يُسافِرَ لِلّه لِاِلقاءِ

الکلمةِ و اِحياء الاموات اَن يَتوَضَّأَ بماءِ الانقطاع و يُزَيِّنَ هيکلَهُ

بطرازِ التّسليم و الرّضاء و اَن يَجعَلَ دِرعَهُ التَّوسُّلَ و زادَه التَّوکُّلَ و

لباسَه التّقوی و مُعينَه الصّبر و ناصرَه الاخلاق و جنودَ الاعمال اِذاً

يُؤَيِّدُه الملأُ الاعلی و يَتَحَرَّک مَعه اهلُ ملکوتِ الاسماء ....

ص ١٣٨

يازدهم شهرالکلمات ٢٣ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

در مراتب تهذيب نفوس و انقطاع و ما يَنبَغی لِلامر و ما يَليقُ لِلانسان از

ملکوت بيان رحمن نازل شده آنچه که اگر دوستان الهی به آن عامل می گشتند کلّ به

شريعة اللّه توجّه می نمودند . عمر انسان را در دنيا مثل زده‌اند به مثابه طيری

که بر ديوار قصری نشيند ، نغمه سرايد و پرواز کند . با اين بی شأنی واضحِ ظاهرِ

هويدا و اين فنای سريع عاجل خلق را از حقّ منع نموده و شئوناتش به شأنی ناس را

محجوب ساخته که به سَقَر تمسّک نموده‌اند و از ملکوت رحمت گذشته اند . فو الله ،

فو الله ، اگر عَرف يک بيان را فی الحقيقه استشمام نمايند و بيابند صد هزار

امثال دنيا و مَکارهش ايشان را محزون ننمايد و از حقّ محجوب نسازد . سرورش مثل

سروری است که در عروسک بازی از برای اطفال احداث می شود .

ص ١٣٩

دوازدهم شهرالکلمات ٢٤ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

از حقّ تعالی شأنه سائل و آمل از کلمه عليا مبعوث فرمايد نفوسی را که شئونات

ظاهره ايشان را مشغول نسازد و از سبيل مستقيم باز ندارد . جميع تکاليف و اموراتی

که سبب ارتفاع امر و ارتقای وجود و تهذيب نفوس و تربيت عباد است از قلم اعلی

جاری و اَمام وجوه عالم ندا فرموده و آنچه سبب ارتقاست اعلا نموده ، ما مَنَعَته

الجبابرةُ و لا الفراعنة . و مقصود از جبابره و فراعنه در جميع مقامات علمائی

هستند که سبب احتجاب خلق شده‌اند و بر حقّ جلّ جلاله فتوا داده‌اند و لکن غافل که

آخر امرشان به کجا منجر خواهد شد . عنقريب از برای کلب مقام و عزّی مشاهده شود و

از برای آن نفوس ابداً نخواهد شد . اگر انسان به بصر حقّ در الواح منزله نظر

نمايد و تفکّر کند جميع امورات وارده از بعد را ادراک نمايد .

ص ١٤٠

سيزدهم شهرالکلمات ٢٥ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

حمد مقدّس از قلم و مداد ساحت امنع اقدس حضرت محبوبی را لايق و سزاست که اهل

بها را به بلا تربيت فرمود و به ملکوت بقا راه نمود . تعالی تعالی مقتدری که

اشجار فردوس اعلی را از خون مرتفع فرمود و بلند نمود و بلايا و قضايا را مع

حدّت و تلخی لانهايه در کام احبّائش احلی از سُکّر مقدّر داشت . اوست محبوبی که

بأسا و ضرّا عشّاقش را از سبيلش منع ننموده و نخواهد نمود . لَعَمر محبوبنا و

محبوبکم جان اگر در رهش فدا نشود به خردلی نيرزد و جوهر روح اگر در قدومش نثار

نگردد از صخره پست تر و بی مقدار تر و لکن اين جوهر را جز صرّافان احديّه کسی

نشناسد . بی بصر اگر در فردوس اعلی وارد شود چه قسمت برد و بی سمع اگر به سدره

طوبی نزديک شود چه استماع نمايد ؟ صرّافان اين جوهر گران بها نفوسی هستند که می

فرمايد : " لا يَسبِقونه بالقول و هم باَمره يَعمَلون " و همچنين می فرمايد : "

"لا تُلهيهم تجارة و لا بيع
ص ١٤١

------------------------------------------------------------------------------

عَن ذکرِ اللّه " . آيا گمان می رود نفسی را موت ادراک ننمايد ؟ لا واللّه ،

کلُّ نفسٍ ذائقةُ الموت " . در اين صورت اگر البتّه نثار محبوب شود و فدای مقصود ،

اولی و احسن . استغفر الله از اين ذکر ، چه که صد هزار رتبه اولی و ارجح از

اين ذکر هم استغفر الله . از حقّ جلّ جلاله سائل و آمل که ابصار کلّ را به کُحل

عرفان منوّر فرمايد تا جميع به چشم ظاهر و باطن مشاهده نمايند آنچه را که اهل

نفس و هوی از مشاهده آن محرومند و از عرفان آن ممنوع .

ص ١٤٢

چهاردهم شهرالکلمات ٢٦ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

هر يک را وصيّت می نمائيم به آنچه که سبب ظهور محبّت و اصلاح عالم است . شأن

انسان حکمت و مروّت و شفقت و امانت و ديانت است . اخلاق طيّبه از اقوی جنود

عالم محسوب . از حقّ می طلبيم دوستان را تأييد فرمايد تا به مفاتيح اخلاق ابواب

قلوب را بگشايند و به نور اتّفاق آفاق را منوّر سازند . نَسئَلُ اللّهَ اَن

يُؤيِّدَهم و يُوَفِّقَهم و يُقَرِّبَهم اليه فی کلّ الاحوال و يُنزِلَ عليهم مِن

سماءِ العطاء رحمةً مِن عنده و برکةً مِن لدنه . انّه هو المقتدرُ القدير و

بالاجابةِ جَدير . دوستان را در هر ارض و ديار که ساکنند سلام می رسانيم و به

معروف و بما يَنبَغی وصيّت می نمائيم .
ص ١٤٣

پانزدهم شهرالکلمات ٢٧ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

ای مظهر صدقم . جهد نما که مطابق به اين اسم در ارض ظاهر شوی و صدقی که عند الله

محبوب بوده آن است که به ثناء نفسش قيام نمائی و به ذکر امرش مشغول شوی ، چه که

هيچ صدقی با کلمه‌ای که لِلّه به آن تکلّم می شود برابری ننموده و نخواهد نمود .

پس خوشا حال آن نفوسی که به اين رتبهء بلند اعلی فائز شوند . و از برای صدق

مراتب لايُحصی عند الله مقدّر است که ذکر آن در اين ورقه نگنجد و از جملهء آن

مراتب صدقی است که در ميانه ناس معروف است و به اين رتبه که انشاء الله فائز

شده ، پس سزاوار آنکه جهد منيع مبذول داری که به صدق اعظم که طائف حول منظر اکبر

است فائز شويد و مرزوق گرديد . فَهَنيئاً لِلواصلين .

ص ١٤٤

شانزدهم شهرالکلمات ٢٨ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

حمد خداوند يکتا و مقصود بی همتا را که اولياء خود را از علّت وجود و سبب هستی

محروم ننمود . کلّ را بشارت فرمود و در کتب قبل و بعد به اين يوم مبارک که سيّد

ايّام است وعده داد . فی الحقيقه اگر اقلام عالم و السن امم در وصف اين يوم اعظم

اراده ذکر و احصا نمايند البتّه خود را عاجز مشاهده کنند . سبحان الّذی اَظهَرَ

نفسَه و اَنزَلَ آياتِه و اصطَفی اوليائَه و اَيَّدَهم علی ذکرهِ و ثنائِه و

تبليغ امرِه و اجراءِ اوامِره و احکامِه . اولئک عباد وَصَفَهم بلسان عظمته فی کتبه

و صحفه و الواحه بهم تَظهَرُ اسمائُه و صفاتُه بين عباده .

ص ١٤٥

هفدهم شهرالکلمات ٢٩ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

اين مظلوم چه ذکر نمايد که اُذُن واعيه به مثابه کبريت احمر کمياب و چه بنمايد

که ابصار حديده به رمد اوهام مبتلا و ممنوع . ذرّات کائنات گواهی دهند که اليوم

ندای مالک اسماء از سجن عکّا مرتفع و تجلّيات آفتاب حقيقت از اين افق مُشرق و

لائح و اسم اعظم به شأنی ظاهر که منصفين عالم از احزاب مختلفه کلّ متحيّر و

مبهوت . در ليالی و ايّام مالک اَنام متحرّک . مَع انکار اشرار و اغماض اهل اعراض

و منع حاسدين و ظلم مفسدين آثار و اطوار سدره مبارکه از هر جهت و شطری فی

الجمله ظاهر . قل تعالی اللّه المَلِکُ المهيمنُ القيّوم و تعالی مَن اَظهَرَ

امرَه رغماً لکلّ جاهلٍ مردود و تعالی مَن اَظهَرَ مِن القلم اسرارَ القدم .

طوبی لقومٍ يَعرِفون .
ص ١٤٦

هجدهم شهرالکلمات ٣٠ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

از اوّل ايّام که نار غضب مشتعل و از سطوت ظالمين فرائص عالم مرتعد اين مظلوم من

غير ناصر و مُعين عَلَمِ انّه لا اله الّا هو را برافراخت و به اصبع اقتدار

حجبات حايله مانعه را شقّ نمود و از ميان برداشت و اَمام وجوه کلّ اظهار امر

فرمود و الواح مقدّسه مبارکه مخصوص حضرات ملوک و سلاطين نازل و ارسال نمود .

بعضی رسيد و برخی متوقّف . نه ضوضای عباد منع نمود و نه لهيب بغض و عناد او را

از ندا باز داشت . حقّ آگاه که در ليالی و ايّام چه وارد شد . حمل نموديم آنچه

را که احدی حمل ننمود . محبّة اللّه هر سمّی را شهد نمود و هر غضبی را رحمت . و

چون آثار کلمه عليا و اقتدار قلم اعلی ظاهر مستورين و محجوبين از خلف سِتر با

السن کاذبه و اسياف شاحذه قصد مظلوم نمودند و در سرّ مأمورين دولت به

تحريک مشغول و لکن سَتر نموديم و به حقّ گذاشتيم . سبحان اللّه مع آن که امواج

بحر بيان الهی و تجلّيات نيّر
ص ١٤٧

------------------------------------------------------------------------------

ظهور صمدانی امام وجوه کلّ ظاهر و مشهود و همچنين سدره منتهی به اثمار

لاتُحصی ظاهر و حفيفش در کلّ حين مرتفع و می فرمايد : ای قوم ، يوم موعود آمد ،

خود را از فيوضات آن محروم منمائيد . مع ذلک کلّ غافل و مُعرض مگر نفوسی که به

عُروه وُثقی تمسّک نمودند و قلوبشان از ما سوی اللّه فارغ و آزاد .

ص ١٤٨

نوزدهم شهرالکلمات ٣١ ژوئيه

------------------------------------------------------------------------------

حمد مقدّس از بيان سلطان امکان و مليک اکوان را سزاست که از کوثر حَيَوان عوالم

معانی و عرفان را به خِلَع تازه مزيّن فرمود و اين کوثر حَيَوان گاهی به مثابه

حروف ظاهر و هنگامی به مثابه آفتاب مُشرق و لائح . رطوبات زائده را جذب نمايد

تا حرارت محبّت الهی افئده و قلوب مستعدّه را مشتعل فرمايد ، جلّت عظمتُه و جلّ

اقتدارُه . سبحان اللّه از سدره " انّنی اَنَا الله " ظاهر فرمود تا کلّ مستعد

باشند از برای اصغاء ندای الهی در اين ظهور اعظم ربّانی و لکن چون از سدره

منتهی در قطب فردوس اعلی ندای " انّنی اَنَا اللّه مرتفع کلّ به جحيم که جزای

انکار است راجع الّا مَن شاءَ ربّنا . باری از شجر پذيرفتند و بر خالق آن ردّ نمودند .

ص ١٤٩

اوّل شهرالکمال ١ اوت

------------------------------------------------------------------------------

به لسان پارسی ندای مظلوم را بشنو ، شايد عباد ارض فائز شوند به آنچه که اليوم

از آن محرومند . سبحان اللّه مقامی که در ليالی و ايّام به مثابه غيث هاطل آيات

اللّه از آن نازل آن را انکار نموده‌اند و خود را اخيار می شمرند و اهل اقرار

می دانند . سدّ اعظم و حجاب اکبر مطالع اوهام بوده و هستند . اکثر اهل عالم به

ظنون تربيت شده‌اند و به اوهام انس گرفته‌اند . طوبی از برای قوّی قادری که به

اصبع ايقان خرق حجبات اوهام نمود و به انوار نيّر ظهور فائز گشت .

ص ١٥٠

دوم شهرالکمال ٢ اوت

------------------------------------------------------------------------------

بگو ای عباد ، نصح اللّه را بشنويد . وقت را از دست مدهيد . سدره مبارکه به

اثمار لاتُحصی مشهود و بحر بيان به امواج لا تُحَدّ موجود ، آفتاب حقيقت به انوار

بديعه و تجلّيات محبوبه ظاهر و مُشرق ، به چشم خود مشاهده نمائيد ، نه به ابصار

مغلّين و به گوش خود بشنويد نه به آذان معرضين ، شايد به اجنحه انقطاع در هواء

معرفت الهی طيران نمائيد و به آنچه اليوم از آن ممنوعيد فائز گرديد . به مرقاةِ

توکّل قصد سماء عطاء الهی کنيد و به سُلّمِ تفويض توجّه نمائيد . انّه يقولُ

الحقّ و يَهديکم الی صراطه المستقيم . مَن شاءَ فليُقبِل و مَن شاءَ فليُعرِض .

انّه هوالمقدّسُ القويُّ الغالب القدير .
ص ١٥١

سوم شهرالکمال ٣ اوت

------------------------------------------------------------------------------

امروز آفتاب ظهور از افق سماء سجن مُشرق و لائح و بحر فضل اَمام وجوه موّاج و

نار در سدره مبارکه به اعلَی النّداء ناطق و لکن عباد ، غافل و محجوب ، به ظنون

تربيت شده‌اند و به اوهام مأنوسند . طوبی از برای نفسی که حجبات اوهام را خرق

نمود و به انوار يقين فائز گشت . از حقّ جلّ جلاله به کمال عجز و ابتهال بطلبيد که

شايد اِماء ارض را محروم ننمايد و عباد را از بحر معانی منع نفرمايد . اوست کريم و

اوست رحيم . لا اله الّا هو الواحدُ العزيزُ العظيم .

ص ١٥٢

چهارم شهرالکمال ٤ اوت

------------------------------------------------------------------------------

به نام مقصود يکتا

يا امة اللّه ، عليک بهائی ، لِلّه الحمد فائز شدی به آنچه که در کتب الهی مذکور

و مسطور . حقّ جلّ جلاله جميع احزاب عالم و اشياء کلّها را به اين ظهور اعظم

بشارت داده و کلّ را از برای اين يوم مبارک خلق فرموده و لکن شبهات جهلا و

اشارات علما و سطوت امرا کلّ را از بحر بيان مولی الوری منع نموده . کلّ به خود

مشغول و از او غافل الّا مَن شاءَ ربُّک . زخارف دنيا اهل ناسوت انشاء را محروم

داشته . چه بسيار از رجال که از فرات رحمت محرومند و از تقرّب به حقّ جلّ جلاله

ممنوع . اُشکری ربَّکِ انّه وَفَّقَکِ و اَيَّدکِ و ذَکرَکِ فی سجنه العظيم .

ص ١٥٣

پنجم شهرالکمال ٥ اوت

------------------------------------------------------------------------------

ذکر حقيقی و ثناء معنوی اهل بها را لايق و سزاست که به هدايت کلمه عليا به افق

اعلی توجّه نموده‌اند و رحيق مختوم را به اسم قيّومش آشاميده‌اند . ايشانند نفوسی

که کينونت استقامت از استقامتشان ظاهر و حقيقت عرفان از عرفانشان باهر . ايشانند

مشارق حمد الهی و مخازن حکمت صمدانی . انوار عالم از نورشان مُشرق و اقبال امم

از اقبالشان پديدار . ايشانند نفوسی که سطوت عالم و شوکت امم ايشان را منع ننمود

و شبهات و اشارات و تجارات و ثروت عباد و ما فی البلاد محروم نساخت . به اصبع

انقطاع حجبات را خرق نمودند و سبحات را دريدند . به قوّت ملکوتی بر خدمت امر

قيام کردند ، قيامی که سبب قعود مشرکين شد و به اطمينانی که سبب اضطراب معتدين

گشت . زخارف و الوان دنيا سدّ نشد و حايل نگشت . به قلوب نورا و وجوه بيضا در

يوم جزا قصد مقرّ فدا نمودند ، تاج روح را نثار ره دوست يکتا کردند .

ص ١٥٤

ششم شهرالکمال ٦ اوت

------------------------------------------------------------------------------

از قبل يک ذبيح مذکور و کتب عالم به وصفش شاهد و گواه و حال هزاران ذبيح از نار

محبّت الهی و نور رحمت رحمانی و عشق حضرت سبحانی قصد مقرّ اقصی نمودند و به

شهادت کبری فائز . يک نفس از آن نفوس مقدّسه زنده بر نگشت ، مع ذلک ناس متنبّه

نه ، به غفلت تمام در اطفاء نور مالک اَنام ساعی و جاهدند . آيات عالم را فرا

گرفته و اقتدار حقّ جلّ جلاله به مثابه آفتاب در قطب سماء معانی و بيان مُشرق و

لائح .
ص ١٥٥

هفتم شهرالکمال ٧ اوت

------------------------------------------------------------------------------

به لسان پارسی آيات الهی را بشنو . از اوّل امر الی حين مَن فی الارض را از

ملوک و مملوک و عالم و جاهل مِن غير ستر و حجاب به مالک الرّقاب دعوت نموديم .

سبيل واضح و دليل لائح ، آيات نازل و بيّنات ظاهر ، مع ذلک خلق به اوهام متشبّث

و از حقّ غافل الّا مَن شاءَ ربُّک . معرضين بيان مع آنکه حزب قبل را که خود را

افضل اهل عالم می شمردند ديده‌اند و در يوم جزا بر آنچه ارتکاب نمودند مشاهده

کرده‌اند در اين ظهور مجدّد به ترتيب حزبی مانند حزب قبل مشغولند . قل اتّقوا اللّه

و لا تَتَّبِعوا سُننَ الغافلين . اِتَّبِعوا مَن اَتيکم بملکوتِ البيان و سلطان مُبين .

ص ١٥٦

هشتم شهرالکمال ٨ اوت

------------------------------------------------------------------------------

در قرون و اعصاربر منابر به شتم يکديگر مشغول . فرقه های مختلفه هر يک به وهم

خود سبيلی اخذ نمود و چون نيّر ظهور از افق اراده حقّ جلّ جلاله اشراق فرمود

کلّ بر اعراض و اعتراض قيام نمودند و سبب اعظم و علّت کبری اعراض علما و فقهای

عصر بود که در سنين اوّليّه به نفاق قيام نمودند و بر سفک دم اطهر فتوی دادند .

علمای ارض شين و ارض صاد و بلاد اُخری عمل نمودند آنچه را که عين عالم گريست و

لوح و قلم نوحه نمود . سبحان اللّه مثل شيخ محمّد حسن نجفی که قطب علمای ايران

بود اوّل مَن اَعرَض مشاهده گشت ، ديگر عمل ساير علما معلوم و واضح . به قدر

سَمّ اِبرَه از حقيقت امر آگاه نه . حال تازه حرفهای آن حزب به ميان آمده . بگو ای

غافلين يوم ، يوم اللّه است ، لا يُذکَرُ فيه الّا هو . از مغرب اوهام به مشرق

يقين توجّه نمائيد . از ما عِندَ الخلق به ما عِندَ الله رجوع کنيد . فرصت را از

دست مدهيد ، وقت را غنيمت شماريد .
ص ١٥٧

------------------------------------------------------------------------------

به يک آنِ اين ايّام قرون و اعصار معادله ننمايد . بشنويد ندای اين مظلوم را ،

از ظلم به عدل و از اعتساف به انصاف اقبال نمائيد . ايّام چون برق در مرور . جهد

نمائيد شايد به انوار توحيد حقيقی فائز شويد . عَبَدهء اوهام خود را موحّد می

دانستند و عاکفان ظنون خود را منقطع می شمردند و چون نيّر امتحان از افق اراده

رحمن اشراق نمود کلّ در خسران مبين مشاهده گشتند . ابناء خليل و ورّاث کليم که

ايشان را پست ترين احزاب می شمردند حجبات را خرق نمودند و سبحات را دريدند و

رحيق مختوم را از يد عطاء حضرت قيّوم اخذ نمودند و آشاميدند و علمای شنيعه که

به شيعه معروفند الی حين متوقّف و مُعرض . لَعَمرُ الله ظلمی از آن نفوس ظاهر شد

که از اوّل ابداع الی حين شبه آن مشهود نه .
ص ١٥٨

نهم شهرالکمال ٩ اوت

------------------------------------------------------------------------------

آن جناب بايد به حکمت و بيان اهل امکان را عَلی قدر مقدور به ظهور مکلّم طور

بشارت دهند و آگاه نمايند ، شايد از فرات رحمت مالک قدم که از يمين عرش اعظم

جاری است بياشامند و زنده شوند و به حيوة سرمدی فائز گردند . حزب الهی را تکبير

می رسانيم و به عنايت و شفقت و رحمت حقّ بشارت می دهيم . بگو يا حزبَ اللّه، به

سيوف تقوی و اعمال طيّبه و اخلاق روحانيّه حقّ را نصرت نمائيد ، شايد نار ضغينه

و بغضا که در صدور اهل مذاهب مشتعل است به امطار رحمت رحمانی و کوثر نصايح

سبحانی خاموش شود . يا حزبَ اللّه ، ندای مظلوم را بشنويد ، شايد صرير قلم اعلی

شما را به مقصود فائز فرمايد و به ذروه عليا کشاند .

ص ١٥٩

دهم شهر الکمال ١٠ اوت

------------------------------------------------------------------------------

ای دوستان الهی و ای شاربان رحيق معانی ، ناصر ، جنود ظاهره نبوده و نيست و

اسلحه موجوده نبوده و نخواهد بود . بلکه کلمه طيّبه و اعمال حسنه و اخلاق

روحانيّه بوده . ای اهل بها به جنود اعمال و اخلاق مظلوم را نصرت نمائيد و

همچنين به جنود صبر و اصطبار ، لِئَلّا يَظهَرَ مِن احدٍ ما تَکْدَرُ بِه

النّفوسُ و تَضطَرِبُ بِه القلوب . جميع جنود عالم به اين جنود برابری نتواند .

مدائن افئده و قلوب به اين جنود مفتوح . بسا مدن و قری که به يک عمل پاک به افق

اعلی توجّه نمودند و به ذيل مالک اسماء تشبّث جستند . طوبی از برای نفسی که

حلاوت اخلاق را يافت و ادراک نمود .
ص ١٦٠

يازدهم شهرالکمال ١١ اوت

------------------------------------------------------------------------------

عالم انسانی به مرافقت و بردباری ساکن و مستريح و الّا هر روز جدالی و نزاعی

بر پا . از حقّ متعال اين فانی آمل و سائل که ضغينه و بغضا را از عالم بردارد و

اختلاف را به اتّحاد و نفاق را به وفاق مبدّل فرمايد . اوست بر هر شيئی قادر و توانا .

ص ١٦١

دوازدهم شهر الکمال ١٢ اوت

------------------------------------------------------------------------------

امروز هر نفسی آنچه را بخواهد مالک می شود . در ظاهر ملاحظه کنيد چه بسيار از نفوس

که مساجد بنا نمودند و کنائس تعمير کردند و پل ها ساختند از برای آنکه ذکر خير

ايشان در ارض بماند و باقی باشد و عند الله به مکافات آن فائز شوند و همچنين

نفوسی که به صدهزار آمال و رجا و طلب و ابتهال از غنيّ متعال اولاد خواستند تا

اثری از ايشان در ارض باقی بماند و حال آنکه نمی دانند آن اثر صالح باشد يا دون

آن ، و لکن در اين ايّام اگر نفسی به عرفان حقّ فائز شود و به ثنايش ناطق گردد و

به خدمتش موفّق شود ذکرش و ثنايش به دوام ملک و ملکوت باقی خواهد ماند . طوبی از

برای نفسی که ذکرش و ثنايش از قلم اعلی جاری شد . آن ذکر را محو اخذ ننمايد و

کُرورِ اعصار و قرون او را کهنه نکند ، لايَزال تازه و خرّم در رياض بيان حقّ

بوده و خواهد بود .
ص ١٦٢

سيزدهم شهر الکمال ١٣ اوت

------------------------------------------------------------------------------

به اخلاق و اعمال و رفق و مدارا اهل امکان را به مدينه رحمن کشانند . بايد

مدّعی محبّت الهی اليوم به جميع شئون از دونش ممتاز باشد . قبول امر و اعتراف به

حقّ محض ادّعا نبوده و نيست ، چنانچه جميع ناس اليوم مدّعی اين مقامند ، و لکن

لسانُ العظمةِ يَشهَدُ بکذبِهم و افترائِهم و غرورِهم و غفلتِهم و خيانتِهم . ای

دوستان ، خالصاً لِلّه حرکت نمائيد و لِوجه اللّه تکلّم کنيد . کلمه ای که لِلّه

از سماء قلب حرکت نمايد و از افق لسان اشراق کند البتّه مؤثّر خواهد بود . از

تأثيرات اعمال غافل نباشيد . لَعَمرُ الله اگر نفسی به تأثيرات اعمال و اقوال

طيّبه و خبيثه مطّلع شود ابداً به هيچ مکروهی التفات ننمايد و جز خير محض و

معروف صرف از او ظاهر نشود .
ص ١٦٣

چهاردهم شهرالکمال ١٤ اوت

------------------------------------------------------------------------------

يا اَبَاالحسن ، وجه عالم متغيّر است . از برای مذهب اللّه و دين اللّه ما بين

ناس قدری نمانده . بر اصنام اوهام عاکفند و از حقّ جلّ جلاله غافل . هر نفسی

اليوم به عرفان و استقامت فائز شد او از اهل حقّ محسوب و از ملأ اعلی مذکور و

مادونش معدوم و مفقود . در هر يوم بلايای عجيبه و غريبه ظاهر ، مع ذلک احدی

ملتفت نه . فی الحقيقه قهر الهی احاطه نموده . از حقّ می طلبيم جميع را مؤيّد

فرمايد و آگاه نمايد .
ص ١٦٤

پانزدهم شهرالکمال ١٥ اوت

------------------------------------------------------------------------------

بگو ای اهل بهاء جهد نمائيد و به آنچه اليوم سزاوار است متمسّک شويد . به اخلاق

و اعمال خلق را هدايت کنيد و کوثر عرفان بنوشانيد . در ليالی و ايّام قلم اعلی به

ذکر نفوس مقبله مشغول . ادراک اين مقام مستور است ، چه که اگر احبّای الهی عَرف

آن را بيابند و بر علوّ و سموّ آن مطّلع شوند البتّه کلّ بما يُحبُّه اللّه قيام

نمايند .
ص ١٦٥

شانزدهم شهرالکمال ١٦ اوت

------------------------------------------------------------------------------

اگر جميع عالم فی الحقيقه يک لوح از الواح را قرائت نمايند و در معانی آن تفکّر

کنند جميع را کافی بوده و هست . يا حبيبی ، آيات و بيّنات و ظهورات و علامات ،

واللّه الّذی لا اله الّا هو به شأنی نازل و ظاهر که جميع السن و اقلام از ذکر

و بيان آن عاجز و قاصر . حال بايد به کمال تضرّع و ابتهال از غنيّ متعال طلب

نمائيم که خلق را محروم ننمايد و نعيق ناعقين و ضوضای منکرين حايل نشود .

ص ١٦٦

هفدهم شهرالکمال ١٧ اوت

------------------------------------------------------------------------------

ای دوستان ، الحمد للّه به عنايت حقّ فائز شديد . در ايّامی که قلوب متزلزل بود و

ارکان مضطرب شما از عنايت مالک اسماء به افق اعلی توجّه نموديد و به طراز اعزّ

انور ابهی که معرفت حقّ جلّ جلاله است مزيّن شديد .... قدر اين مقام بلند را

بدانيد و به حبل استقامت متمسّک شويد ، چه که شياطين در کمين بوده و هستند .

امروز روزی است که سدرة المنتهی ندا می فرمايد و جميع را به فردوس اعلی هدايت

می نمايد . گوش از برای امروز است، چه که ندای حقّ جلّ جلاله مرتفع و بلند است

و روز بصر است ، چه که انوار آفتاب حقيقت از افق ظهور ظاهر و باهر . ای دوستان ،

جهد نمائيد و بلايا و رزايائی را که حقّ بنفسه و همچنين اوليای او از برای نجات

شما حمل نموده‌اند ذکر نمائيد . بسا شبها که جان در جسد راحت نبود و چشم نوم را

ادراک ننمود .
ص ١٦٧

هجدهم شهرالکمال ١٨ اوت

------------------------------------------------------------------------------

ای دوستان ، شماتت اعدا را در سبيل الهی شنيديد و چه مقدار از صعوبات و مشقّات

که فی اللّه حمل نموديد و لکن مقاماتی از قلم اعلی از برای شما ثبت شده که جميع

عالم نزد ذکرش معدوم و مفقود است . اليوم بايد به اسم حقّ مقامات خود را حفظ

نمائيد ، چه که سارقين بسيارند و از حقّ به غايت غافل و محجوب مشاهده می شوند .

اَلامرُ بيَدِ الله ربِّ العالمين .
ص ١٦٨

نوزدهم شهر الکمال ١٩ اوت

------------------------------------------------------------------------------

امروز بايد کلّ به عين خود نظر نمايند و به سمع خود اصغا کنند ، لا يُغنيهم آذانُ

العالم و لا ابصارُ الامم . به قوّت حقّ بر امر بايستيد . امروز روز بيان است .

ناس غافل را آگاه نمائيد و به افق اعلی هدايت کنيد . ذکرتان نزد مظلوم بوده و هست .

انشاء الله موفّق شويد به آنچه سزاوار است . زمام اهل آن ارض را اخذ نمائيد که

مباد غافل شوند و از صراط بلغزند . از قبل قلم اعلی کلّ را اِخبار نموده به

ظهور خادعين و ناعقين و آنچه از قلم اعلی جاری ظاهر شده و می شود .قل فَانظُروا

فيما اَنزَلَه الرّحمن مِن قبل . انّه اَخبرَکم بما ظَهَرَ و يَظهَرُ ، عنده علمُ

السّمواتِ و الارض فی کتابٍ عظيم .
ص ١٦٩

اوّل شهرالاسماء ٢٠ اوت

------------------------------------------------------------------------------

حمد مقدّس از عرفان کائنات حضرت مقصودی را لايق و سزاست که به يک نظر عنايت ذرّه

را به طراز آفتاب ظاهر فرمايد و قطره را دريا نمايد و اگر نَعوذُ باللّه عنايت

مخصوصه خود را منع فرمايد معنی " کُلُّشیءٍ هالک الّا وجهه " هويدا گردد . پاک و

مقدّس است ساحت اقدسش از ذکر فصحا و بلغای ارض . هر عارف منصفی اعتراف نموده بر

عجز و هر عالم صادقی اقرار نموده بر قصور .... اوست مقتدری که به يک تجلّی از

تجلّيات اسم اعظم عالم را منوّر فرمود و ميزان را ظاهر نمود و صراط را اَمام وجوه

عباد نصب کرد و به همان تجلّی که در مقامی به کلمه ذکر می شود و در مقامی به مشيّت

و در مقامی به اراده و امثال ذلک صور ظاهر و صيحه مرتفع و اهل قبور متحرّک .

ص ١٧٠

دوم شهرالاسماء ٢١ اوت

------------------------------------------------------------------------------

انشاء الله از اشراقات آفتاب حقيقت و رشحات بحر عنايت محروم نباشيد ، لازال کأس

محبّت الهی را پی در پی بنوشيد و بياشاميد و بنوشانيد . عجب است از ناس که مثل

چنين يوم مبارکی را از دست داده‌اند و از عرفانش محروم مانده‌اند . ابصار عباد

ضعيف و شمس حقيقت در کمال نور و ضياء . از حقّ جلّت عظمتُه و جلّ سلطانُه سائلم که

چشمهای ضعيفه را قوّت عطا فرمايد تا از مشاهده آفتاب معنوی محروم نماند . انّه

لَهو المقتدرُ القدير .
ص ١٧١

سوم شهرالاسماء ٢٢ اوت

------------------------------------------------------------------------------

يا اَبَاالحسن ، انشاء الله به کوثر معانی و بيان که در کلمات الهی مکنون و

مستور است برسی و از آن بياشامی . کلّ به کلمة اللّه ناطقند و لکن يک نفس به

اصغاء کلمه مبارکه " قل اللّه ثُمّ ذَرهُم فی خوضِهم يَلعَبون " جان داد و نفس

ديگر بعد از اصغاء آيات الهيّه که از حدّ احصاء خارج است از محلّ خود بر نخاست ،

از نفحات ايّام محروم ماند و از انوار وجه بی نصيب . به لفظ ، ذکر کوثر و سلسبيل

می نمايند و هر دو اَمام وجوه ظاهر و از آن به غايت بعيد و دور . قلم اعلی در

کلّ احيان اهل امکان را نصيحت می فرمايد به آنچه ظاهراً و باطناً منفعت آن به

خود آن نفوس راجع است ، مع ذلک گوش را از اصغا منع نموده‌اند و چشم را به حجبات

هوائيّه از مشاهده انوار محروم داشته‌اند .
ص ١٧٢

چهارم شهرالاسماء ٢٣ اوت

------------------------------------------------------------------------------

چه بسيار از عباد که به عرفان حقّ فائز نشدند و چه مقدار از نفوس که به شرافت

عرفان فائز گشتند ، امّا بر خدمت امر موفّق نگشتند و چه مقدار از نفوس که به

خدمت قيام نمودند و لکن از قلم اعلی ذکر آن ظاهر نه ، و تو الحمد لِلّه به اين

نعمت بزرگ فائز شدی . اَحقَر اهل ارض اگر نفحه خلوص از او متضوّع شود از طائفين

عرش و از اهل بهاء لَدَی اللّه محسوب و مقبول است . طوبی از برای نفوسی که ظنون

و اوهام عباد ايشان را از بحر يقين منع ننمود و ظلم اهل عالم از انوار ظهور محروم نساخت .

ص ١٧٣

پنجم شهرالاسماء ٢٤ اوت

------------------------------------------------------------------------------

يا احبّائی ، تَمَسَّکوا بحبلِ الاستقامَةِ بقدرتی و تَشَبَّثوا بذيلِ الاصطبار

باسمی الصّبّارِ العزيزالحکيم . قدر اين ايّام را بدانيد و خود را از فيوضات

نامتناهيه محروم نسازيد . به کمال اتّحاد بر امر الله قيام نمائيد ، يعنی به ذکر و

ثنا و تبليغ امرش مشغول باشيد . امری که اليوم سبب و علّت اعراض نفسی شود و يا

علّت حزن گردد نزد حقّ مقبول نه . به کمال روح و ريحان با عباد رحمن سلوک نمائيد .

ص ١٧٤

ششم شهرالاسماء ٢٥ اوت

------------------------------------------------------------------------------

ای برادر مکرّم ، الحمد لِلّه به عنايت حقّ فائزی و به طراز امانت مزيّن . از حقّ

جلّ جلاله بخواهيد که جميع احبّاء را به آنچه اليوم لايق و سزاوار است مؤيّد

فرمايد تا شئونات فانيه و ظهورات آن ايشان را از ملکوت باقی محروم نسازد . اين

که در باب تجارت و ربح آن نوشته بوديد معلوم است چون آن جناب لِلّه عمل نموده

اند و از خود مقصودی نداشته‌اند برکت عنايت شد . هر امری لِلّه واقع شود البتّه

اثر آن در مُلک ظاهر می شود .
ص ١٧٥

هفتم شهرالاسماء ٢٦ اوت

------------------------------------------------------------------------------

انشاء الله به عنايت رحمن فائز باشيد و از دونش فارغ و آزاد . چه مقدار از نفوس

منتظر ايّام الهی بودند و چون نيّر اعظم از افق عالم طالع جميع امم اعراض نمودند

مگر نفوسی را که حقّ جلّ جلاله به قدرت کامله خود حفظ فرمود و از ظلمت نفس و

هوی نجات بخشيد . قدر امروز را بدانيد ، اصنام اوهام را به اسم مالک انام بشکنيد

و به افق يقين ناظر شويد ، وصايای حقّ را فراموش نکنيد و لئالی کلماتش را در صدف

قلب محفوظ داريد . الحمد لِلّه فضلش شما را به خود نگذاشته . در ليالی و ايّام به

ذکر و ثنايش مشغول باشيد . زود است که عالم ترابی و آنچه در اوست فانی و معدوم

شود و آنچه از قلم الهی در باره احبّای او ثبت شده باقی و دائم ماند .

ص ١٧٦

هشتم شهرالاسماء ٢٧ اوت

------------------------------------------------------------------------------

ای دوستان ، انشاء الله به عنايت رحمن از کوثر حَيَوان که در امکان به

اراده حقّ جاری شده بياشاميد و قسمت بريد . امروز آفتاب کَرَم مُشرق است و بحر

جود موّاج ، خود را محروم مکنيد . در جميع احوال به حبل ذکر متمسّک باشيد و به

ثنای حقّ جلّ جلاله مشغول . شياطين ارض در اضلال عباد کوتاهی ننموده و نخواهند

نمود . بايد لئالی محبّت او را به اسم او محفوظ داريد تا دست خائنين آن را

آلوده ننمايد و از طراوت باز ندارد . قدر اين ندا را بدانيد هميشه اين يوم ظاهر

نيست و اين ندا مرتفع نه . چه مقدار از اوليا و اصفيا که در حسرت ندای الهی جان

دادند و به آن فائز نشدند .
ص ١٧٧

نهم شهرالاسماء ٢٨ اوت

------------------------------------------------------------------------------

حمد مقدّس از ادراکات موجودات ساحت عزّ مقصودی را لايق و سزاست که جميع عوالم

نامتناهی را به دو حرف از غيب به عرصه شهود آورد . اوست توانائی که قدرت عالم

نزد قدرتش ضعيف ، بل معدوم بوده و خواهد بود و اوست سلطانی که سلطنتهای ارض نزد

ظهور ادنی آيه‌اش مقهور و مغلوب . قد شَهِدَ کلُّ شَیءٍ بعظمتِه و قدرتِه و

سلطانِه و خَضَعَ کلُّ ذی شوکةٍ لعزّهِ و ظهورهِ و اقتداره .

ص ١٧٨

دهم شهرالاسماء ٢٩ اوت

------------------------------------------------------------------------------

بشنويد ندای دوست يکتا را و به آنچه امر می نمايد عمل نمائيد . امروز روز

استقامت است . انشاء الله کلّ از تجلّيات انوار آفتاب يقين منوّر شوند و به قدرت

و قوّت الهی بر امرش مستقيم مانند ، چه که شياطين در کمين بوده و هستند و به اسم

حقّ ناس را گمراه نموده و می نمايند . طوبی از برای نفسی که بر امر به شأنی

قيام نمايد که ما سوی اللّه قادر بر منع آن نباشد . انشاء الله کلّ از حرارت بيان

رحمن مشتعل شوند و از حلاوت ذکرش متلذّذ و به شأنی در حبّ اللّه ظاهر باشند که

سبب و علّت جذب قلوب عباد شود .
ص ١٧٩

يازدهم شهرالاسماء ٣٠ اوت

------------------------------------------------------------------------------

ای دوستان ، جهد کنيد تا بالمرّه از ظنون و اوهام قبل فارغ شويد . امروز روزی

است که انسان می تواند از برای خود و منتسبين خود مقامات عاليه و اذکار باقيه

تحصيل نمايد . قسم به انوار وجهِ محبوبی و محبوبکم که ذکر اين يوم امنع اقدس در

جميع کتب الهی بوده ، قدرش را بدانيد و بما يَنْبَغی لَه قيام کنيد .چه بسيار از

ناعقين ظاهر شده و می شوند ، چنانچه از قبل که نيّر امر از افق عراق مشرق بود

جميع را به نعاق ناعقين و طيور ليل اخبار فرمودند و البتّه آنچه از قلم اعلی

نازل شده ظاهر خواهد شد . از حقّ بخواهيد تا کلّ را به عنايت خود محفوظ دارد .

هر نفسی فی الحقيقه در اين يوم اَعَزّ اقدس به معرفة اللّه فائز شد و از رحيق

بيانش آشاميد او محفوظ بوده و هست . اگر فی المثل جنود و صفوف عالم بر منعش قيام

نمايند هر آينه خود را عاجز مشاهده کنند . انشاء الله جميع اهل بهاء به اين

اثواب مقدّسهء نورا مزيّنند .
ص ١٨٠

دوازدهم شهرالاسماء ٣١ اوت

------------------------------------------------------------------------------

اگر آذان حقيقی يافت شود امروز ندای کلّ کتب را اصغا می نمايد که به اعلی

النّداء مقبلين خود را به افق اعلی دعوت می نمايند . آيات ، آفاق را احاطه نموده و

بيّنات ، عالم را پر کرده و اشراقاتِ انوارِ آفتابِ معانی و بيان کلّ را اخذ نموده، مَع

ذلک ديده می شود آنچه که انسان حيا می نمايد از ذکرش و شنيده می شود آنچه که

لسان عاجز است از بيانش . اَلاَمرُ بيدهِ يَفعَلُ ما يشاءُ و يَحکُمُ ما يُريدُ و

هو العزيزُ الحميد .
ص ١٨١

سيزدهم شهرالاسماء ١ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

حمد مقدّس از انفاس عالميان ساحت اقدس حضرت محبوبی را لايق و سزاست که جميع

الفاظ عالم از بيان يک معنی حرفِ " ها " و " واو " که خلق اوست در مقام اشاره

عاجز و قاصر است . سبحان اللّه الفاظ را چه رتبه تا ادراک نمايد و عرضه دارد . کلّ

اشياء و مظاهر اسماء نزد يک آيه از آيات عظمت او منصعق و مدهوشند . تعالت عظمتُه

و تعالی سلطانُه و تعالی عزُّه و اقتدارُه . قوّه اراده‌اش يوم قديم را به

طراز جديد مزيّن نمود و به خود نسبت داد به شأنی که گويا اَبدَع از او در عالم

کون نيامده و نخواهد آمد . هر قديمی ساجد اين جديد بوده و هر مکنونی خاضع اين مشهود.

ص ١٨٢

چهاردهم شهرالاسماء ٢ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا اَبَا الحسن ، انشاء الله بما اَرادَهُ اللّه فائز باشی و در کلّ احوال به افق

رضا ناظر . قسم به لؤلؤ بحر توحيد و اشراق آفتاب تفريد يک قطره بحر رضا را

بحور عالم معادله ننمايد . طوبی از برای نفسی که للّه ناطق شد و الی اللّه سائر . امروز

شمس عنايت مشرق است و آفتاب شفقت طالع و سماء رحمت مرتفع . طوبی از

برای نفوسی که به جهت اين دو روز فانی خود را از ملکوت باقی محروم ننمودند .

ص ١٨٣

پانزدهم شهرالاسماء ٣ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

بگو ای دوستان ، انشاء الله به طراز امانت و صداقت و استقامت اَمام وجوه عباد

ظاهر شويد تا جميع از اشراقات انوار اين شموس منوّر و مزيّن شوند . هر عملی که

خالصاً لِوجه اللّه ظاهر شود او به مثابه شمس مُشرق و منير است . در هر حال به

معروف متمسّک شويد و بما نُزِّلَ فی الکتاب ناظر .... بايد نفوس مستقيمه مطالع

شموس اخلاق روحانيّه واقع شوند و مشارق اعمال طيّبه ملاحظه گردند . کلّ را بما

يَنبَغی متذکّر دار . يا اَبَاالحسن ، ندابسيار بلند است و لکن ثقل حرص و آز آذان

را از اصغا منع نموده . از حقّ بطلب حجبات مانعه را به ذراع قدرت خرق نمايد و

جميع را به فردوس اعلی هدايت فرمايد .
ص ١٨٤

شانزدهم شهرالاسماء ٤ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

بنام خداوند بی مانند

انسان را به مثابه سماء ملاحظه نما ، شمس و قمر او اعمال طيّبهء طاهره و انجم او

اخلاق روحانيّه . انشاء الله جميع اوليای حقّ به اين طراز امنع اقدس مزيّن شوند

. امروز بحر آگاهی موّاج و شمس دانائی مشرق ، بشنويد و بيابيد تا پاينده بمانيد

. کلمه مطاعه مُحيی جان و روان بوده و خواهد بود و در هر حرفی از آن بحر حَيَوان

مستور ، طوبی از برای نفسی که از او آشاميد و به طراز بقا مزيّن گشت . انّه

يُعطی و يَمنَعُ و هو المقتدرُ العزيزُ الحکيم .
ص ١٨٥

هفدهم شهرالاسماء ٥ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا حسين ، مظلوم آفاق را اهل نفاق احاطه نموده و در اطفاء نور الهی و اخماد نار

سدره ربّانی به کمال جهد قائمند . آيا آبا و اجداد ايشان که از قبل بر اين امور

کمر بستند چه نفعی حاصل کردند ؟ لَعَمرُ الله خسران نمودند امری را که تدارک آن

محال است ، نفوس غافله هم متابعت نمودند و لکن غافل از آنکه حقّ بيدار و مراقب .

طوبی لَکَ يا حسين بما سَمِعتَ نداء الحسين ، آن حسينی که جميع عالم را حقّ به

ظهور او بعد از قائم بشارت فرمود . اوست ظهوری که می فرمايد جميع انبيا و مرسلين

در ظلّ عَلَمش جمع می شوند ، يعنی به تصديق امرش فائز می گردند . حمد کن مقصود

عالم و مالک قدم را که ترا به اين رتبه عليا و مقام اعلی فائز فرمود .

ص ١٨٦

هجدهم شهرالاسماء ٦ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

اليوم يومی است که جميع اشياء از نفحات بيان مالک اسماء محظوظ و مسرورند و کلّ

آفرينش از اين نفحه روحانيّه در جذب و شوقند . نيکوست حال نفسی که به انوار اين

يوم امنع اقدس منوّر شد و به فيوضات منزله از سماء کرم فائز گشت . جهد نما جهد

بليغ که شايد عرف قميص رحمانی را در اين ايّام بيابی و به مدينه ابديّه راه

يابی و نباشی از نفوسی که به ذکر مقصود مشغولند و از او محجوب . بسی از عباد و

اماء که در ليالی و ايّام به ذکر دوست ذاکر بودند و لقايش را آمل و چون کشف حجاب

شد از او محتجب ماندند و به غيرش توجّه نمودند . از حقّ می طلبيم که آن اَمه را

از بحر جودش محروم نفرمايد و از امائی که به وجه رحمانی در ايّام ظهور توجّه

نموده‌اند محسوب فرمايد .
ص ١٨٧

نوزدهم شهرالاسماء ٧ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا اَمةَ الله ، حمد کن سلطان غيب و شهود را که ترا مؤيّد فرمود بر اقبال و

عرفان در يومی که کلّ محروم و ممنوع مشاهده گشتند . بگو از برای توست حمد ای

محبوب من ، چه که مرا مؤيّد فرمودی بر عرفان نفسی که علما و عرفا و ادبا و فقها

از عرفانش محرومند و از تو می طلبم ای پروردگار من مرا موفّق فرمائی بر استقامت

و بر آنچه رضای تو در اوست . لازال بايد حکمت اَمام عين مشاهده شود تا فراموشی

او را نيابد . اين است وصيّت حقّ جلّ جلاله عباد و اماء خود را . برحقّ توکّل

کن . انَّ الاَمرَ بيده يَفعَلُ ما يشاءُ لمن يشاء انّه لهو المقتدرُ المختار .

ص ١٨٨

اوّل شهرالعزّة ٨ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا طالب ، انشاء الله از دريای عنايت الهی در کلّ حين قسمت بری و از آفتاب بخشش

يزدانی نصيب برداری . ای طالب ، به حقّ وَحدَه ناظر باش و با اوليای او به کمال

محبّت رفتار نما مخصوص نفوسی که از خود فانی مشاهده شوند و طايف حول اراده و

مشيّت حقّ باشند . بشنو ندای ناصح خبير را . لِوجه اللّه در اين شب ماه مبارک

رمضان به تو توجّه نموده و نصيحت می فرمايد به کلماتی که عرف آن عالم را معطّر

ساخته . در سبيل محبّتم از خود بگذر و به اراده‌ام ناظر باش . قسم به آفتاب ظهور

که از افق سماء معانی مشرق است اگر به آنچه ذکر شد تمسّک نمائی اثر و ثمر آن را

بزودی مشاهده کنی . هر نفسی امروز در مشيّت و اراده حقّ فانی شد البتّه حقّ

تعالی شأنه او را بلند نمايد و به مقامات عاليه فائز فرمايد .

ص ١٨٩

دوم شهرالعزّة ٩ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

انشاء الله اميد چنان است که کمر خدمت را محکم ببنديد و در اتّحاد احباب سعی

بليغ مبذول داريد و در آنچه از قلم اعلی جاری شده تفکّر فرمائيد و مِن غير

ملاحظه خود و عالم به آن عامل شويد . آن وقت لذّت عبوديّت و لذّت اطاعت را می

يابيد و او را بر جميع لذائذ دنيا اختيار می نمائيد و بعد از ارتقای به اين مقام

بلند اعلی عنايت حقّ را مشاهده می فرمائيد و در آن وقت به اين مقام فائزيد که

فرموده : " اَلقِ نفسَک ثُمّ تَعال ". و هر نفسی به اين مقام فائز شد او از بحر

وصال آشاميده و از لقای الهی که اوّل و افضل و اعظم از جميع اعمال است قسمت برده.

ص ١٩٠

سوم شهرالعزّة ١٠ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

حمد و ثنا مالک اسماء و فاطر سماء را لايق و سزا که کلمه‌اش از برای مشرکين سيف

قاطع است و از برای موحّدين و مقبلين برهان بالغ و نور ساطع . اوست قيوّمی که

ختم رحيق را به اصبع اقتدار گشود و اهل عالم را از وضيع و شريف به او دعوت فرمود

و راه نمود . طوبی از برای مقتدری که سطوت ظالمين او را ضعيف ننمود و از اقبال

باز نداشت . سبحانک يا الهَ الوجود و مالکَ الغيب و الشّهود اسئَلک بالکلمةِ الّتی

بها ظَهَرتَ مِن الارض کنوزَها و مِن الآفاقِ انوارَها و مِن البحارِ لئالِئها

و مِن السّدرة ماکان مستوراً فيها باَن تُؤَيِّدَ اوليائَک علی ذکرک و ثنائِک و

نصرةِ امرک بالحکمةِ الّتی اَنزَلْتَها فی کتابک .
ص ١٩١

چهارم شهرالعزّة ١١ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

حقيقت و کينونت حمد و ثناء مخصوص بساط امجد اقدس حضرت محبوبی را لايق و سزاست که اوليای خود را از نعمت های ابديّه و مائده‌های سرمديّه محروم نساخت ، قلب عطا

فرمود تا به افقش اقبال نمايد و وجه بخشيد تا به شطرش توجّه کند ، لسان کرم نمود

تا به ذکرش ناطق و سمع عنايت شد تا به اصغاء ندا که در اين يوم ما بين ارض و سماء

مرتفع است فائز گردد ، بصر مرحمت نمود تا به مشاهده آثار مزيّن شود . قدرتش در

هر شيئی از اشياء مشهود و عنايتش محيط و موجود . به يک کلمه از کلمات عاليات

ملکوت بيان ظاهر و مزيّن و به يک اراده عوالم لانهايه پديدار .... اوليای خود هر

يک را بحر حَيَوان قرار فرمود و از سبيل لسان جاری نمود و بر عالميان مبذول داشت

تا کلّ به زندگی دائمی و حيوة ابدی فائز گردند .
ص ١٩٢

پنجم شهرالعزّة ١٢ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

مقصود از فراعنه و جبابره و اصنام و ظالم و طاغی و ياغی و امثال آن که در زبر و

کتب و الواح الهی بوده و هست جهلای عصرند که به علما معروفند ، ايشانند اُسّ

فساد و اُسطُقُسّ ضغينه و عناد ، چه که علّت و سبب احتجاب خلق و نار ظلم اين

انفس غافله بوده و هستند . ازمعشر اُمرا هر هنگام ظلمی ظاهر شد از وسوسه اين

نفوس بوده و اگر بتمامه تمکين نفوس جاهله را می نمودند يک نفر اهل عدل و انصاف

در ارض مشاهده نمی شد . در اوايل هر ظهور نظر به حفظ رياست بر اعراض و اعتراض

قيام می نمودند و چون رايات امر مرتفع و نيّر ظهور تجلّی می نمود خود را از اوّل

مؤمنين می شمردند و در اخذ زمام ناس سعی بليغ مبذول می داشتند . مبارک عالِمی

که شئونات عالَم او را از بحر کرم محروم نساخت .
ص ١٩٣

ششم شهرالعزّة ١٣ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

در بلايای ملوک تفکّر نمائيد . در اوّل ورود سجن از سماء مشيّت آياتی نازل به

اين مضامين ، قوله تبارک و تعالی : " حقّ جلّ جلاله از دو طائفه عزّت برداشت

امرا و علماء "، چنانچه اکثری قرائت نموده‌اند و همچنين در هنگامی که نور ظهور از افق

ارض سِرّ مشرق و لائح اين اخبار از قلم اعلی جاری و نازل . حال ملاحظه نمائيد

نفسی را که شخص اوّل می دانند در ارض ، يعنی امپراطور روس ، به ذلّت تمام از

دنيا رفت ، چنانچه شنيده‌ايد و آنچه بر او واقع شد مثمر ثمری نبوده و نيست و

امپراطور جديد هم خوف به شأنی اخذش نموده که مسکين ، قادر بر خروج از محل نه و

حال آنکه آن فقير هنوز ضرّش به احدی نرسيده و عمل مُنکَری هم از او ديده نشده

مَع ذلک به اين بلای اَدهَم مبتلا .... جميع عالم به آتش های مختلفه محترق و

احدی سبب و علّت آن را ندانسته .... باری آنچه وارد شده و می شود نظر به اعمالی

است که ارتکاب نموده‌اند .
ص ١٩٤

هفتم شهرالعزّة ١٤ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

شخص انسان بايد به اخلاق روحانيّه و اعمال و افعال طيّبه طاهره مزيّن باشد . هر

نفسی به اين مقام فائز نشود او از انسان محسوب نه . حقّ انصاف عنايت فرمايد تا

به بصر اطهر و قلب انور در آثار قلم اعلی ملاحظه نمايند و تفکّر

کنند که شايد از دريای معانی محروم نشوند و بی نصيب نمانند .... امروز روز همّت و

روز عمل و روز خدمت است ، بايد در صدد آن باشيد که قلوب عالم را به کوثر بيان از

شبهات و اشارات علمای اديان که به اجنحه نفس و هوی طائرند مقدّس نمائيد .

مبارک نفسی که به اين فوز اعظم فائز شد و قصد مقام اعلی و ذروه عليا نمود .

دوستان الهی بايد در جميع احيان در وداد و اتّحاد و تأليف قلوب مشغول باشند .

وقتی از اوقات اين کلمه مبارکه از لسان مطلع نور احديّه استماع شد قوله جلّ

اجلاله : " آفتاب عدل از نور اتّحاد روشنی اقتباس می نمايد " .

ص ١٩٥

هشتم شهرالعزّة ١٥ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

بنام خداوند بيننده دانا

انشاء الله در کلّ احيان از رحيق حيوان بياشاميد و به ذکر محبوب عالميان مشغول

باشيد . اوامر الهيّه از سماء عزّ احديّه نازل ، کلّ به آن عامل شويد . امتياز و

ترقّی و فوز خلق به آن بوده و خواهد بود . هر نفسی که به آن عمل نمود رستگار شد

. بعد از عرفان مطلع توحيد و مشرق تفريد دو امر لازم : اوّل استقامت بر حبّش به

شأنی که نعاق ناعقين و ادّعای مدّعين او را از حقّ منع ننمايد و کَاَن لَم

يَکُن شيئاً انگارد و ثانی اتّباع اوامر اوست که لَم يَزَل ما بين ناس بوده و

خواهد بود و به او حقّ از باطل ممتاز و معلوم است . انشاء الله جهد نمائيد تا بر

عمل بما اَرادَ الله موفّق شويد . انّه لَهُوالنّاصحُ العليم .

ص ١٩٦

نهم شهرالعزّة ١٦ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

در کلّ احيان کوثر حيوان از قلم رحمن جاری و ساری و لکن نفوس غافله از آن محجوب و

ممنوع . عجب در اين که مع آنکه حقّ جلّ و عزّ بصر عطا فرموده و شعور عنايت کرده

و ذائقه بخشيده عَذبِ فرُات با ملح اُجاج نزدشان يکسان بوده . بل ثانی ارجح و افضل

، چنانچه به رأی العين مشاهده می شود بحر اعظم را گذاشته‌اند و به ماءِ مُنتِن

که در غدَير نفس سالها مانده توجّه نموده‌اند.... تميز از ميان مفقود و انصاف

معدوم . قَد اتَّخَذَ کلُّ حزبٍ مِن الاحزابِ اسماً مِنَ الاسماءِ و جَعَلَه

ربّاً لِنفسِه مِن دون اللّه کذلک سَوَّلَت لهم انفسهُم انّ ربَّک لهو العليمُ

الخبير . از حقّ بطلبيد و به کمال عجز و ابتهال معروض داريد که شايد عباد خود را

از يوم خود محروم نفرمايد و به آنچه مقصود بوده فائز گرداند .

ص ١٩٧

دهم شهرالعزّة ١٧ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

هر نفسی که اليوم از کوثر حَيَوان آشاميد و به افق اعلی توجّه نمود بايد ما بين

عباد به شأنی مشی نمايد که جميع به تقديس و تنزيه او شهادت دهند . طراز انسانی

امانت و ديانت بوده ، مخصوص نفوسی که به حقّ منسوبند . اليوم مشاهده می شود اگر

نفسی از نفوس مقبله فی الجمله امر مغايری از او ظاهر شود او را به حقّ نسبت می

دهند . ناس غافلند و از اشراقات آفتاب حقيقت محروم و ممنوع . بصر کو تا مشاهده

نمايد و گوش کو تا بيان دوست را بشنود ؟ زهی افسوس و حسرت که ملأ اعلی و سکّان

ملکوت و جبروت جميع اليوم به طراز ظهور مزيّن و مشرّفند ، يعنی به ادراک و عرفان

او فائز شده اند و لکن اهل ارض اکثری به حجبات اوهام محجوب و به اشارات ظنون

ممنوع مانده‌اند . از حقّ می طلبيم شما و ساير دوستان را مؤيّد نمايد به آنچه رضای

او در اوست .
ص ١٩٨

يازدهم شهرالعزّة ١٨ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

بنام خداوند يکتا

ايّامی که در کتب الهيّه از قبل مسطور بود ظاهر و مشهود و صبح ظهور از افق اراده

روشن و منير و بحر علم ربّانی که طراز الواح آسمانی بود در امکان به کمال ظهور

موّاج و باهر و آفتاب حکمت و معانی از مطلع مشيّت سبحانی مشرق و لائح و لکن قلوب

را حجبات منع نموده و ابصار را رَمَد هواهای نفسانيّه از مشاهده محروم ساخته ،

چنانچه مشاهده می شود با اين که ندای الهی در کلّ حين مرتفع است ناس ممنوع و

پژمرده ، بلکه مرده ملاحظه می شوند مگر معدودی که از کوثر عرفان رحمن آشاميدند و

سرمست در انجمن امکان به ذکر دوست يکتا ناطق و مشغولند . طوبی لهم ثمّ طوبی

لهم لَعَمری انّ لهم حُسْنُ مَآب . دوستان آن ارض طرّاً لَدَی الباب قائمند و در

ظلّ سدرهء عنايت ساکن و قلم اعلی جميع را به استقامت کبری امر می فرمايد ، چه

که شياطين در کمين بوده و
ص ١٩٩

------------------------------------------------------------------------------

هستند و هر باطلی به لباس حقّ ناس را گمراه می نمايد ، لذا بايد نفوس مقبله بر

امر الله مستقيم باشند به شأنی که بعد از عرفان حقّ و عنايت او خود را غنی و

مستغنی از عالم مشاهده نمايند . اين است مقام اهل بهاء که از قلم اعلی در

صحيفه حمرا ثبت شده طوبی لِلعارفين و نعيماً لِلفائزين .

ص ٢٠٠

دوازدهم شهرالعزّة ١٩ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

نيکوست حال نفسی که در يوم الهی به اصغای ندايش فائز شد و به افق امرش توجّه

نمود . جميع مَن عَلَی الارض در ليالی و ايّام به نوحه و ندبه مشغول بودند که

شايد ظلمت حالکه ايّام به نور ظهور سلطان اَنام روشن و منير شود تا صاحبان نظر

به منظر اکبر توجّه نمايند و به انوار وجه منوّر گردند . چون صبح ظهور دميد و نسيم

قميص مرور نمود جميع را در خواب غفلت يافت ، بل بی روح و مرده مشاهده نمود مگر

نفوسی که به حبل محکم تمسّک جستند و به ذيل کرم تشبّث نمودند . انشاء الله بايد

دوستان محبوب عالميان در کلّ حين از حقّ مُبين سائل و آمل شوند ايشان را بر امر

ثابت دارد و از ظلّ رحمت دور نفرمايد . انّهُ لهوالمُغنی العزيزُ الکريم .

ص ٢٠١

سيزدهم شهرالعزّة ٢٠ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

در سحرگاهان طلعت رحمن اهل امکان را به مقام اعلی و افق ابهی دعوت نمود و در

ايّام به مشرق وحی و مطلع فضل هدايت فرمود و لکن طالب مشهود نه مگر قليلی که از

بحر عطا آشاميدند و از ما سِوَی اللّه فارغ و آزاد گشتند . بگو ای دوستان ، سلاسلِ

گفتارِ اشرار را به قوّت اسم اعظم بشکنيد و به کردار قيام نمائيد . مالک حقيقی و

سلطان معنوی بندگان خود را فراموش ننموده و نمی نمايد و در جميع احوال و احيان

به آنچه خير کلّ است تکلّم می فرمايد . زهی تأسّف و حسرت که ناس خود را از

فيوضات يوم الهی محروم نمايند . قل تَفَکَّروا فيما نُزِّلَ لکم و لاتکونُنَّ من الغافلين .

ص ٢٠٢

چهاردهم شهرالعزّة ٢١ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

بنام خداوند بی مانند

ای دوستان الهی ، امروز روزی است که جميع کتب الهی به ذکر او مزيّن شده و جميع

رسل لقای آن را تمنّا نموده . امروز روزی است که مخصوص حقّ تعالی شأنه بوده و

به ظهور الله از قلم اعلی امتياز يافته ، لذا بايد به کمال همّت و منتهای جهد

ناس غافل را از او آگاه نمائيد و به او دعوت کنيد . اين است صراط مستقيم که لَم

يَزَل و لايَزال به استقامت موسوم بوده و به حقّ معروف . طوبی لِمَن فازَ به و

عَرَفَ ما نُزِّلَ فيه مِن لَدَی اللّه المُنزِلِ القديم .

ص ٢٠٣

پانزدهم شهرالعزّة ٢٢ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

ای دوستان ، امانت به مثابه آفتاب جهانتاب است و آسمان او انسان و افقش قلب .

نيکو کسی که اين نيّر اعظم را به ابرهای خيانت و دنائت ستر ننمايد تا روشنائی

آن جهان و جهانيان را روشن نمايد . اين است بخششی که از قلم اعلی ظاهر شد ، طوبی

لِلمتفکّرين . بگو امروز روز اعمال و افعال است و ناصر امر فی الحقيقه عمل نيک و

خُلق نيکو است ، نه جنود و سيوف . نصرتِ يک عمل خالص اعظم است عند الله از نصرت

فوجی که در سبيل الهی جهاد نمايند ، چه که اراقه دِماء محبوب نيست و در اين

ظهور اعظم نصرت به کلمه و بيان مقدّر شده .
ص ٢٠٤

شانزدهم شهرالعزّة ٢٣ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

بگو اين است آن نبأ عظيمی که در فرقان ذکر شده و اين است آن ايّامی که حقّ

کليمش را به آن اِخبار فرموده . اين ظهور اعظم به نفس خود ظاهر بوده و هست ، در

اثبات امرش محتاج به احدی نبوده و نيست . معادل کتب قبل و بعد از سماء مشيّتش

نازل و آنچه از بعد واقع از قبل از قلم اعلی به کمال تصريح جاری و ظاهر . سُوَر

ملوک را مشاهده نمايند که شايد متذکّر شوند و حقّ را از دونش امتياز دهند . بگو

لَعَمرُ الله از اصل امر اطّلاع نداری و از دريای دانائی بی نصيبی ، احدی بر

کيفيّت اين ظهور آگاه نه . نقطهء بيان بنفسه گواه بوده و هست ، جوهر بيان را اخذ

فرموده و فی الحقيقه آن جوهر به مثابه روح بيان است و تاج آن ، قولهُ تبارک و

تعالی : " و قد کتبتُ جوهرةً فی ذکرِه و هو انّه لايستَشارُ باشارتی و لا بما

ذُکِرَ فی البيان " .
ص ٢٠٥

هفدهم شهرالعزّة ٢٤ سپتامبر

-----------------------------------------------------------------------------

بعضی از نفوس مَع آنکه فنای عالم را در کلّ حين مشاهده می نمايند غافل ملاحظه

می شوند . قسم به خورشيد آسمان معانی که اگر دنيا و خزائن و کنائز او عند الله

صاحب قدر و منزلت بود هرگز دوستان حقّ را مکروهی اخذ نمی نمود تا چه رسد به بلايای

عظيمه که شبه آن در ابداع ظاهر نشده . نيکوست حال بصيری که مشاهده نمايد و حال

عليمی که در قرون ماضيه تفکّر کند . اگر نفسی به قطره‌ای از بحر دانائی فائز شود

البتّه دنيا و آنچه در اوست او را از صراط مستقيم و حبل متين منع ننمايد .

انشاء الله بايد آن جناب به همّت تمام به ذکر مالک انام مشغول باشند و به قدر

مقدور در آگاهی عباد غافل جهد نمايند که شايد نفسی صاحب روح جديد و بصر تازه شود

. انَّ ربَّک لهو المقتدرُ القدير .
ص ٢٠٦

هجدهم شهرالعزّة ٢٥ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

واضح است بر هر صاحب بصری که نه طاعت ممکنات بر قدر او بيفزايد و نه عصيان

موجودات از شأن و مقدار او بکاهد . هرگز اعمال معدودی معدوم به ساحت قدسِ قدم

در نيايد و لوثِ فانی ذيلِ عزّ باقی را نيالايد . غير او نزد او مذکور نه و دون

او را در مقعد او اسمی نه .اَلممکنُ فی حدِّ الامکان و الواجبُ فی علوّ القدس و

الشّأن . و بعد از ثبوت اين مقامات ديگر شبهه نيست که آنچه از سماء لايزالی

نازل شده و يا می شود مقصود ارتقای خود عباد است ، مع ذلک بسی از انصاف دور است که

خود را از نفحات قدس اين ايّام محروم نمايند . و اين قدر معلوم باشد که قدر خردلی

از اعمال ممکنات مکتوم و مستور نيست و لکن نظر به عطوفت کبری و احاطه رحمت بر

اشياء اظهار و ابراز نشده و نخواهد شد و چون جسارت از حدّ اعتدال ميگذرد ، لهذا بعضی

عباد را مطّلع می فرمايد که شايد سبب خجلت شود و ممنوع شوند و الّا از غايت رحمت و

ص ٢٠٧

------------------------------------------------------------------------------

عنايت هرگز راضی بر کشف عيوب عباد خود نبوده و نخواهد بود . آخر بگو به عباد الله

که اهل بغی و فحشاء و اصحاب غفلت و عَما که بر بستان ظاهره ميروند حين مراجعت به

قدر مقدور سعی می نمايند که از گلهای بستان با خود به ارمغان برند و شما که دعوی

آن داريد که به رضوان جمال قدس معنوی وارد شده‌ايد، چه علامت و نشان از آن فضای

خوش جانان با خود آورده‌ايد ؟ آخر اهل بيان را رائحه رحمن شايد و احباب جانان را

نسايم سبحان بايد تا جميع اهل ارض ارياح قميص الهی را از احباب او استشمام

نمايند و آثار حقّ را از باطل چون صبح نورانی از ليل ظلمانی فرق دهند . قسم به

خدا اگر اين معدود قليل به سجيّه الهيّه در بين بريّه حرکت می کردند حال جميع

اهل ارض طائف امر الله و مُقبِل حَرم اللّه بودند .
ص ٢٠٨

نوزدهم شهرالعزّة ٢٦ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

بسيار سعی بايد تا رائحه اتّحاد ما بين عباد مرور نمايد . کمر همّت را محکم کن

که شايد در ايّام ظهور از تو خدمتی ظاهر شود و سبب و علّت الفت و اتّحاد شوی .

ای علی قبل اکبر ، امروز را ناظر باش که شبه و مثل نداشته و نخواهدداشت . عمل

احباب در اين روز مبارک از سلطان اعمال محسوب است . انشاء الله از نفحات ايّام

الهی و فيوضات بحر رحمانی قسمت بريد . انّه لَهُو المُعطی الکريم .

ص ٢٠٩

اوّل شهرالمشيّة ٢٧ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

نيکوست حال نفوسی که در ايّام رحمن از کوثر عرفان آشاميدند و به نفحات قميصش

فائز گشتند . اگر جميع من عَلَی الارض عارف شوند به آنچه اليوم از او محجوبند

کلّ به افق اعلی توجّه نمايند و به اسم ابهی تشبّث جويند .

ص ٢١٠

دوم شهرالمشيّة ٢٨ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

امروز روزی است بزرگ و مبارک . جميع مَن عَلَی الارض در ظلّ عنايت حقّ ساکن و

رحمت الهيّه کلّ را احاطه نموده . اعراض و اعتراض و جدال و خونريزی و فساد و

آنچه سبب ضُرّ اهل عالم است جميع را نهی نموديم تا کلّ از فضل الهی مسرور باشند و

به بحر اعظم متوجّه .
ص ٢١١

سوم شهرالمشيّة ٢٩ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

الحمد لِلّه از کوثر عرفان آشاميدی و از رحيق ايقان قسمت بردی . امری که بعد از

عرفان بسيار بزرگست استقامت بر امر الله بوده و خواهد بود . انشاء الله از فضل و

عنايت حقّ الی حين ارتقاء دارای آن باشی . بحر استقامت را لئالی بی نهايت بوده

و خواهد بود . طوبی لِلفائزين ، طوبی لِلعاملين ، طوبی لِلعارفين .

ص ٢١٢

چهارم شهرالمشيّة ٣٠ سپتامبر

------------------------------------------------------------------------------

انشاء الله لَم يَزَل و لَايزال به عنايت محبوب عالميان فائز باشی و به شطرش

ناظر . نيکوست حال نفسی که به او اقبال نمود و محبوب است لسانی که به ذکرش ناطق

گشت و قلمی که به تحرير آثارش مؤيّد شد و قلبی که به نور معرفتش منير گشت .

ص ٢١٣

پنجم شهرالمشيّة ١ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

انشاء الله به کمال روح و ريحان به افق رحمن ناظر باشيد . قسم به آفتاب آسمان

بيان که هر نفسی توجّه نمود از کدورات عالم خود را فارغ و مقدّس مشاهده کرد .

بايد در کلّ احوال بما يَرتَفِعُ به امر الله ناظر باشيد و اعمال اليوم بايد

به شأنی ظاهر شود که هر نفسی عرف تقديس و تنزيه از او استشمام نمايد . بايد به

تمام جدّ و اجتهاد در آنچه از قلم اعلی جاری شده تفکّر نمائيد و عامل شويد .

انّه اَرشَدکم سَواء الصّراط و اَظهَرَ لکم ما وُعِدتم به فی الکتاب .

ص ٢١٤

ششم شهرالمشيّة ٢ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

انشاء الله لَم يَزَل و لَايزال جميع دوستان به ذکر محبوب عالميان فائز باشند .

قسم به جمال دوست که معادله نمی نمايد به ذکرش جبروت امر و خلق و ملکوت سموات و

ارض . سوفَ يُظْهِرُ الله ماکان مستوراً فی هذا اليوم و يُريهم فضلَه و سلطانَه

و قدرتَه و اقتدارَه و مقام احبّائِه . انّه لهو المُهيمن عَلَی الاشياء لا

اله الّا هو الفردُ العزيزُ العليم .
ص ٢١٥

هفتم شهرالمشيّة ٣ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

بگو ای عباد ، وصايای مظلوم را بشنويد . اوّل هر امری و هر ذکری معرفت اللّه

بوده . اوست مُمِدّ کلّ و مربّی کلّ و اوّل امری که از معرفت حاصل می شود الفت و

اتّفاق عباد است . چه که به اتّفاق ، آفاقِ عالم منوّر و روشن و مقصود از اتّفاق

، اجتماع است و مقصود از اجتماع ، اعانت يکديگر . و اسبابی که در ظاهر سبب

اتّحاد و الفت و ارشاد و محبّت است بردباری و نيکوکاری است . در يکی از الواح به

اين کلمه عليا نطق نموديم : " طوبی از برای نفسی که در ليالی در فراش وارد شود

در حالتی که قلبش مطهّر است از ضغينه و بغضا " و " لَيسَ الفخرُ لِمَن يُحِبُّ

الوطنَ بل لِمَن يُحِبُّ العالم " .
ص ٢١٦

هشتم شهرالمشيّة ٤ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

نصايح مظلوم از نظر نرود ، اميد آنکه ما بين اوليا عَرف الفت و دوستی متضوّع گردد

و با يکديگر به محبّت و شفقت معاشرت نمايند . در يکی از الواح به اين کلمه

عليا نطق فرموديم : " آسمان حکمت الهی به دو نيّر روشن و منير : مشورت و شفقت ،

و خيمهء نظم عالم به دو ستون قائم و بر پا : مجازات و مکافات " . امثال اين امور

به ملوک عصر راجع ، ايشانند مظاهر قدرت الهی و مطالع عزّت ربّانی . بعد از معرفت

حضرت باری جلّ جلاله دو امر لازم : خدمت و اطاعتِ دولت و تمسّک به حکمت . اين دو

سبب ارتفاع و ارتقاء وجود و ترقّی آن است .
ص ٢١٧

نهم شهرالمشيّة ٥ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

قلم مظلوم در جميع احيان عباد را بما يَنفَعُهم و يُقَرِّبهم و يَرفَعُهم وصيّت

نموده . اميد آنکه حقّ جلّ جلاله آذان عالم را مطهّر نمايد تا به سمع قبول نصايح

و مواعظ مظلوم را بشنوند و به آن عمل نمايند . الهی الهی اَيِّد عبادک الغافلين

عَلَی الرّجوع اليک و الظّالمين عَلَی الاِنابَةِ لَدی بابِ فضلِک . انّک انت

التّوّابُ الفضّالُ الفيّاضُ الغفّارُ العليمُ الحکيم .

ص ٢١٨

دهم شهرالمشيّة ٦ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

آيا مشاهده شده نفسی للّه حرکت نمايد و از بدايع فضلش محروم ماند ؟ لا و نفسه

الحقّ . " مَن کان لِلّه کان اللّه لَه " . اين است کلمه مبارکه که از مطلع

اراده حقّ از قبل ظاهر شده تَشَبَّث بِها و کُن مِن الفائزين . اگر از قدح اين

بيانات که از ملکوت عرفان ظاهر شده بياشامی از خود و ما فی الامکان بگذری و به

اراده و مشيّت دوست يکتا حرکت نمائی . انّه ما اَرادَ لک الّا ما يَرفَعُک و

يُقَرِّبک الی اللّهِ السّامعِ البصير .
ص ٢١٩

يازدهم شهرالمشيّة ٧ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

احبّای الهی را بايد به کمال روح و ريحان ناظراً الی الکلمة بقوله تعالی : "

ذَکِّرْ فَانَّ الذِّکْری تَنفَعُ المُؤمنين " متذکّر نمود . هر نفسی به روح و ريحان

مؤيّد بر اعمال شد او از مخلصين در کتاب مُبين مرقوم و الّا نبايد ابداً به او

تعرّض نمود . امروز حقّ جلّ جلاله به قلوب و لئالی مکنونه در او ناظر است .

اين است شأن حقّ و اوليای او جلّ جلاله . بايد در باره احبّا و دوستان مسئلت

نمائيد تا حقّ کلّ را بر عمل بما فی الکتاب مؤيّد نمايد و اوهامات و شئونات

دنيا ايشان را منع ننمايد .
ص ٢٢٠

دوازدهم شهرالمشيّة ٨ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

از حقّ جلّ جلاله سائل و آمل که هر يک از حزب خود را کوه فرمايد نه کاه . عواصف

و قواصف مشرکين قادر بر حرکت اوّل نبوده و نيست بحولِ اللّه و قوّتِه و لکن ثانی

از هر ريحی حرکت نمايد و بهر جهتی ميل کند . از حقّ می طلبم کاه را هم به مثل

کوه قوّت عطا فرمايد و عظمت بخشد . اوست بر هر شیء قادر و توانا .

ص ٢٢١

سيزدهم شهرالمشيّة ٩ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

اگر جميع اهل ارض به انصاف در امر الله تفکّر نمايند البتّه کلّ به مشرق ظهور

الهی توجّه کنند . ناس خبر ندارند و امواج بحر بيان را نديده‌اند و به اشراقات

آفتاب حقيقت فائز نشده‌اند و زمام نفوس هم در قبضه اهل ظنون و اوهام است و اين

موانعی که سبب و علّت منع است از اعمال خود نفوس هويدا گشته و حقّ جلّ جلاله

جميع را به يک کلمه خلق نموده و به يک کلمه ندا فرموده . طوبی لِمَن انجَذَبَ

مِن ندائِه و تَوَجَّهَ الی افقه و وَيل لِلمعرضين و وَيل للغافلين .

ص ٢٢٢

چهاردهم شهرالمشيّة ١٠ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

انَّ الْاَمْرَ عظيم عظيم . قسم به آفتاب افق يقين که عظمت امر الله و مقامات

نفوس مستقيمه به قلم احصا نشود و به لسان منتهی نگردد . عظمت اين يوم و اين امر

از قبل در کتب الهی نازل شده و ثبت گشته . ناس اکثری اليوم غافلند و به اين

اشيای فانيه که در کلّ حين فنای آن را به چشم ظاهر و باطن مشاهده می کنند مشغول

شده‌اند و از ملکوت باقی غافل و متحيّر مانده‌اند . در کتاب يوئيل می فرمايد : "

لِاَنَّ يوم الرّبِّ عظيم و مخوف جدّاً فَمَن يُطيقُه " و همچنين می فرمايد : "

و الرّبّ مِن صهيون يُزَمجِرُ و مِن اورشليم يُعطی صوتَه فَتَرجُفُ السّماء و

الارض " . و اورشليم عکّا و قدس و حول اوست و همچنين صهيون محلّی است در اين

اراضی و همچنين محلّی است در قدس . از اين وادی ندای الهی مرتفع شده و سَرير

عدل ربّانی در اين ارض مستقرّ گشته .
ص ٢٢٣

پانزدهم شهرالمشيّة ١١ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

طوبی از برای نفوسی که الوان مختلفه دنيا ايشان را از صراط مستقيم منحرف نساخت

. ای کاش يکی از اين نفوس که اليوم خود را عالم می دانند و بر اعراض حقّ قيام

نموده‌اند به شعور می آمدند و از کلمه الهی متنبّه می گشتند و تفکّر می نمودند

که، نوحه نوح از برای چه بود و اعراض قوم از او از بهر چه ؟ ذلّت هود چه معنی

داشت و عَقر ناقه صالح و طرد او از برای چه ؟ صعود عيسی بن مريم به سماء چهارم

و بلايای او از دست که بود ؟ توجّه شمس بطحا به يثرب چرا ؟ رفتن جعفر طيّار مَع

اصحاب نزد نَجاش به چه جهت بود ؟ سُکر کأس هوی اين نفوس غافله را چنان اخذ

نموده که در آنی موفّق بر تفکّر نشده‌اند ، بر مرکَب نفس راکبند و در مِضمار جهل

راکض . زود است که به نوحه پردازند و به " يالَيتَنا کُنّا تراباً ناطق گردند .

ص ٢٢٤

شانزدهم شهرالمشيّة ١٢ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

گويا ذائقه در عالم قطع شده و قوه ادراک مفقود ، چه که اکثری از عباد حلاوت

بيان حضرت رحمن را نيافته‌اند و آنچه از ملکوت قدرت ظاهر شد ادراک ننموده‌اند ،

به نعاق مشغولند و از نيّر آفاق محجوب . از حقّ ميطلبيم نفوسی که از بحر حَيَوان

آشاميده‌اند و به رحيق مختوم فائز گشته اند به کتاب اللّه و آياته متمسّک شوند ،

يعنی ملاحظه کنند و تفکّر نمايند و مردگان ارض را از نفحات آن به حکمت و بيان

زنده کنند . به يقين بدانيد اين نفوسی که اليوم به طراز محبّت مزيّنند و به اسم

حقّ جلّ جلاله مذکور اگر به خدمت امر قيام نمايند يعنی به کمال حکمت به

تبليغ امر الهی مشغول شوند يعنی لِلّه ناطق گردند و لِلّه ذاکر البتّه عالم

نحاسی را به عالم ذهبی تقليب نمايند . طوبی از برای نفوسی که امروز را ادراک

نمودند و به شرايط آن عمل کردند . فنای عالم واضح و مشهود و سدره ظهور بر اعلی

مقام طور ظاهر و ناطق .
ص ٢٢٥
هفدهم شهرالمشيّة ١٣ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

ايّام را وفائی نه . تغييرات و تبديلات عالم به منزله لسان است و اهل آن را

اخبار می دهد بر زوال و فناء آنچه در او موجود است . لذا صاحبان بصر که چشمشان

به نور معرفت ربّانی منوّر شده بما يَبقی و يَنبَغی توجّه نمايند . طوبی از

برای نفسی که قدر اين ايّام را بداند و به آنچه لايق است قيام نمايد . انّه مِن

اهلِ البصر فِی المنظرِ الاکبر و اهلِ العرفان بينَ ملأِ الامکان .

ص ٢٢٦

هجدهم شهرالمشيّة ١٤ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

در جميع امور ملاحظه عباد الله نظر به فضل و رحمت سابقه لازم ، لذا بايد در

جميع اعمال ملاحظه نمود تا امری از نفسی صادر نشود که سبب حزن احدی گردد مخصوص

دوستان الهی که عين عنايت به ايشان ناظر است و رشحات بحر کرم به ايشان متوجّه . و

آنچه به گمان برود که سبب منع خير عامّه ناس شود عمل به آن و ارتکاب به آن

ابداً جايز نبوده و نخواهد بود .
ص ٢٢٧

نوزدهم شهرالمشيّة ١٥ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

اصل سرمايه و تجارات و اموراتِ ما ذکر حقّ و ثنای حقّ و قيام بر خدمت حقّ جلّ

جلاله بوده و هست . الحمد لِلّه در اين فقرات خسارتی واقع نه بلکه ربح اندر ربح

بوده و مابقی هم انشاء الله به اراده‌اش محکم و مُتقَن و مبارک خواهد شد ،

الَامرُ بِيَده . نفوسی که به او تفويض و توکّل و توسّل نموده‌اند آنچه مصلحت

ايشان باشد اجرا فرمايد هذا حقّ لا رَيبَ فيه .
ص ٢٢٨

اوّل شهرالعلم ١٦ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

مقصود آنکه کلّ به افق اعلی ناظر باشند و به آنچه در الواح نازل شده متمسّک ،

در اقليم فساد پا نگذارند و در عرصه جدال و نزاع قدم ننهند ، به جنود صبر و

تسليم و اخلاق و اعمال طيّبه و کلمات بديعه منيعه حقّ جلّ جلاله را نصرت نمايند

. در اين ايّام در لوحی از الواح اين کلمه عليا از قلم اعلی جاری قوله عزّ

بيانه : "در کلّ حين متمسّک باشيد به امری که سبب اعلاء کلمة اللّه گردد . اعمال

طيّبه و اخلاق مرضيّه جند اللّهند در اين ظهور اعظم و همچنين کلمه طيّبهء مبارکه ،

اين جنود جذّاب قلوبند و فاتح ابواب مدائن . اين سلاح اَحَدّ از سلاح عالم است .

ص ٢٢٩

دوم شهرالعلم ١٧ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

قسم به نيّر آسمان معانی که اگر دوستان به آنچه نازل شده عمل نمايند و يا می

نمودند جميع عالم به مثابه عيون ، ايشان را حفظ و حراست می کردند و عَن ورائِهم

جنودُ الغيب . جميع اشياء جند الهی بوده و هستند . ارياح از جندش محسوب ، جبال از

عسکرش محسوب . موسی با يک عصا عالم را برهم زد ، چه که به امر الله ظاهر و بر

خدمتش قائم . انشاء الله اميد هست که عصای غيبی بحور نفس و هوی را بشکافد و کلّ

را الی اللّه راه نمايد .
ص ٢٣٠

سوم شهرالعلم ١٨ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

يا روح اللّه ، امروز روح در وادی مقدّس " لبّيک اللّهمّ لبّيک " می گويد و کليم

در طور عرفان به ظهور بشارت می دهد . کجاست چشم و کجاست گوش تا ببيند و بشنود ؟

قسم به انوار آفتاب حقيقت که اگر اليوم از نفسی امری فوت شود هرگز بر تدارک آن

مؤيّد نشود . ای دوستان ، شما از اوراد حديقهء معانی محسوبيد ، جهد نمائيد تا

متضوّع شود از شما آنچه که لايق و قابل است . هر نفسی اليوم به اعمال طيّبه و

اخلاق مرضيّه مزيّن شد از او متضوّع می شود آنچه که جان را تقويت می نمايد ....

حمد کن مقصود عالم را که ترا به بحر اعظم راه نمود و از رحيق مختوم محروم نساخت.

ص ٢٣١

چهارم شهرالعلم ١٩ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

هو العزيزُ المحبوب

انشاء الله به عنايت الهی از انوار تجلّيات شمس حقيقت منوّر باشيد . امروز روزی

است که آفتاب اراده سلطان وجود بر طور قلوب تجلّی نموده . نيکوست حال نفسی که

ندای الهی را از سدره مبارکه شنيد و انوار مُجلّی را مشاهده نمود . از جميع

اشياء ندای " اَرِنی جمالَک " مرتفع است . طوبی لِعَينٍ رَأَتْ و لاُذُنٍ سَمِعَتْ

و لقلبٍ اَدرکَ و للسانٍ نَطَقَ بثناءِ اللّه ربِّ العالمين . از حقّ بطلبيد چشم

عالم را از رَمَدِ هوی حفظ فرمايد تا کلّ به آنچه مقصود است فائز شوند . ای دوست ،

دوست حقيقی ترا در ارض سجن ذکر می نمايد . اَن اشکرُ الله بذلک و کُن مِن

الرّاسخين .
ص ٢٣٢

پنجم شهرالعلم ٢٠ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

آن حضرت ( حضرت ربّ اعلی ) بر عرش يَفعَلُ ما يَشاء جالسند و بر کرسی يَحکُمُ

ما يُريد ساکن . و هيچ ادراکی سبقت نيابد بر کيفيّت ظهور او و هيچ عرفانی احاطه

ننمايد بر کميّت امر او و جميع قول ها به تصديق او منوط است و تمام امور به امر

او محتاج و ماسوای او به امر او مخلوقند و به حکم او موجود . و او است مظهر

اسرار الهی و مبيّن حکمت های غيب صمدانی .
تولّد حضرت ربّ اعلی
ص ٢٣٣

ششم شهرالعلم ٢١ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

بگو يا حزب اللّه ، جهد نمائيد و قدر و مقام خود را بدانيد و بشناسيد . چندی به

اتّفاق و اتّحاد و رفع کدورات ما بين مشغول گرديد و به کمال روح و ريحان در تطهير

افئده و قلوب عباد غافل توجّه نمائيد . عنقريب اشراقات انوار آفتاب عدل بر

عالميان ظاهر و هويدا گردد . در صدد تهذيب امم و اصلاح عالم باشيد . همّت را

بزرگ نمائيد و به اسم حقّ بر تربيت نهالهای مغروسه قيام کنيد و در خيرات سبقت

گيريد . عمل کلّ عند الله واضح و مشهود و اجرش در خزائن عصمت محفوظ . از حقّ می

طلبيم کلّ را مؤيّد فرمايد بر آنچه که از قلم اعلی در اين حين نازل شده و ظاهر

گشته .
ص ٢٣٤

هفتم شهرالعلم ٢٢ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

هو الله

يا احمد ، عليک بهاءاللّه الفرد الاحد . بگو يا قوم امروز روز ذکر و ثناست ، چه

که جمال قدم و محبوب امم بر عرش عطا مستوی . خود را از اين فيض اعظم و فضل اکبر

منع منمائيد . جهد نمائيد شايد فائز شويد به آنچه که به عزّ قبول فائز گردد و

به دوام ملک و ملکوت باقی ماند . عالم منتظر اين يوم بوده و چون ظاهر شد

اهلش به عدم راجع . طوبی لِمَن عَرَفَ المقصود و تَمَسَّکَ بالمعروف ، انّه

مِن المقرّبين عند الله ربِّ العالمين .
ص ٢٣٥

هشتم شهرالعلم ٢٣ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

امروز روزی است که قرون اولی به ساعتی از آن معادله نمی نمايد . لَم يَزَل و

لايَزال اين يوم امنع اقدس مخصوص بوده و در کتب الهی به او منسوب . هر عملی که

خالصاً لوجه اللّه در او ظاهر شود او از سيّد اعمال لَدَی اللّه مذکور است .

طوبی از برای نفسی که لِلّه قيام نمايد و لوجه اللّه ناطق گردد . يا ايُّهَا

السّاکنُ فی سفينةِ الحمراء ، بايد به اعانت حقّ جلّ جلاله در کلّ احيان به خدمت

امر رحمن مشغول باشی که شايد نفوس بعيده را به کوثر قرب فائز نمائی و اجساد مرده

را از رشحات بحر بيان زنده کنی . ناس مربّی و مذکّر لازم داشته و دارند .

ص ٢٣٦

نهم شهرالعلم ٢٤ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

به نام محبوب امکان

نصايح الهيّه مائده معنويّه است که از سماء مشيّت رحمانيّه نازل شده . بايد

احبّاء قدر اين نعمت باقيه را بدانند و به ظنونات انفس فانيه اين فضل اعظم و

فيض اقوم را از دست ندهند . لحاظ عنايت از افق سجن به کلّ متوجّه و هر نفسی را

بما هِيَ عليه مشاهده می فرمايد . طوبی از برای نفوسی که از وجوهشان نَضره

رحمانی و انوار کلمه سبحانی لائح است . جهد نمائيد که شايد به اين مقام فائز

شويد و از دونش مقدّس و منزّه و مبرّی گرديد .
ص ٢٣٧

دهم شهرالعلم ٢٥ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

انشاء الله به عنايات الهيّه و فيوضات رحمانيّه فائز باشيد و به مطلع اسماء

اللّه ناظر . اليوم بر کلّ لازم است که به حقّ و مايَظهَرُ مِن عنده ناظر باشند

. اگر چه نفوس به يک کلمه خلق شده اند و لکن به اقتضای هر نفسی تجلّی و اشراق شمس

حقيقت مختلف می شود . اين است که از قبل فرموده‌اند : " اِنّا خَلَقنَا النّفوسَ

اطواراً " . لذا بايد به اصل امر ناظر بود و بما يَظهَرُ مِن عنده . در جميع احوال

به حبل عنايت متمسّک باشيد و به ذيل فضل متشبّث . اوست منجی و اوست حافظ و اوست

ناصر . لا اله الّا هو النّاصرُ المقتدرُ العليم الخبير . اليوم جميع احباب به

حکمت مأمورند و در اکثر الواح الهيّه از فساد و نزاع و جدال ممنوع گشته‌اند ،

طوبی لِلعاملين . بايد به عنايت حقّ مقبلين الی اللّه مشارق شفقت و مطالع رحمت

باشند ، جاهلان را به درياق علم و حکمت مداوا نمايند و غافلان را به کوثر ذکر و بيان .

ص ٢٣٨

يازدهم شهرالعلم ٢٦ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

بنام مقصود آفاق

ای خديجه ، بشنو ندای مطلع نور احديّه را که از افق سجن اعظم ترا ندا می فرمايد

تا از خمر بيان رحمن سرمست شوی و ما بين اِماء الله به ذکرش مشغول باشی .

انشاء الله به کمال تقديس و تنزيه نائمات را از نفحات آيات الهيّه بيدار نمائی و

مُقبلات را از کوثر ذکر مطلع بيّنات رحمانيّه به وله و شوق آری تا کلّ به ياد

دوست خرّم باشند و به حبّ او زنده و پاينده مانند . البهاءُ عليک .

ص ٢٣٩

دوازدهم شهرالعلم ٢٧ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

ابرهای تيره هوی افق هدی را ستر نموده ، و لکن سوفَ يُزيلُها اللّه بالحقّ .

انّه لهو المقتدرُ القدير . مع آن که بحر بيان به کمال امواج ظاهر و افق برهانِ

نيّر عرفان باهر ،ناس را مشاهده می نمائيد که در چه مقام واقع‌اند و به چه امور

متمسّک . جمعی از جهلا را علما دانسته و به امر و اجازه آن نفوس غافله از مطلع

نور احديّه ممنوع گشته‌اند و محروم مانده‌اند .... اگر چه اليوم علمای عصر حجاب

شده اند بين حقّ و خلق و لکن زود است که کلّ به خسران خود اعتراف نمايند و به ذکر

احبّای الهی ناطق گردند . اگر جميع عالم به کمال جدّ و جهد متّفق شوند بر اطفای

نور اللّه و اخماد نار کلمه الهيّه قادر نخواهند بود و خود را عاجز مشاهده نمايند .

ص ٢٤٠

سيزدهم شهرالعلم ٢٨ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

بنام مقصود عالميان

الحمد لِلّه افق ظهور منير است و فُلک بيان بر بحر عرفان ساری و جاری . نيکوست

حال نفسی که به آن تمسّک جست . آنچه اليوم افضل اعمال است استقامت برامر الله و

متابعت اوامر اوست انشاء الله به آن فائز شويد . به دنيا ناظر نباشيد ، چه که

عنقريب آنچه در اوست معدوم و مفقود خواهد شد و از برای نفوس عاملين مقدّر شده

آنچه که به او معادله ننمايد کنائز ارض ، لذا بايد احبّاء اللّه به کمال روح

و ريحان به اوامرش عمل نمايند و از نواهی اجتناب کنند . اين است نصح اعظم که از

قلم مالک قدم ظاهر شد ، طوبی لِلعاملين .
ص ٢٤١

چهاردهم شهرالعلم ٢٩ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

ساقی رحيق بقا مالک اسماء بوده . طوبی از برای نفسی که رحيق اطهر را در ايّام

مالک قدر آشاميد و به بحر عرفان مالک اديان فائز گشت . امروز روز تبليغ است و

کلّ به او مأمور تا مخلصين به مقامی که در کتاب الهی نازل شده فائز شوند : "

مَن اَحْيی نفساً کَاَنَّما اَحْيَی النّاسَ جميعاً " . و حياتی که در کتب الهی

مذکور است حيات افئده و قلوب است به عرفان محبوب . اگر نفسی به اين مقام فائز

نشود از ميّتين محسوب ، لذا بايد در ليالی و ايّام دوستان حقّ جهد بليغ نمايند

که شايد گمگشتگان را به سبيل مستقيم هدايت نمايند و تشنگان را از اين رحيق

حَيَوان بچشانند . هر نفسی به اين مقام فائز شد از جواهر وجود لَدَی اللّه مذکور

. از شماتت اعداء و اقتدار اولی البغضاء محزون مباشيد . زود است که اوّل به مدح

و ثنا و ثانی به ضعف و فنا تبديل شود .
ص ٢٤٢

پانزدهم شهرالعلم ٣٠ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

انشاء الله بايد کلّ به نصايح مشفقانه که از افق اراده مالک بريّه ظاهر شده

عامل شوند و جميع را به حکمت امر نموديم ، چه که فساد و نزاع و جدال و تصرّف در

اموال ناس مِن غير اِذن ، کلّ در اين ظهور اعظم منع شده . بگو ای عباد ، بشنويد

ندای قلم اعلی را که ما بين ارض و سماء ندا می فرمايد . جهد نمائيد که شايد به

عنايت رحمانيّه و الطاف ربّانيّه آنچه لايق اين ظهور اعظم است از شما ظاهر شود .

بايد کلّ متّحد باشيد و به اعمال و اخلاق و آداب ناس را از بَيدای ظلمانيّه به

فضاء خوش روحانيّه کشانيد و جذب نمائيد . لازمه انسان انسانيّت است ....

انسان نبايد جميع همّت را در خيال خود مصروف دارد ، بايد در تمشيت امور يکديگر

به کمال سعی توجّه نمائيد . اين است حکم محکم مالک امم که از قلم قدم جاری شده .

ص ٢٤٣

شانزدهم شهرالعلم ٣١ اکتبر

------------------------------------------------------------------------------

ای دوستان حقّ ، همّتتان خدمت احبّای حقّ باشد . ملاحظهء ضعفا لازم و اعانت فقراء

از اَلزَم امور لَدَی الغفور بوده و خواهد بود . قسم به آفتاب عزّ تقديس که از

مشرق سجن طالع است که ندای مظلومين از احبّای حقّ و فقرای از دوستان او مؤثّر

بوده و خواهد بود . اگر ناس شأن حقّ را ادراک می نمودند و به شطر الله متوجّه

می گشتند هر آينه امری ظاهر می شد که سبب غنای کلّ گردد .

ص ٢٤٤

هفدهم شهر العلم ١ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

عباد را مظهر غنای خود قرار فرمودم و در جميع آيه غنا از کلّ شیء مقرّر داشتم

و چون از اين آيه عظمی محتجب گشته به فقر عَرَضيّه مبتلا مانده‌اند . پس نيکوست

حال اَنفسی که خود را از جميع ما سوی اللّه فارغ نمايند و به تمام همّت به جمال

عزّ احديّه توجّه کنند تا بدايع ظهورات قدرتيّه که در نفوسشان وديعه گذاشته‌ام

ظاهر و هويدا گردد و خود را غنی و مستغنی از کلّ مَن فی السّموات و الارض مشاهده

نمايند . و هر نفسی که به اين مقام وارد شد به لقاء الله در نفس خود به نفس خود

فائز گشته و مباد که جهّال قوم به اين کلمه تمسّک جسته ، به عرصه استکبار و

غرور قدم گذارند ، چنانچه در بعضی ملاحظه شد که بعد از آنکه سالها به نغمات روح

به غنای مطلق دعوت شده‌اند بالاخره از حقّ استغنا جسته‌اند ، فَنَعوذُ باللّه عن

ذلک ، چه که جميع اين غنا ها از مشيّت امکانيّه ظاهر و به او راجع . زينهار که

در حين ظهور به مقام و
ص ٢٤٥

------------------------------------------------------------------------------

عرفان و يا به کلّ مَن فی السّموات و الارض تمسّک نمائيد و مشغول شويد و از

جمالی که به حرفی جميع مَن فی السّموات و الارض را به مکمن غنا کشاند محروم

مانيد . باری غنا از دونم محبوب بوده ، نه از نفسم و انقطاع از ماسوايم مطلوب ، نه از جمالم .

ص ٢٤٦

هجدهم شهرالعلم ٢ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

ای مهدی ، حَبّه وجودت را به تصرّف يد غالبه مقتدره الهی واگذار تا او را در

ارض مبارکه قدسيّه رضوان خود زرع نمايد تا افنان باقيه و اغصان ابديّه و

ثمرات غير منقطعه از او ظاهر شود . و لکن به ديده دقيق و بصر رقيق ملاحظه نما که

اگر رُطَب مزروع شود به ثمر نيايد ، چه که از لباس خود عاری نگشته و منزّه از ما

يَتَعَلَّقُ بالدّنيا نشده و امّا چون نَواة برهنه و مجرّد به تراب ارض

ربّ الارباب راجع شد لذا به اين شرافتهای کبری و اثمار لايُحصی مرزوق شد . پس

تو ای مهدی ، برهنه به ساحت قدس احديّه قدم گذار و از دون او پاک شده ، به مقام

عزّ صمديّه وارد شو . اين است نصيحت ربّ رحيم عبد خود را . ای مهدی ، " قُل

اللّهُ ثمّ ذَرهُم فی خوضِهم يَلعَبون " . آخر از جان يک نَفَس انقطاعی رايگان به

يمن جانان فرست و يک آه حزين از دل غمين مجرّد از تعلّق به اشياء به رضوان ربّ

العالمين مرسول دار . تا به کی مشغول به اين و آنی و به گفته اَنفس

ص ٢٤٧

------------------------------------------------------------------------------

مکدّره هراسان ؟ قسم به خدا که قاصدين کويم به قدم اطمينان به مقاعد رحمن شتابند

. وجود را از آلايش حدود و اشارات پاک و مقدّس کن و به آسايش تمام به خيام ربّ

الانام وارد شو . ای مهدی ، در السن و افواه عوام اين کلمه جاری است که مرگ يک

بار و شيون يک بار ، يک بار بمير و زندگی از سر گير . از قضايای الهی محزون مباش

و از تقديرات مقدّره او مهموم مشو . قسم به جمالم که سِهام قضای محبوب احبّ از

کلّ مطلوب بوده و خواهد بود و زهر بلايش در کام مُحبّ صادق ، احلی از هر حلوی

بوده و خواهد بود . پس از صدمات وارده و رزايای نازله مضطرب مشو و مهموم مباش که

بعد هر ظلمت ليلی اشراقِ فجرِ منير از پی بوده . قدم همّت بر صراط مستقيم ،

مستقيم کن ، به قسمی که جميع عالم از استقامتت مستقيم شوند و به يقين آيند . اين

است وصيّت پروردگار تو اگر هستی از شنوندگان .
ص ٢٤٨

نوزدهم شهرالعلم ٣ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

آنچه در اين دنيا مشهود است استعداد زياده از اين در او موجود نه . اگر چه کلّ

عوالم الهی طائف حول اين عالم بوده و خواهد بود و لکن در هر عالمی از برای هر نفسی

امری مقدّر و مقرّر و همچه تصوّر مکن که آنچه در کتاب اللّه ذکر شده لغو بوده ،

فتعالی عَن ذلک . قسم به آفتاب افق معانی که از برای حقّ جنّت های لا عِدل لَها

بوده و خواهد بود و لکن در حيات اولی مقصود از جنّت رضای او و دخول در امر او

بوده و بعد از ارتقای مؤمنين از اين دنيا به جنّات لاعِدل لَها وارد و به نعمت

های لايُحصی متنعّم و آن جِنان ثمرات افعالی است که در دنيا به آن عامل شده‌اند .

آيا ملاحظه نمی نمائيد که يکی از عباد او که خدمت نفسی نمايد و زحمتی برای او

تحمّل کند اجر و مزد خود را اخذ می نمايد ؟ چگونه می شود کريم علی الاطلاق امر

فرمايد عباد را به اوامر خود و بعد عباد خود را از رحمت خود محروم فرمايد ؟

فسبحانه سبحانه عَن ذلک و
ص ٢٤٩

------------------------------------------------------------------------------

تعالی تعالی عمّا يَظُنّون العبادُ فی حقّه . باری اليوم جميع اين مراتب

مشهود است . پس نيکوست حال نفسی که به جنّت ابهائيّه که اَعلَی الجنان بوده و

خواهد بود فائز شود و اگر آذان مطهّره و نفوس بالغه مشهود می شد هر آينه از بدايع

فضلهای الهی ذکر می شد تا جميع از کلّ آنچه ادراک نموده و عارف شده و مشاهده

نموده‌اند فارغ و مطهّر شده به منظر اکبر اطهر توجّه نمايند ، و لکن چه فايده که

با تربيت نقطه بيان روحُ ما سِواهُ فداه اين عباد را از مقام عَلَقه به مُضغه

نرسيده‌اند تا چه رسد به مقام اِکتِسای لَحم و مِن دون ذلک مقاماتی که ابداً ذکر آن

نشده .... باری جنّت و نار در حيات ظاهره اقبال و اعراض بوده و خواهد بود و بعد از

صعود روح ، به جنّات لاعِدل لَها و همچنين به نار لا شِبه لَها که ثمره اعمال

مُقبل و مُعرض است به آن خواهند رسيد و لکن نفسی جز حقّ ادراک آن مقامات ننموده و

نخواهد نمود .
ص ٢٥٠

اوّل شهرالقدرة ٤ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

بشنو نغمات الهی را و اليوم را قياس به يومی مکن و کلمات ابدع احلی را قياس به

کلماتی منما . به عين خود در امورات ظاهره نظر کن و به احدی در عرفان نيّراعظم

متمسّک مشو و اليوم بر کلّ احبّای الهی لازم که آنی در تبليغ امر تکاهل ننمايند و در

کلّ حين به مواعظ حسنه و کلمات ليّنه ناس را به شريعه عزّ احديّه دعوت نمايند

که اگر نفسی اليوم سبب هدايت نفسی شود اجر شهيد فی سبيل اللّه در نامه عمل او

از قلم امر ثبت خواهد شد .
ص ٢٥١

دوم شهرالقدرة ٥ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

هر نفسی به آنچه موصوف شود اين اوصاف نظر به ايمانی است که در او بوده . و اگر به

بصر منير حديد ملاحظه نمائی حقّ جلّ ذکره هر نفسی را وصف نمايد خود را وصف نموده

و آن تجلّی حبّ الهی است که به اسم محبوب خود بر کلّ ممکنات تجلّی فرموده و هر

نفسی که به شمس اين اسم مقابل شد انوار شمس در او ظاهر . و حال اين نفس را آنچه حقّ

جلّ کبريائه وصف فرمايد انوار تجلّی شمس اسم خود را وصف فرموده . و اين مقام و اوصاف

باقی مادامی که تجلّی باقی و بعد از انحراف آن نفس از تقابل و محو انوار ،

عند الله معدوم و مفقود بوده و خواهد بود .
ص ٢٥٢

سوم شهرالقدرة ٦ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

ای امة اللّه ، حال به لسان ابدع احلی نغمات الهی را به بيان فارسی بشنو و بدان

که اليوم جز ذکرم مردود و جز حبّم عند الله غير مقبول بوده و خواهد بود ، چه که

جميع آنچه ما بين ارض و سماء محقّق شده ، چه از اعمال عاملين و چه عرفان عارفين و

اديان مختلفه و شرايع لانهايه ، کلّ از مظاهر نفسم ظاهر و به مظاهر نفسم راجع و

محقّق بوده و کلّ مِن عند الله ظاهر شده . و اينکه در ظهورِ بعد اعمالِ قبل

عند الله مقبول نبوده نظر به آن است که اعمال فرع عرفان بوده و خواهد بود و

عرفان اللّه هم منوط به عرفان مظهر نفس اوست . و هر نفسی اليوم از نفس ظهور که

جميع اوامر الهی طائف حول اوست محتجب ماند هيچ عملی او را نفع نبخشد اگرچه به

عملِ کلّ ممکنات عامل شود ، چنانچه عرفان بيت انسان را کفايت نمی نمايد از

عرفان صاحب بيت ، همچنين اعمال ، عاملين را کفايت نمی کند از عرفان مُنزل و

مُثبِت آن . و اگر اليوم نفسی
ص ٢٥٣

------------------------------------------------------------------------------

تارک باشد جميع اعمال را و عارف به حقّ باشد اميد نجات از برايش باقی و لکن اگر

نَعوذُب الله از حقّ محتجب باشد و به تمام اعمال مشغول ، مفرّی از برای او نه و

عند الله از اهل سجّين و نفی و نار مذکور . و تو ای کنيز الهی ، بشنو نغمات قدس

صمدانی را تا از استماع آن روح القدس در قلبت مبعوث شود و روح الامين در صدرت

ناطق گردد و چون به اين مقام فائز شوی از عالم و عالميان منقطع گردی و به مقرّ

اَعزّ اعلی و منظر قدس ابهی متصاعد شوی و به مقام اِعرفو الله باللّه که

منتهی وطن عارفين و منتهی مقصد مقرّبين است فائز شوی . در اين مقام حجّتی جز

نفس دوست نبينی و برهانی جز جمال محبوب نخواهی ، ظهورش را دليل بر وجودش دانی و

طلوعش را مُدلّ بر نفسش مشاهده نمائی و جميع ممکنات را در قبضه قدرتش چون کَفّ

طين بينی و تمام موجودات را در يَدِ قدرتش مقدور و محدود ملاحظه کنی .

ص ٢٥٤

چهارم شهرالقدرة ٧ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

جميع عالم از برای خدمت اين يوم مبارک خلق شده‌اند . ای اهل ارض ، قدر اين

ايّام را بدانيد و بما عِندکم از ما عِندَ الله غافل مشويد . ايّام فانی و آنچه

در او ظاهر فانی ، جهد نمائيد تا بما عند الله فائز شويد ، اوست باقی . طوبی از

برای نفسی که در اين دار فانی به عمل باقی فائز شد ، يعنی عملی که عَرف بقا از او

متضوّع است و آن کلمة اللّه بوده و خواهد بود . بشنو وصيّت الهی را و عمل نما به

آنچه که رائحه رضا از او استشمام شود . اگر به اين مقام بلند اعلی فائز شوی به

کلمه رضا از نزد مالک اسماء فائز خواهی شد .
ص ٢٥٥

پنجم شهرالقدرة ٨ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

انشاء الله در جميع احوال و احيان به نار حبّش مشتعل باشی و به نور عرفانش منوّر

. اوليا را تکبير برسان و به ضياء سراج الهی مشتعل نما تا کلّ به حکمت و بيان

عباد را به شريعه مقصود عالميان فائز نمايند . يوم ، يوم حکمت است و خدمت ، و

خدمتِ حقّ جلّ جلاله در رتبه اولی تبليغ امرش بوده و هست . از حقّ می طلبيم

اوليای خود را مؤيّد فرمايد بر آنچه سبب ارتفاع کلمه و ارتقاء مقام است .

ص ٢٥٦

ششم شهرالقدرة ٩ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

ای دوستان ، امروز بايد کلّ به شأنی از حرارت محبّت الهی مشتعل باشيد که اثر

حرارت آن از جميع رگها و اعضا و اجزای شما ظاهر شود تا جميع اهل عالم از اين

حرارت مشتعل شوند و به افق مقصود توجّه نمايند . و کلّ را وصيّت می نمائيم به

عملِ ما اَنزَلناهُ فی الکتاب . بايد جميع به طراز اخلاق الهيّه مزيّن شوند و به

آنچه سبب ارتفاع امر الله و اعزاز نفوس است عامل گردند . طوبی از برای ارضی که

نسمة اللّه بر او مرور نموده و عرف اللّه را ادراک کرده . ای اهل بهاء ، قدر اين

ايّام را بدانيد و به عملی که قابل و لايق اين يوم است قيام نمائيد . هر يک از

شما بايد به شأنی ظاهر شود که ناس از او عرف محبّت رحمن را استشمام نمايند و

اخلاق حقّ را بيابند . اگر آنچه از قلم اعلی جاری شده فی الحقيقه اصغا می شد

حال در ارض پژمرده و مرده مشاهده نمی شد .
ص ٢٥٧

هفتم شهرالقدرة ١٠ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

ای اهل بهاء ، قسم به بحر معانی که از هر کلمه بحر حَيَوان جاری . آيا می نوشيد و

مخمود مشاهده می شويد و يا ملتفت نيستيد ؟ امروز جميع ذرّات به ندای " قَد اَتَی

المالِک " ناطقند و جميع ملأ اعلی اهل انشاء را به " جاءَ رَبُّک و المُلکُ

يَوْمَئِذٍ لِلّه " بشارت ميدهند . آيا آذان از اصغای اين نغمات روحانيّه محروم است و

يا به اسباب ظاهره از آن ممنوع ؟ بشنويد ندای مظلوم را و وقت را از دست مدهيد .

کمال جهد را مبذول داريد که از فيوضات يوم اللّه محروم نمانيد و جميع را به

استقامت کبری دعوت کن که شايد اين عطيّه عظمی را از دست ندهند و به اسم حقّ

حفظش نمايند .... امروز نفوسی که از اين بحر آشاميده‌اند بايد خود را در مقامی

مشاهده کنند که جميع مَن علی الارض قادر نباشند بر تکلّم نزد ايشان ، چه جای آن که

سبب گمراهی شوند .
ص ٢٥٨

هشتم شهرالقدرة ١١ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

بنام آفرينندهء يکتا

چه مقدار از عباد و اماء که در شب و روز به تلاوت کتب الهيّه و صحف ربّانيّه

مشغول بودند و چون مُنزل آن ظاهر از او محجوب ماندند و به اوهام خود عاکف و

متمسّک . به کتاب از مُنزل آن محروم ماندند و از امّ الکتاب محجوب گشتند .

از بحر شيرين گذشتند و به نهر توهّمات خود اقبال نمودند . طوبی از برای نفسی که

به سدره الهيّه متمسّک شد و از دونش فارغ و آزاد گشت . ای امة اللّه ،

انشاء الله بر حبّش مستقيم مانی و از ما سوی فارغ و آزاد باشی . البهاء عليک .

ص ٢٥٩

نهم شهرالقدرة ١٢ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

يوم اللّه آمد . سرير بيان در قطب امکان ظاهر و مکلّم طور بر آن مستوی . فرات

رحمت از يمين جاری و راية اقتدار از يَسار منصوب . للّه الحمد و لَه الفضل و

العطاء و لَه العنايةُ و الرّفعةُ و العلاء . اَمام وجوه وَری باَعلَی النّداء

امرش را ظاهر فرمود سطوت عالم او را منع ننمود و بغضای امم او را از اراده باز

نداشت . در ايّامی که از ظلمت ظلم ما بين ليل و نهار فرقی مشهود نه من غير ستر و

حجاب اَمام وجوه احزاب قائم سلاسل و اغلال او را از استقلال منع ننمود و کُند

و بند امرش را تغيير نداد . جميع بلايا و رزايا را حمل فرمود لِارتفاع کلمة

اللّه . هر منصفی شاهد و هر عادلی گواه . اَلاَمرُ فی قبضتِه يَفعَلُ ما يشاءُ

ويَحکُمُ ما يُريدُ و هو العزيزُ المستعان .
تولّد حضرت بهاءاللّه
ص ٢٦٠

دهم شهرالقدرة ١٣ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

به اسم دوست يکتا

ای محمود ، انشاء الله از سحاب رحمت مالک وجود و سلطان غيب و شهود دور نمانی و

از کوثر قرب و اطمينان بياشامی . سعی نما که حبل نسبت را محکم نمائی و استحکام

آن منوط به استقامت در امر مالک امکان است . هر که به اين مقام فائز شد از برای

او خطری نبوده و نخواهد بود و به خير دنيا و آخرت فائز خواهد شد . هر نفسی اليوم

به نيّر افق معانی اقبال نمود او از اهل حيات لَدَی الوجه مذکور است و هر که

محروم ماند از ميّتين محسوب . حمد کن حقّ مطلق را که ترا تأييد فرمود و به

عرفانش فائز نمود .
ص ٢٦١

يازدهم شهرالقدرة ١٤ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

بنام محبوب امکان

ای امة اللّه ، انشاء الله به عنايت الهی و فيوضات ربّانی در کلّ احوال از رحيق

اطهر ذکر و عرفان بياشامی و با کمال شوق و انجذاب به ثنای محبوب آفاق ناطق باشی

. ايّام مثل برق در مرور است . بر هر نفسی لازم در اين ايّام معدوده کسب مقامات

عاليه باقيه نمايد . حقّ جلّ کبريائه محض فضل و کرم خود را ظاهر فرموده و راه

رستگاری را تعليم نموده . طوبی از برای نفسی که به کمال ايقان و اطمينان به

عرفانش فائز شد و به اوامرش متمسّک گشت .
ص ٢٦٢

دوازدهم شهرالقدرة ١٥ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

جهد در تأليف قلوب احبّاء الله و هدايت خلق به حکمت و بيان محبوب است . طوبی

لِلفائزين . مشاهده کن مع بلايای وارده و رزايای متواتره قلم امريّه ساکن نبوده

و نيست . متّصلاً در تبليغ امر الله مشغول ، چنانچه همه آفاق را احاطه نموده .

احبّای حقّ هم بايد به قدر وسع در خدمت امر قائم و مستقيم باشند . هذا مِن فضلِ

اللّه يُعطيه مَن يشاء . اهل اثبات که مظاهر اِلّا اند بايد ناظر به اثبات باشند

يعنی به مقامات محقّقه باقيه دائمه که عند اللّه بوده و خواهد بود ، نه امور

فانيهء غير باقيه .
ص ٢٦٣

سيزدهم شهرالقدرة ١٦ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

الاقدس الابهی

کتابت لَدَی الوجه حاضر و طرف اقدس به آن ناظر و اوّل آن اين کلمات مذکور :

" الهی اگر کاسنی تلخ است از بوستان است " . ای زمان ، انشاء الله به عنايت رحمن

شيرينی و از اوراد رضوان ربّانی محسوب شوی . مقبلين از اوراق و اثمار و اوراد

بُستان معنويّه الهی اند ، از عنصر حبّ خلق شده‌اند و از نيسان فضل روئيده‌اند .

جهد کن تا هميشه ايّام به طراز ربيع رحمانی مزيّن باشی . ايّاک اَن يَحزُنَک

شیء ، تَمَسَّک بحبل رحمة ربّک ثّم اذکُره بين الامکان بالحکمة و البيان .

ص ٢٦٤

چهاردهم شهرالقدرة ١٧ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

بنام خداوند مهربان

ای امة اللّه ، الحمد لِلّه از دريای عرفان الهی آشاميدی و به افق ظهور توجّه

نمودی و به کلمه بلی بعد از اصغای اَلَست فائز شدی . جهد نما تا به عنايت

باقيه فائز شوی . امروز روزی است که هر نفسی می تواند تحصيل نمايد مقامی را که

لَم يَزَل و لايَزال باقی و پاينده ماند . به صد هزار لسان شاکر باش ، چه که حقّ

جلّ جلاله ظاهر نمود از تو نفوسی را که به طراز ايمان مزيّنند و به خدمت امر

قائم . چه مقدار از اهل ارض که از مقصود محروم و محجوبند و شما مقبل و متوجّه ،

اين مقام بزرگ است ، انشاء الله به اسم حقّ محفوظ باشد . جميع نساء آن ارض را

وصيّت می نمائيم به تقديس و تنزيه و ما اَنزَلَهُ الوهّاب فی الکتاب .

ص ٢٦٥

پانزدهم شهرالقدرة ١٨ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

طوبی از برای نفوسی که شئونات دنيا ايشان را از افق اعلی منع ننمود . دوستان

آن ارض را تکبير برسان و بگو انشاء الله بايد به کمال استقامت و اطمينان بر امر

محبوب امکان قيام نمائيد ، به شأنی که قوّت اقوياء و جنود ارض شما را از فاطر

سماء منع ننمايد ، در مقامی اين کلمه طيّبهء محکمه مبارکه از ملکوت بيان رحمن

نازل : بعضی از دوستان خائف مشاهده می شوند خوف از برای چه و از که ؟ اين گل

آباد قدری نداشته و اين هياکل ترابيّه را شأنی نه . اگر بما نُزِّلَ فی الکتاب

عامل شوند مشاهده می نمايند که ذُباب افضل است عند الله مِن کلّ عالمٍ غافلٍ و

مِن کلّ آمرٍ مُرتاب .
ص ٢٦٦

شانزدهم شهرالقدرة ١٩ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

بنام بيننده دانا

انشاء الله جميع اماء الله بما اَرادَهُ اللّه فائز شوند ، لِلّه تکلّم نمايند و

الی اللّه ناظر باشند . امروز بزرگ است و آنچه هم در او ظاهر می شود بزرگ خواهد

بود . جهد نمائيد تا به کمال تقديس و تنزيه به ذکر و ثنای حقّ مشغول باشيد .

امروز مقام اعمال و ثمر آن از بصر مستور است . حقّ آگاه می فرمايد عنقريب اعمال

و افعال و اذکار عباد و اماء در انجمن عالم ظاهر شود و بر منابر گفته آيد . ای

کنيزان حقّ ، جهد کنيد تا مصدر امور خيريّه واقع شويد و ذکرتان به دوام ذکر اکبر

پاينده و باقی ماند .
ص ٢٦٧

هفدهم شهرالقدرة ٢٠ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

انشاء الله به دوام ملک و ملکوت به فيوضات فيّاض حقيقی فائز باشند ، انّه لهو

المُعطی الکريم و در کلّ احوال به حکمت ناظر و متمسّک باشند . تا سمع نيابند

تکلّم ننمايند . از قبل اين کلمه مبارکه از قلم جاری : " تخم های حکمت لدنّيم

را در ارض طاهر قلب بيفشان و به آب يقين آبش ده تا سنبلات علم و حکمت من سر سبز

از بلده طيّبه انبات نمايد " . و در مقام ديگر می فرمايد : " حکمای عباد آنانند

که تا سمع نيابند لب نگشايند . چنانچه ساقی تا طلب نبيند ساغر نبخشد و عاشق تا

به جمال معشوق فائز نشود از جان نخروشد . پس بايد حبّه های علم و حکمت را در ارض

طلب مبذول داريد و مستور نمائيد تا سنبلات حکمت الهی از دل برويد نه از گِل " .

انتهی ، چه که ناس از خمر غرور مدهوشند و از کوثر اطهر بی خبر ، در فکر آنند

ذنبی به اعتقاد خود ثابت نمايند و ضوضا برآرند .
ص ٢٦٨

هجدهم شهرالقدرة ٢١ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

حمد و ثنای مقدّس از عرفان اهل انشاء مالک اشياء را لايق و سزا که رَغماً

لِلمعرضين و المشرکين به نور لائح مبين از افق ظهور ظاهر و آشکار و به اعلی

النّداء اَمام وجوه مظاهر اسماء ندا نمود و کلّ را به افق اعلی دعوت فرمود . نه

سطوت امرا منعش نمود و نه اعراض علما . مع اغماض کلّ و عناد کلّ در هر جهتی از

جهات راية " انّه هو اللّه " مرتفع . ضوضاء علماء عالم مانند طنين ذُباب و غوغاء

امم کَاَن لَم يَکُن شيئاً مذکوراً ظاهر شد ، و ظاهر نمود آنچه را که اراده فرمود .

فکّروا يا اولی الالباب . از اوّل امر به کلمه عليا ناطق و به آن کلمه حجبات

را خرق نمود و سبحات را دريد . تعالَت اصابعُ قدرتِه و اقتداره . در ايّامی که بحر

بغضا موّاج و نار ضغينه مشتعل جميع ملوک را در ظاهر ظاهر تبليغ فرمود .

ص ٢٦٩

نوزدهم شهرالقدرة ٢٢ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

به لسان پارسی احلی آيات مالک اسماء را اصغا نما . هر نفسی اليوم به اصغائش

فائز شد او از اهل بهاء از قلم اعلی در صحيفه حمرا مذکور و مسطور . بگو ای

عباد ، گوش را از اصغاء نداء مکلّم طور و مالک ظهور محروم منمائيد و بصر را از

مشاهده آياتش ممنوع مسازيد . امروز افق عالم به انوار نيّر اعظم مشرق و منير .

حيف است صرير قلم اعلی و حفيف سدره منتهی را بگذارند و در صدد استماع طنين

ذُباب برآيند . بگو بگذاريد اوهام را ، تاللّه بحر يقين موّاج و افق ايقان منوّر ،

آسمان شاهد و آفتاب گواه .
ص ٢٧٠

اوّل شهر القول ٢٣ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

جميع علما و فقهای ارض از برای امروز و خدمت امر خلق شده‌اند و لکن يوم ظهورِ

امتحان کلّ بر اعراض قيام نمودند . حضرت مقصودی را که هزار ودويست سنه انتظارش

را می کشيدند و لقايش را آمل بودند فتوی بر قتلش دادند ، چنانچه کلّ ديده و

شنيده‌اند . حال قدر و مقام معدودی از علما که از رحيق وحی آشاميدند و به افق

اعلی توجّه نمودند معلوم و واضح می شود . و اين امور واقع نشد مگر از اوهام .

ظنون و اوهام کلّ را در يوم قيام از مالک انام محروم نمود .

ص ٢٧١

دوم شهرالقول ٢٤ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

از صدر اسلام تا حين علمای ارض و فقهای آن از عرفان توحيد حقيقی محروم بودند

الّا من شاء الله ، چنانچه کلّ از عرفان حقيقت امر قائم محتجب بودند . احدی از

علمای قبل بر کون آن حضرت در اصلاب اطّلاع نيافت ، کلّ در هيماء جهل سالک . حال

هم جميع علما و فقهاء ايران به جابلقای موهوم و جابلسای غير معلوم ناظرند و

منتظرند شخص موهوم ظاهر شود، به مثل يهود که الی حين منتظرند . باری از حقّ می

طلبم اوليای آن ارض را به انوار آفتاب توحيد حقيقی منوّر نمايد . اوست بر هر شیء

قادر و توانا
ص ٢٧٢

سوم شهرالقول ٢٥ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا وهّاب ، وهّاب می فرمايد قدر و مقدار فضل و عنايت الهی را بدان و در ليالی و

ايّام به ثنايش ناطق باش . علمای ايران که خود را مطالع علوم و فنون می دانستند

و اَزهد و اَعلم و اتقای اهل عالم می شمردند از تجلّيات ظهور الهی محروم و از

عرفان يومش ممنوع و تو به عرفان حقّ جلّ جلاله فائز شدی و صرير قلم اعلی را

شنيدی . طوبی لک و لِلَّذين فازوا بهذا المقام الاعزّ الاقدس الامنع المنيع .

ص ٢٧٣

چهارم شهرالقول ٢٦ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا حسن ، به يقين مُبين بدان عرف بيان رحمن از بيان دونش واضح و ممتاز ، طوبی از

برای صاحب شمّی که او را يافت و به کوی دوست شتافت و از برای صاحب سمعی که آن را

شناخت و به اصغاء ندايش فائز گشت . انّه مِن اهلِ البهاء فی کتابی المُبين .

ص ٢٧٤

پنجم شهرالقول ٢٧ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا حسين ، اين مظلوم کلّ را وصيّت فرموده و می فرمايد به اعمال طيّبه و اخلاق

مرضيّه تا کلّ اهل حقّ را به طرازی که سزاوار است مشاهده نمايند . لَعَمری عمل

طيّب هادی بوده و خواهد بود و همچنين کلّ را به تقوی اللّه وصيّت می نمائيم ، چه

که تقوی در ملکوت علم الهی از احسن طراز محسوب . طوبی لِلعاملين . الحمد لِلّه

ربّ العالمين .
ص ٢٧٥

ششم شهرالقول ٢٨ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا اغصانی ، در وجود قوّت عظيمه و قدرت کامله مکنون و مستور ، به او و جهت

اتّحاد او ناظر باشيد ، نه به اختلافات ظاهره از او . وصيّة اللّه آن که بايد

اغصان و افنان و منتسبين طرّاً به غصن اعظم ناظر باشند . اُنظُروا ما اَنزَلناهُ فی

کتابی الاقدس : " اذا غيضَ بحرُالوصال و قُضِيَ کتابُ المبدأ فی المآل توجّهوا

الی مَن اَرادَهُ اللّه الّذی انشَعَبَ مِن هذا الاصل القديم " . مقصود از اين آيه

مبارکه غصن اعظم بوده . کذلک اَظهَرنَا الامرَ فضلاً مِن عندنا و اَنَا الفضّالُ الکريم .

صعود حضرت عبدالبهاء
ص ٢٧٦

هفتم شهرالقول ٢٩ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا محمّد علی ، مظلوم ترا ندا می نمايد . تفکّر در اعمال شيعه و آنچه از ايشان

از ضغينه و بغضا در يوم اللّه ظاهر شد نما . اگر در اعمال و اقوال آن نفوس و

جزاء ايشان در يوم قيام تفکّر کنی خود را بر کرسی استقامت مشاهده نمائی و از

ما سوی اللّه فارغ و آزاد بينی . ثمره آن ناله ها و آن نوحه ها و حاصل آن

ادّعاها آن شد که در يوم قيام به لعن و سبّ مقصود عالميان ظاهراً باهراً بر رؤوس

منابر مشغول و بالاخره فتوی بر سفک دم اطهرش دادند . قل اَلا لعنةُ اللّه علی

القوم الظّالمين .
ص ٢٧٧

هشتم شهرالقول ٣٠ نوامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا اَبَا القاسم ، ظنون و اوهام علمای ايران را از مشرق وحی و مطلع علم و منزل

آيات محروم نمود . طوبی از برای نفسی که به عضد اقتدار اصنام قوم را در اين يوم

که به حقّ منسوب است شکست و به افق يقين توجّه نمود . امروز بايد کلّ با افئده

مقدّسه از ضغينه و بغضا اهل انشاء را به روح و ريحان به افق رحمن هدايت نمايند .

طوبی لِمَن فازَ بهذا العملِ العظيم .
ص ٢٧٨

نهم شهرالقول ١ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا علی اکبر ، اهل عالم در قرون و اعصار از فراق مالک قدر نوحه می نمودند و عند

ذکر اسمش خاضع و خاشع مشاهده می گشتند و حال چون وعد رسيد و حضرت موعود يعنی

مکلّم طور از افق سماء ظهور مشرق و لائح گشت کلّ بر اعراض قيام نمودند و گفتند

آنچه را که هيچ حزبی نگفت . قلم گريست و سدره نوحه نمود و لوح بر تراب مقرّ اخذ

کرد ، انسان متحيّر بل عالم متحيّر . باری جزای اعمال ، آن نفوس شريره غافله را

از فيوضات مآل محروم ساخت .
ص ٢٧٩

دهم شهرالقول ٢ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا رحيم ، انشاء الله تو و اولياء حقّ فائز شويد به اعمالی که عند الله مقبول

است . امروز روز عمل پاک است و اعمال شاهد و گواه اقوال است . قول بی عمل قابل

ذکر نبوده و نيست . از حقّ می طلبيم کلّ را تأييد فرمايد بر اعمالی که عرفش از

عالم قطع نشود .
ص ٢٨٠

يازدهم شهرالقول ٣ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا محمّد علی ، آنچه از قلم اعلی جاری به مثابه سراج است ، اَمام وجه مذکور و

در جميع عوالم الهی با او همراه و مأنوس . اگر اقلّ از سَمّ اِبرَه اين مقام

اعلی کشف می شد جميع عالم از ما عندهم بما عند الله توجّه می نمودند ، زخارف

فانيه و اشياء متغيّره و اسماء موهومه ايشان را از مشرق نور احديّه منع نمی

نمود . بگو يا حزب اللّه ، به کتاب الهی تمسّک نمائيد و خود را از دونش فارغ و

آزاد . اين مظلوم از برای کلّ تأييد و توفيق می طلبد . اوست مشفق و اوست کريم .

لا اله الّا هو العزيز العظيم
ص ٢٨١

دوازدهم شهرالقول ٤ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا حزب اللّه .... امروز عالِم کسی است که به عرفان حقّ فائز گشت و متّقی نفسی

است که نفس را از ما لا يُحِبُّه اللّه باز داشت و مجاهدين قومی هستند که به کتاب

مُبين تمسّک جسته‌اند . هر نفسی مشيّت و اراده خود را در مشيّت و اراده حقّ

فانی نمود يعنی به رضای حقّ فائز شد او از شهدا در صحيفه حمرا مذکور ومسطور است

. طوبی لقومٍ يَعلَمون و طوبی لقومٍ يَعرِفون .
ص ٢٨٢

سيزدهم شهرالقول ٥ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا حزب اللّه ، در خادعين و ماکِرين اهل فرقان تفکّر نمائيد . هزار و دويست سنه

و اَزيَد عباد الله را به اوهام تربيت نمودند ، فی الحقيقه عابد اوهام بودند و

خود را اهل يقين می شمردند . کلّ به ظنون متمسّک و از حقّ جلّ جلاله غافل . چون

فجر اميد دميد و افق عالم به انوار ظهور مکلّم طور منوّر گشت فضيلت کلّ نزد

متبصّرين واضح و آشکار شد . ارتکاب نمودند آنچه را که هيچ قومی ارتکاب ننمود . يا

حزب اللّه ، به افق اعلی وحده ناظر باشيد و به امرش عامل . آذان را از اصغاء

کلمات مشرکين مطهّر داريد تا حفيف سدره جان را به اُذُن جان اصغاء نمائيد . حمد

کنيد محبوب عالميان را که شما را هدايت فرمود و به صراط مستقيم راه نمود در ايّامی

که کلّ بر اعراض قيام نمودند .
٢٨٣

چهاردهم شهرالقول ٦ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

لِلّه الحمد آفتاب عنايت از افق سماء بيان لائح و نور فضل ساطع . طوبی از برای

نفوسی که خود را محروم ننمودند و بما يَنبَغی قيام کردند . از حقّ می طلبيم نفوس

مذکوره را تأييد فرمايد و توفيق عطا نمايد . فائز شدند به آنچه که مقصود از

آفرينش بوده . يوم عظيم است، بايد کلّ از مقصود عالميان طلب نمايند آنچه را که

سبب و علّت ظهور اعمال و اخلاق است . عالم را غفلت و اوهام از مالک انام منع

نموده و اشياء ظاهره حايل گشته . در هر حين تغيير و تبديل و فنا را مشاهده می

نمايند ، مَعَ ذلک غافل و محجوبند . در اين حين که مکلّم طور بر عرش ظهور مستوی

پيک بيان از حديقه معانی اين کلمه آورده : " يا اهلَ الارض زَيِّنوا هياکلَکم

بطرازِ الاعمال و الاخلاق لِتَستَضیءَ بهَا الآفاق " . نفوس مذکوره بايد به

اعانت حقّ جلّ جلاله به حکمت و بيان به تبليغ مشغول شوند . اِنّا مَعَهم ،

نَسمَع و نَری و اَنَا السّميعُ البصير .
ص ٢٨٤

پانزدهم شهرالقول ٧ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

وجود از کلمة اللّه موجود و کلمة اللّه از ظهور ظاهر ، اوست کتاب مُبين و حصن

متين و اوست مطلع سرّ مکنون و مشرق اسم مخزون ، کتب اللّه به ذکرش زينت يافت و

عالم به نورش منوّر گشت . عملش يَفعَل مايشاء و اراده‌اش يَحکُم مايُريد . بنيان

هستی به اسمش محکم و عالم حکمت و بيان به آثار قلمش منظّم .

ص ٢٨٥

شانزدهم شهرالقول ٨ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

حکم حکمت در الواح الهی به مثابه شمس از افق سماء مشرق و لائح ، کلّ بايد به آن

ناظر باشند و متابعت نمايند . نهالهای تازه را بايد از سموم حفظ نمود امراً مِن

لَدَی اللّهِ ربّ العالمين . مقتضيات حکمت بالغه آن است که در الواح ذکر شده .

بايد کلّ به حبل امر الهی تمسّک نمايند و به ذيل احکامش تشبّث ، چه که آنچه از

قلم اعلی جاری سبب و علّت نظم عالم و حفظ امم بوده ، طوبی لِلعاملين . يا حزب

اللّه ، ايّام را غنيمت دانيد و بر خدمت امر قيام نمائيد . امروز اعمال طيّبه و

اخلاق مرضيّه از جنود قويّه عند الله مذکور و مسطور ، به اين جنود نصرت نمائيد .

انّه يقولُ الحقّ و هو العليم الخبير .
ص ٢٨٦

هفدهم شهرالقول ٩ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا محمّد قبل رضا ، حمد کن محبوب عالم را که ترا مؤيّد فرمود بر عرفان نفسی که

کلّ از برای عرفان او خلق شده‌اند و از او محجوب و ممنوع ، اين مقام عظيم است ،

قدرش را بدان و به اسم حقّ جلّ جلاله حفظ نما . ناس غافلند ، لَعَمرُ الله اگر

به طراز آگاهی مزيّن شوند در اخذ يک کلمه از کلمات الهی جان خود را انفاق نمايند

. هر نفسی اليوم به کلمة اللّه فائز شد او به کلّ خير فائز است و اعزّ است

عند الله از آنچه در ارض مکنون و مشهود است . در اعمال و اقوال حزب قبل و ثمره

آن در يوم قيام تفکّر نما . هر نفسی آگاه شود و ثمره اعمال آن نفوس را

مشاهده نمايد به طراز استقامت کبری مزيّن گردد ، از نهر اسماء بگذرد و به بحر

معانی توجّه نمايد ، توجّهی که صفوف و الوف او را منع ننمايد و ضوضاء امم باز

ندارد . هنيئاً لِمَن فازَ و وَيل للغافلين و وَيل للمُعتدين .

ص ٢٨٧

هجدهم شهرالقول ١٠ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا بهرام ، بامدادِ روز داد است . پرتو خورشيد جهانگير گيتی را روشن نموده و

روزگار افسرده را تازگی بخشيده . نيکوست چشمی که ديد و شناخت . از بی نياز بخواه

تا راز روزش را بنمايد و ترا به زندگی تازه ، تازه نمايد . اوست توانا و اوست دانا .

ص ٢٨٨

نوزدهم شهرالقول ١١ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

طوبی از برای نفسی که از ماء انقطاع خود را از غبار حرص و هوی طاهر کند و قصد

افق اعلی نمايد . قسم به آفتاب حقيقت ، نزد نورِ اخلاق مرضيّه و اعمال طيّبه

انوار شموس و اقمار سماء رونقی نداشته و ندارد . قل اتَّقوا اللّهَ يا قوم خُذوا

ما يَرفَعُکم و يُعِزُّکم و ضَعوا ما نُهيتم عنه فی کتاب اللّه ربّ العالمين

.... اگر نفوس مقبله به اتّفاق و بما اُمِروا به فائز می گشتند حال آفاق مدن و

ديار منوّر مشاهده می شد ، چه که کلّ را نصيحت نموديم به آنچه که سبب ارتفاع مقام

و تهذيب نفوس بوده . طوبی لِمَن سَمِعَ و عَمِلَ و وَيل لِلغافلين .

ص ٢٨٩

اوّل شهرالمسائل ١٢ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا افنانی ، عليک سلامی و بهائی . فی الحقيقه انصاف مفقود و اعتساف مشهود . از

هر جهتی نار ظلم مشتعل و نور عدل مستور . حقّ شاهد و مظاهر اسماء و صفاتش گواه

که مقصود از ارتفاع ندا آن که از کوثر بيان آذان امکان از قصص کاذبه مطهّر شود و

مستعد گردد از برای اصغاء کلمه طيّبهء مبارکهء عليا که از خزانه علم ظاهر گشته،

طوبی لِلمنصفين . اين مظلوم از خود خيالی نداشته و ندارد . حقّ شاهد و مظاهر

عدل گواه که مقصود از ذکر و بيان تهذيب نفوس و اطفاء نار بغضاء به حکمت و بيان

بوده . آن جناب و ساير اوليا که به نور انقطاع منوّرند و به طراز انصاف مزيّن

گواهی می دهند بر صدق اين مظلوم و بر معروفش .
ص ٢٩٠

دوم شهرالمسائل ١٣ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

قريب چهل سنه عباد را به نصايح مشفقانه و مواعظ حکيمانه از فساد و نزاع و جدال

منع نموديم و اين اراده به اراده مطلقه الهيّه و اعانتش در ممالک ايران نفوذ

نمود ، به شأنی که بد شنيدند ، خوب گفتند ، زشت ديدند و زيبا نمودند ، کشته

شدند و شفاعت کردند ، مع ذلک نه از دولت و نه از ملّت احدی ملتفت نه . چه مقدار

از هذيانات که در ليالی و ايّام قولاً و تحريراً ظاهر شد و مظلوم های عالم به

حبل صبر متمسّک و به ذيل اصطبار متشبّث بودند و در مقابل کلمه‌ای ظاهر نه . خاتم

رسل و هادی سبل روح ما سواه فداه فرموده : " يا اباذر ، لکلّ شيیءٍ دليل ، دليلُ

العقل التّفکّر و دليلُ التّفکّر الصَّمت " . و همچنين فرموده : " يا اباذر ، افضلُ

العبادة الصَّمت باللّه " . باری در جميع موارد ظلم و اعتساف صبر نموديم و به خدا گذارديم .

ص ٢٩١

سوم شهرالمسائل ١٤ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

حمد مولی الوری را که به کلمه عليا اهل ناسوت انشاء را کوثر عرفان عطا فرمود .

روح حَيَوان و کوثر زندگانی از کلمه الهی جاری بوده و هست . اوست معطی زندگانی

ابدی و حيوة سرمدی . طوبی از برای نفسی که عرفش را يافت و به شطرش شتافت به

شأنی که اسباب روزگار و نعمت و ثروت و زخارف آن او را از اراده باز نداشت ، به

قدرت کامله اقبال نمود و بياشاميد . جلّ الخالق و جلّ الموجد و جلّ المُعطی ،

از يک کلمه مائده سمائی و نعمت حقيقی که عرفان نفس حقّ جلّ جلاله است عطا فرمود .

به مثابه نيسان ربيع رحمانی بر اراضی قلوب موحّدين و مخلصين امطار حکمت و بيان

مبذول داشت تا کلّ فائز شوند به ثمرات وجود خود و آگاه گردند بر آنچه مخصوص آن

از عدم به عرصه ظهور آمده‌اند . اين فضل را ادراک عالم تحديد ننمايد و اقلام امم

قادر بر احصا نباشد .
ص ٢٩٢

چهارم شهرالمسائل ١٥ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

حمد حضرت امجد ارفع اعظم اقدس قيّومی را لايق و سزاست که به يک کلمه مبارکه که

از سماء اراده اشراق نمود عالم بيان را منوّر نمود و به لئالی عرفان زينت داد ،

جلّ جلاله و عَمَّ نَواله و لا اله غيره . اوست مقتدری که از يک حرف حروفات

مختلفه را ظاهر فرمود و از آن عوالم کلمات را موجود نمود و لئالی مکنونه در

اصداف عُمان قدرتش را ظاهر و هويدا ساخت . در اين بيان بحور علم و حکمت مکنون و

مستور . لا يَقدِرُ احد اَن يُظهِرَها الّا بحوله و قوّته و عظمته و اقتداره .

ص ٢٩٣

پنجم شهرالمسائل ١٦ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا حزب اللّه ، يوم ، يوم خدمت و نصرت است . به کوثر بيان مردگان را زنده نمائيد و

گمراهان را به مشرق قرب هدايت کنيد . شمائيد ساقيان سلسبيل بيان مقصود عالميان

. زود است بساط عالم پيچيده شود . هر شيئی از اشياء به لسان ظاهر و باطن بر

تغيير و فنايش شهادت می دهد ، طوبی لِلسّامعين . امری که اليوم مقدّم است بر

امور و مقبول است در ساحت مکلّم طور ظهور اتّحاد و اتّفاق است از آفاق سموات

قلوب . طوبی لِمَن جَعل هَمَّه تأليفَ افئدةِ اوليائی . يا حزب اللّه ، وصيّت

می نمائيم شما را به اعمالی که سبب ارتفاع کلمه الهيّه است و علّت اقبال اهل عالم .

ص ٢٩٤

ششم شهرالمسائل ١٧ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

حمد مقدّس از ذکر و حدود مالک غيب و شهودی را لايق و سزاست که افئده و قلوب

اوليا را به عنايت اسم اعظم به نور معرفت منوّر فرمود . لسان ظاهر به " اَتَی

النّاصر " ناطق و لسان باطن به " اَتَی الرّحمن " متکلّم . جنودش اعمال طيّبه و

ناصرش اخلاق مرضيّه و سردار اين جنود را تقوی قرار فرمود . طوبی از برای نفسی که

به مشاهده و اصغا فائز گشت به شأنی که غير الله را معدوم و مفقود مشاهده نمود .

يوم ، يوم اوست و امر ، امر او . امروز به اسمش راية " يَفعَلُ ما يَشاء " مرتفع

و به ذکرش عَلَم " قَد اَتَی المالک و المُلکُ لِلّه " منصوب . اَمام وجوه احزاب

من غير ستر و حجاب ظاهر و ناطق . هر منصفی گواه و هر بصير عادلی شاهد و آگاه .

ص ٢٩٥

هفتم شهرالمسائل ١٨ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

امروز خضوع و خشوع و محبّت و مودّت و اتّحاد و اتّفاق عند الله محبوب و مقبول .

طوبی لِمَن تَمَسَّکَ بتقوی اللّه و تَشَبَّثَ بالمعروف بين العباد ، انّه

مِمَّن نَصَرَ امرَ الله و فازَ بما اُمِرَ بهِ فی کتابه المبين . از اوّل

اشراق نيّر بيان از افق امکان الی حين ذکر نموديم آنچه را که سبب راحت و علّت عزّت

و نجات بوده و لکن عامل به مثابه کبريت احمر کمياب .

ص ٢٩٦

هشتم شهرالمسائل ١٩ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

صد هزار حيف که انسان در اين ايّام غفلت نمايد و به آنچه سزاوار نيست عامل شود .

اوليای اين ظهور ، صلوةُ اللّه عليهم و بهاءاللّه عليهم ، هر يک بايد معلّم عالم

باشند تا خلق از اعمال و افعال آن نفوس به حقّ راه يابند و به عرفانش فائز گردند.

جميع بر بلايا و رزايای مقصود عالميان ، روحُ مَن فی ملکوت الامر و الخلق فداه،

آگاهند و شنيده‌اند از اوّل ايّام الی حين چه وارد شده . حال بايد اوليا و

اصفيا تشبّث نمايند به آنچه سزاوار است و مرهم است از برای زخم های وارده .

ص ٢٩٧

نهم شهرالمسائل ٢٠ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

انقطاع بنفسه مؤثّر و جاذب است . در اکثری از الواح ذکر اين مقام از قلم اعلی

جاری و نازل ، اوست طراز اوّل از برای توجّه و اقبال خلق و عمل اوّل از برای

بُرء انسان از امراض و علل . طوبی لِعبدِ تَمَسَّکَ به انّه مِن النّاصرين فی

کتاب اللّه ربّ العالمين . امروز تقوی اللّه به مثابه سراج است و اوست اوّل

نوری که از افق سماء انقطاع اشراق نموده و اوست رِداء اعظم الطف از برای هياکل

عباد . طوبی لِرَأسٍ تَزَيَّنَ به و لِهَيْکَلٍ فازَ به . يا علی ، لَعَمرُ اللّه يک

قلب اگر مقدّس شود و از شئونات دنيا فارغ قلوب را به قوّت روحانيّه تقليب نمايد و

به قلب وجود راه نمايد .
ص ٢٩٨

دهم شهرالمسائل ٢١ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا حبيب فؤادی ، آيات عالم را احاطه نموده به شأنی که احدی قادر بر جمع و

احصای آن نه . مع ذلک معرضين بيان گفته‌اند آنچه را که هيچ ظالمی نگفته . معادل

کتب قبل و بعد حال موجود . آيات منزله بديعه و بيّنات ظاهره در اين ظهور اعظم و

نبأ عظيم از جميع جهات ممتاز و فرق از دونش به مثابه آفتاب واضح و هويدا .

طوبی از برای نفسی که به عدل و انصاف توجّه نمايد و به مشاهده و اصغاء حقيقی فائز گردد .

ص ٢٩٩

يازدهم شهرالمسائل ٢٢ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

سبحان اللّه عالم بيان از بی دانشان ارض متحيّر . ذکر و ثنا ، عنايت و عطا به

مقامی رسيده که عرفان افئده بالغين از بلوغ به آن عاجز و قاصر . ايضاً سبحان

اللّه طور از کلمة اللّه از هم می ريزد شوقاً لِلقائه و سدره سينا به مجرّد

اصغاء زمين را شکافته ، مع اغصان و افنان و اوراق و اثمار قصد افق اعلی نموده .

طوبی لِسَمعِ السّمع و لِبصرِ البصر . اين ابصار کجا و مشاهده انوار کجا و اين

آذان کجا و اصغاء نداء مولی الوری کجا . امروز ساقی نفس حقّ جلّ جلاله است ، کأس

وصال می دهد ، قدح بقا عطا می فرمايد . حين ، حين طوبی است . صد هزار طوبی از

برای نفوسی که حائل را از ميان برداشتند و به اجنحه شوق و اشتياق قصد منظر ابهی نمودند .

ص ٣٠٠

دوازدهم شهرالمسائل ٢٣ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

بگوئيد : ای اهل عالم ، انصاف کجا رفته ؟ عدل چه شده ؟ آيا بصر و سمع از اهل

مداين علم و حکمت محو گشته يا معدوم شده ؟ اگر موجود است چرا خود را از مقام

اعلی و رتبه عليا و مقرّ اسنی منع نموده‌اند و محروم ساخته‌اند ؟ هر يوم آيات

الهی به مثابه غيث هاطل نازل و هر ليل کتابی از امّ الکتاب ظاهر. اگر دعوی

ايمان ننمائيد بأسی نبوده و نيست . مع تمسّک به حجج قبل و براهين بعد و تشبّث

به آيات الهی و مظاهر لايتناهی چه شده از حجّتی که جميع حجج نزدش خاضع و برهانی

که جميع براهين نزدش خاشع اعراض کرده‌ايد و انکار نموده‌ايد ؟ ای معشر علما ، به

اسم حقّ بر مسند عزّت جالسيد و به ذکرش پيشوای خلق شده‌ايد و لکن از او غافل و

معرض . تا کی در فراش غفلت مرده مانده‌ايد و به حبل انکار متمسّکيد ؟ يوم ، يوم

اقرار است و يوم ، يوم اقبال . بگذاريد اوهامات و ظنون را و با افئده مقدّسه منزّهه به وجه اللّه

ص ٣٠١

------------------------------------------------------------------------------

توجّه نمائيد ، لَعَمر محبوبی و محبوبکم لِوجه اللّه گفته می شود و محض محبّت

القا می گردد . حاضر شويد و در هر يوم کتابی طلب نمائيد لِيَظهَرَ لکم ما

مُنِعتم عنه باوهامکم و تُشاهدون ما تَحَوَّلَت عنه ابصارکم و تَسمَعون ما

غَفَلَت عنه آذانُکم . آيا اگر اين بحر و امواجش انکار شود و اين شمس و انوارش

مستور گردد به چه امری متمسّکيد و به چه حجّت و برهانی متشبّث ؟ لَعَمر ربّی و

ربّکم ليس لاحدٍ مأمن ..... الّا بهذاالامرِ الّذی اَشرَق مِن افق مشيّة ربّنا و ربّکم .

ص ٣٠٢

سيزدهم شهرالمسائل ٢٤ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

چه مقدار از بساط های مبسوطه را که يد قضا پيچيد و برداشت و ملوک و مملوک هر دو

را به خاک فرستاد . کدام صبح را شام از عقب نه و کدام عمر را از پی اجل نه ؟

عنقريب آنچه مشاهده می شود سطوت فنا آن را اخذ کند و به عدم راجع نمايد . بگو ای

دوستان ، اين ايّامی است که انبياء و اصفيا و مرسلين لقائش را از حقّ جلّ جلاله

سائل و آمل . شما به فضل حقّ جلّ جلاله هر يک فائز شديد به آنچه که شبه و مثل

نداشته و ندارد ، قدر اين مقام را بدانيد و به نور اتّفاق آفاق را منوّر داريد .

به يک ذکرِ اين يوم اذکار قرون معادله ننمايد و به يک عملِ اين ايّام اعمال

اعصار مقابله نکند . جهد نمائيد شايد به عملی فائز شويد که به تاج قبول مزيّن گردد

و به دوام ملک و ملکوت باقی و پاينده ماند .
ص ٣٠٣

چهاردهم شهرالمسائل ٢٥ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

تا از خليج اسماء نگذريد به بحر معانی فائز نشده و نخواهيد شد . ملکوت اسماء

طائف حول است و اصحاب طور به ذکر و ثنا مشغول . کجايند نفوسی که غير الله را

معدوم و مفقود مشاهده نمايند ؟ ايشانند نفوسی که از رحيق مختوم آشاميده‌اند ، فوق

عالم حرکت می نمايند . ايشان بر سُرُر اطمينان مستوی و بر اعراش يقين متّکی و بر

نَمارِق سکون جالس . کتب الهی از قبل و بعد به ذکر آن نفوس ناطق . طوبی لِلسّامعين .

ص ٣٠٤

پانزدهم شهرالمسائل ٢٦ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

قلم اعلی ترا و ساير دوستان را وصيّت می نمايد به حکمت و بما اَنزَلَه اللّه فی

الکتاب . اليوم لازم و واجب است متابعت احکام الهی و از اعظم احکام حکمت است ،

جميع به آن مأمورند و تفصيل آن در الواح عربی و فارسی نازل شده ، بايد ملاحظه

نمايند و به آن عامل گردند و بايد به شأنی ما بين خلق ظاهر شوند که کلّ عرف

اخلاق الهيّه را از ايشان بيابند و آنچه سبب ارتفاع امر و تقديس آن است به آن

عامل گردند . ای علی ، اگر نفوس مقبله از اراده‌های خود می گذشتند و بما اَرادَهُ

اللّه عمل می نمودند حال اکثری از خلق به عرفان حقّ فائز بودند .

ص ٣٠٥

شانزدهم شهرالمسائل ٢٧ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

انشاء الله بايد به کمال روح و ريحان به ذکر محبوب امکان به کمال حکمت ناطق

باشيد و در جميع امور به افق رضا ناظر. اصل معنی توحيد اين است که نفوس مطمئنّه

در جميع احوال به حقّ وحده متوجّه باشند و به رضای او حرکت نمايند . اگر نفسی

اليوم به جميع اعمال خيريّه و افعال حسنه عامل شود و به رضای حقّ فائز نشود

البتّه ثمر نخواهد داشت . اين است که می فرمايد جهد نمائيد تا به کلمه رضا فائز

شويد . جهد نما تا کلّ به اين مقام اعلی فائز شوند ، لِلّه عامل باشند و به

اِذن اللّه متمسّک و به رضاء الله متشبّث .
ص ٣٠٦

هفدهم شهرالمسائل ٢٨ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا علی ، جميع دوستان الهی را بشارت ده به بشارتی که سبب اشتعال اهل عالم است و

به عنايتی که سبب و علّت فرح و سرور دائمی است . بگو اين مکلّم طور است که با

کمال رحمت و شفقت شما را ندا می نمايد و اين همان موعودی است که جميع کتب و صحف

به آن بشارت داده و اين همان يومی است که از اوّل لا اوّل الی آخر لا آخر مخصوص

بوده و خواهد بود . انشاء الله کلّ بما اراده اللّه فائز شوند و از کأس توفيق

بياشامند ، رغماً لِلّذين کَفروا بِالّذی يَدعونه فی اللّيالی و الايّام . مساجد

که به کلمه‌ای از کلمات حقّ خلق شده و عزّت يافته به آن مفتخرند و به مالک و خالق

و محقّق آن کافر و معرض . امّ الکتاب ظاهر و امّ البيان نازل و لکنّ النّاس هم لا

يَفقَهون . انشاء الله برق شوق در بدن عالم به مثابه رگ شريان به حرکت آيد و

جميع از آن حرکت که سبب و علّت احداث حرارت است به حرارت محبّة اللّه فائز شوند .

.
ص ٣٠٧

هجدهم شهرالمسائل ٢٩ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

يا علی ، اگر به بصر حقيقت مشاهده نمائی حقّ را مسئول بينی نه فاعل مختار . جميع

مُقرّ و معترفند به کلمه مبارکه " لا يُسئَلُ عَمّا يَفعَل " و همچنين به

کلمه محکمهء " يَفعَلُ ما يَشاء "، مع ذلک اگر بر حسب ظاهر فی الجمله بر غير

اراده عباد امری ظاهر شود محزون مشاهده گردند . انشاء الله کلّ مؤيّد شوند بر

تفکّر در آنچه از قلم اعلی جاری و نازل شده که شايد مقصود را بيابند و به آن

عمل نمايند . بايد هر نفسی جهد نمايد تا به کوثر رضا فائز شود . بگو ای اهل عالم

، اين وقت ثمين را از دست مدهيد ، در تدارک مافات جهد نمائيد . اگر به اصغاء

فائز شوند جميع از پرتو انوار شمس حقيقت منوّر گردند . امروز روزی است بزرگ ،

طوبی لِمَن عَرَفَ و وَيل لِمَن غَفَلَ .
ص ٣٠٨

نوزدهم شهرالمسائل ٣٠ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

سبحان اللّه جميع عالم اليوم منتظر مشاهده می شوند ، چنانچه هر حزبی از احزاب

منتظر موعودی هستند که ذکرش در کتبشان بوده . حال که از فضل حقّ جلّ جلاله افق

عالم به انوار وجه اسم اعظم منوّر شد و ميقاتهای کتب منتهی گشت و علامات و

اشارات بتمامها ظاهر و باهر کلّ غافل و محجوب و منکر و معرض مشاهده می گردند

الّا مَن شاءَ الله . هر لبی قابل اين کوثر نه و هر وجهی لايق توجّه نه . چه

مقدار از نفوس که در طلب آب زندگانی بودند و جز خضر ايّام به آن فائز نشد . و لکن

اعصار قبل را حکمی ديگر و مقامی ديگر است و اين عصر را که به انوار شمس ظهور

اعظم منوّر است مقامی ديگر و شأنی ديگر ، چه که بحر فضل موّاج است و آفتاب کرم

مشرق .... طوبی از برای نفوسی که در اين يوم الهی به عرفانش فائز گشتند و به خدمت

امرش مؤيّد شدند ، هُم مِن خِيرَةِ العباد عند الله مالک الايجاد .

ص ٣٠٩

اوّل شهر الشّرف ٣١ دسامبر

------------------------------------------------------------------------------

مقصود اين مظلوم آن که اوّلاً نار ضغينه و بغضا که در افئده و قلوب مشتعل است به

کوثر نصح و سلسبيل حکمت ساکن شود و انوار نيّر اتّحاد و اتّفاق از آفاق قلوب

عباد اشراق نمايد و ثانياً حکم جدال و نزاع و فساد و قتل و مايَتَکَّدَرُ به

الوجود را مرتفع نمايد و در اکثری از الواح نهی شده . بايد کلّ اليوم به اسبابی

تمسّک نمايند که سبب اصلاح عالم و دانائی امم است و دانائی اسبابی است که انسان

را حفظ نمايد از آنچه سزاوار نبوده و نيست و همچنين تعليم نمايد به آنچه که

منفعتش شامل او و اهل عالم گردد .... اميد هست به نصايح مشفقانه عالم به طراز عدل

و انصاف مزيّن گردد . انّه هوالفيّاض الکريم .
ص ٣١٠

دوم شهرالشّرف ١ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

حمد و ثنا و شکر و بها مقصودی را لايق و سزاست که به حرکت اصبع اقتدار سبحات و

حجبات عالم را شقّ نمود و شبهات و اشارات امم را معدوم ساخت . سحاب نيّر امرش

را منع ننمود و غَمام حجاب نگشت . به اسم قيّوم اَمام وجوه قوم قيام فرمود و

کلّ را به افق برهان دعوت نمود . اعراض ملوک و اغماض مملوک او را از اراده‌اش باز

نداشت . به صرير قلم اعلی امرش را نصرت فرمود و خيمه انّه لا اله الّا هو بر

اعلی المقام بر افراشت . طوبی از برای مقبلين که به حبل متينش تمسّک جستند و به

ذيل منيرش تشبّث ، قوّت امرا ايشانرا منع ننمود و ضوضاء علما محروم نساخت .

جلّت عظمتُه و جلّت قُدرتُه .
ص ٣١١

سوم شهرالشّرف ٢ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

قد تَضَوَّعَت نفحات الآيات و ظَهَرَت اعلامُ البيّنات و لکنّ القوم فی وهمٍ

عُجاب . انشاء الله به قوّه ملکوتی نصرت نمائی و احداث آن و ظهور آن از قلوب

فارغه صافيه بوده و هست . اوست آية اللّه در وجود و امانت او در افئده و قلوب .

علما از عرفانش علی ما يَنبَغی قاصر و حکما عاجز . اين آيهء عظمی حاکم است در

عالم و متصرّف است در امم . اسماء طائف حول او و اسباب مطالعِ ظهور صفات او .

توجّهش به اسبابِ بصر ، بصير است و به اسبابِ سمع ، سميع و به اسبابِ نطق ، ناطق .

اگر اين قوّه را مانعی منع ننمايد و حجابی حايل نشود نافذ و قدير است . اوست

آفتابی که از افق سماء عالَمِ ادراک اشراق نموده ، اگر حجبات اوهام حجاب نشود عالم

را منوّر نمايد . دارای اين مقام اعزّ اعلی را سطوت عالم و جنود امم و شبهات علما

و اشارات فقها از مالک اسماء منع ننمايد .
ص ٣١٢

چهارم شهرالشّرف ٣ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

يا اَبَاالفضل فضّال می فرمايد به اين کلمه مبارکه عليا که از افق سماء قلم

اعلی اشراق نموده ناظر باش : " مَن کان لِلّه کان اللّهُ له " . اين ايّام مکرّر

اين ذکر از لسان مذکور جاری . سدرهء اين کلمه از قبل غرس شد و در اين ايّام روئيد

و به ثمر رسيد . يا اَبَاالفضل ، در يکی از الواح اين فقره نازل : " اگر عالم

روح بتمامه به قوّه سامعه تبديل شود ميتوان گفت لايق اصغاء اين بيان است که از

قلم رحمن جاری گشته و الّا آذان های مشهوده قابل اين ندا نبوده و نخواهد بود الّا

عدّة معدودات " . لِلّه الحمد تو اصغاء نمودی و فائز شدی به آنچه که سبب و علّت

آفرينش بوده . طوبی لک و نعيماً لک . حقّ آگاه در سفر و حضر با تو همراه . زحمات

نازله و مشکلات وارده و تنگی و ابتلا و افسردگی و بلايا کلّ مشهود و در صحيفه

حمرا از قلم اعلی مذکور و مسطور . اين فقره زحمتهای عالم را به رحمت تبديل

نمايد و امراض را به صحّت . آنچه بر شما وارد لِلّه و فی

ص ٣١٣

------------------------------------------------------------------------------

سبيل اللّه بوده . قلم اعلی شاهد و گواه . نار در سبيلش نور و سمّ شهد فائق .

قسم به آفتاب ظهور که از اعلی افق عالم اشراق نموده اگر اهل ارض به رشحی از

اِناء معانی و يا به قطره‌ای از دريای بيان فائز شوند کلّ از ماعندهم بما عند

اللّه توجّه نمايند و به طواف اوليای الهی مشغول گردند .

ص ٣١٤

پنجم شهرالشّرف ٤ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

جميع عالم از برای اين يوم مبارک از عدم بوجود آمده‌اند و لکن غفلت و غرور کلّ را

از اصغاء نداء مکلّم طور منع نمود . در تيه نادانی متحيّر و مبهوت مشاهده می

شوند . جزای اعمال مجسّم شده و کلّ را منع نموده الّا مَن شاءَ اللّه و شما فائز شديد

به آنچه که شبه و مثل نداشته و ندارد . انَّ الامرَ بيده يهدی مَن يشاء الی صراطه المستقيم .

ص ٣١٥

ششم شهرالشّرف ٥ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

حزب اللّه را در آن ارض تکبير برسان . بگو قسم به آفتاب بيان که از اعلی افق

امکان مشرق و لائح است کلّ نزد مظلوم مذکوريد و به عنايتش فائز . امروز روز ذکر

و ثنا و روز خدمت است ، خود را محروم منمائيد . شمائيد حروفات کلمات و کلمات

کتاب . شما نهالهائی هستيد که از دست عنايت در ارض رحمت کِشته شده‌ايد و به امطار

کرم نموّ نموده‌ايد . شما را از عاصفات شرک و قاصفات کفر حفظ فرمود و به ايادی

شفقت تربيت نمود . حال وقت اثمار و اوراق است و اثمار سدره انسانی اعمال طيّبه

و اخلاق مرضيّه بوده و هست . اين اثمار را از غافلين منع ننمائيد ، به روح و

ريحان و حکمت و بيان بنمائيد . اگر پذيرفتند مقصود حاصل و حيات ظاهر و الّا

ذَروهم فی خوضِهم يَلعَبون . يا حزب اللّه . جهد نمائيد شايد قلوب احزاب مختلفه

عالم به آب بردباری و شفقت شما از ضغينه و بغضا پاک و پاکيزه شود .

ص ٣١٦

هفتم شهرالشّرف ٦ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

قدر ايّام را بدان . آفتاب و ماه شبه اين يوم را نديده . اين است آن ايّامی که

در کتب الهی از قبل و بعد ذکرش بوده . امروز بحر فضل موّاج و فرات رحمت جاری و

آفتاب حقيقت مشرق . از حقّ می طلبيم ترا از اشراقات انوار نيّر ظهور منوّر

فرمايد و از نار سدره مبارکه مشتعل نمايد ، اشتعالی که اثرش ظاهر گردد ، چه که

امروز روز اعمال است نه اقوال . يک عمل پاک از افلاک برتری جويد و از آن بگذرد .

از حقّ می طلبيم آن جناب را مؤيّد فرمايد به شأنی که حوادث دو روزه دنيا و

ثروت و نعمت فانيه آن از نعمت های باقيه دائمه منع ننمايد .

ص ٣١٧

هشتم شهرالشّرف ٧ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

بايد حزب اللّه که به اسم حضرت قيّوم از رحيق مختوم آشاميده‌اند به ذکر و ثنا و

خدمت امر قيام نمايند . جنود نصرت و ظفر اخلاق و اعمال طيّبهء طاهره بوده و هست .

بگو يا حزب اللّه ، التّقوی ، التّقوی ، بايد کلّ به طراز محبّت و شفقت و

ديانت و امانت مزيّن گردند . هر نفسی به اين صفات فائز شد قولش مؤثّر و عملش

مؤثّر و ذکرش مؤثّر . سدره فردوس اعلی در اين حين به اين کلمه عليا ناطق :

" مَن تَوَجَّهَ الی اللّه انّه مُتوّجه اليه . لازال لحاظ فضل متوجّه اوليا

بوده و هست . طوبی از برای نفوسی که به اعمال تمسّک نمودند . انّهم مِن اهل

البهاء فی لوح اللّه مولی الوری و ربّ العرش و الثّری .

ص ٣١٨

نهم شهرالشّرف ٨ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

بگو قدر اين ايّام را بدانيد و مقام خود را بشناسيد و در ليالی و ايّام به حمد و

ثنای مقصود عالميان مشغول باشيد . قسم به آفتاب بيان که از اعلی افق امکان مشرق

و لائح آنچه ديده می شود عنقريب به فنا راجع و آنچه باقی و دائم است کلمه‌ای است

که از قلم اعلی جاری و نازل . اين است فضل اعظم و غنای ابدی و ثروت سرمدی و فضل

دائمی . طوبی از برای نفسی که مقام اين يوم را شناخت و از دونش بپرداخت .

ص ٣١٩

دهم شهرالشّرف ٩ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

اِن تَعُدّوا طُرُقَ الاوهام لا تُحصوها . طوبی از برای اقويا که اين بساطها را

پيچيدند و غير حقّ را معدوم و مفقود شمردند ، ايشانند فوارس مضمار توحيد و انوار

آفاق تجريد ، عليهم بهاءاللّه و الطافُه و عناياتُه و مواهبُه . از قبل مظلوم

حزب اللّه را تکبير برسان ، بگو قدر اين مقام را بدانيد و بشناسيد و به اسم حقّ

حفظ نمائيد و بما يَنبَغی لايّام اللّه قيام کنيد . آنچه امروز فوت شود تدارک آن

محال .
ص ٣٢٠

يازدهم شهرالشّرف ١٠ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

بر آن جناب لازم و واجب است که به همّت تمام قيام نمائيد ، شايد مجدّد عباد الله

به ظنون و اوهام مبتلا نشوند و به انوار نيّر توحيد حقيقی فائز گردند . الی حين

مقام يوم اللّه را ادراک ننموده‌اند و از فضلش محرومند . شکّی نبوده و نيست که

ايّام مظاهر حقّ جلّ جلاله به حقّ منسوب و در مقامی به ايّام اللّه مذکور و لکن

اين يوم غير ايّام است . از ختميّت خاتم مقام اين يوم ظاهر و مشهود . نبوّت ختم

شد ، حقّ با راية اقتدار از مشرق امر ظاهر و مشرق . معلوم نيست معرضين بيان از

" يومَ يَقومُ النّاسُ لِرَبِّ العالمين چه ادراک نموده‌اند و از کلمه مبارکه "

يَفعَلُ مايشاء " چه فهميده‌اند . لَعَمری يا ايّها النّاظرُ الی وجهی ، اگر نفسی

از بحر اين کلمه بياشامد و نفحه‌اش را بيابد خود را بر عرش استقامت و اطمينان

مشاهده نمايد . مقبلين را از شبهات معرضين به اسم حقّ حفظ نما و کلّ را به اخلاق

مرضيّه و اعمال طيّبه امر نما .
ص ٣٢١

------------------------------------------------------------------------------

بگو يا حزب اللّه ، به اين جنود مالک غيب و شهود را نصرت نمائيد و به تقوی اللّه

تمسّک جوئيد . اوست قائد جنود و ناصر امر ، هيچ قوّتی با قوّت او مقابله ننمايد .

طوبی از برای نفسی که رأسش به اکليل تقوی مزيّن است و هيکلش به طراز عدل و انصاف .

ص ٣٢٢

دوازدهم شهرالشّرف ١١ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

حقّ جلّ جلاله از مقامی ظاهر شده که وهم و گمان را به آن مقام راهی نه ، از بيتی

ظاهر که معروف به علوم و فنون و حکمت و عرفان نبوده . هر آگاهی بر اين فقره

گواهی داده و هر خبيری شاهد اين گفتار . آيات به شأنی نازل که عقول و ادراک از

احصای آن عاجز و بيّنات به شأنی ظاهر که هر منصفی به آن اعتراف نموده . مع ذلک

اکثر اهل عالم غافل و محجوب ، به ورقی از اوراق متمسّکند و از امّ الکتاب معرض ،

از بحر علم الهی و اشراقات انوار آفتاب توحيد حقيقی محروم و ممنوع . يا ايّها

المقبلُ الی الوجه . حقّ به جميع جهات و اعمال و افعال و اقوال به مثابه آفتاب

از دونش واضح و ممتاز و لکن حجبات اوهام ابصار را ازمشاهده افق اعلی منع نموده

. امروز نور برهان از اعلی افق عالم مشرق و ندای الهی از اعلی المقام مرتفع

و لکن الوان مختلفه دنيا و عزّت و ثروت دو يوم قوم را از توجّه به نعمت باقيهء دائمه

ص ٣٢٣

------------------------------------------------------------------------------

و مائده سمائيّه باز داشته . نادانی و غفلت به مقامی رسيده که هر صاحب درايتی

را متحيّر نموده . در قرون و اعصار حزب قبل از عالم و جاهل از کيفيّت ظهور مطلع

نور غافل . يک نفس از آن نفوس به علم حقيقی فائز نگشت و به توحيد حقيقی عارف نه

. مجدّد حال معرضين بيان به اوهام و ظنون قبل مشغول و به مفتريات ناطق . آن

جناب شاهد و ارض و سماء و انجم شاهد و آفتاب و ماه گواه که اين عبد از اوّل

ايّام اَمام وجوه کلّ از ملوک و مملوک قيام نموده ، من غير ستر و حجاب جميع را به

افق اعلی دعوت فرموده . دليل نازل ، سبيل واضح و در يک آن خود را ستر ننموديم ،

لوجه اللّه گفتيم آنچه را که عالم از برای شنيدن آن از عدم به وجود آمد . مقصود

آنکه از آثار قلم اعلی به اثمار سدره منتهی فائز شوند و به اشراقات انوار توحيد

حقيقی منوّر گردند و لکن سلاسل اوهام کلّ را منع نموده الّا مَن شاءَ الله ربُّک

و ربُّ العرشِ العظيم .
ص ٣٢٤

سيزدهم شهرالشّرف ١٢ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

در هر حال اوليای الهی بايد از حقّ جلّ جلاله از برای کلّ توفيق طلب نمايند .

شايد از بحر فيض محروم نگردند و از امطار رحمت کبری در ايّام فيّاض ممنوع نشوند

. حزب اللّه را به تقديس و تنزيه و شفقت و عنايت و حکمت امر نمائيد . انّه

يُمِدُّک بآياته و يَنصُرُک بسلطانه . انّه علی کلّ شیءٍ قدير .

ص ٣٢٥

چهاردهم شهرالشّرف ١٣ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

يا ايليا ، اراضی جُرُزه لايق بذر حکمت الهی نبوده و نيست و هر چه در او وديعه

گذاری ضايع و بی ثمر بوده و هست . هر هنگام که ارض مبارکه طيّبه يافت شود به

اسم حقّ جلّ جلاله آنچه اراده نمودی در آن وديعه بگذار . اراضی و عيون به مثابه

انسان بوده و هست ، بعضی جُرُز و شور و برخی طيّب و شيرين . از حقّ می طلبيم به

شما توفيق عطا فرمايد تا از فيوضات ايّامش قسمت بری ونصيب برداری . اوست سامع و

مُجيب و هوالعليم الحکيم
ص ٣٢٦

پانزدهم شهرالشّرف ١٤ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

يا مهدی ، حقّ آگاه و بحار و جبال گواه که اين عبد در جميع احيان عباد را به افق

رحمن دعوت نموده در ايّامی که کلّ از سطوت امر خلف حجاب و تحت اطباق تراب

متواری . و چون از انوار نيّر اعظم عالم روشن معرضين بيان از خلف حجاب بيرون آمدند

و ارتکاب نمودند آنچه را هيچ حزبی از احزاب ارتکاب ننمود . از حقّ بطلب کلّ را

تأييد فرمايد شايد به توبه و رجوع فائز گردند و بما عند الله تمسّک نمايند . يا

نصير ، در ايّام خليل يک ذبيح به قربانگاه دوست توجّه نمود و زنده بر گشت و در

عهد جليل اوليا و اصفيا به مقام فدا شتافتند و جان را نثار قدوم مالک اسماء

نمودند . اگر اراده فرمايد از صرير قلم اعلی مَن علی الارض را جذب نمايد و به

مقرّ فدا فرستد ، بر عرش " يَفعَلُ مايَشاء " مستوی و به طراز " يَحکُمُ ما

يُريد " ظاهر . طوبی لِلعارفين .
ص ٣٢٧

شانزدهم شهرالشّرف ١٥ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

يا يوسف ، خداوند خدا می فرمايد از يوم اوّل الی حين انبياء و اصفيا را مخصوص

هدايت خلق فرستاديم تا کلّ را به حقّ جلّ جلاله دعوت نمايند و کوثر بقا که سبب و

علّت حيات ابدی و زندگی سرمدی است عطا نمايند تا کلّ به آنچه مقصود است فائز

گردند و لکن خلق نصايح حقّ را نشنيده بلکه انکار نمودند . موسی را با يد بيضا

فرستاديم ، قبولش ننمودند و قبل از او خليل به نور حضرت جليل آمد ، تکذيبش نمودند

. حضرت روح با قدرت ملکوتی ظاهر ، طَرّارش ناميدند . حضرت خاتم با فرقان آمد ،

کذّابش گفتند و بر قتلش فتوی دادند . طوبی از برای ابناء خليل و ورّاث کليم که

در اين روز پيروز به افق اعلی توجّه نمودند و به اثر قلم مالک اسماء فائز گشتند .

انشاء الله به کمال شوق و اشتياق و روح و ريحان به ذکر محبوب عالميان مشغول باشند .

ص ٣٢٨

هفدهم شهرالشّرف ١٦ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

يا مهدی ، ندای مقصود عالم را به گوش جان بشنو ، چه که حيات می بخشد و زندگی

دائمی عطا می فرمايد . اوهام علما امم را از کوثر يقين محروم نموده . عنقريب

رنگهای مختلفه دنيا را يد فنا اخذ نمايد و در خيمهء يکرنگ تراب در آورد . امروز

ندای سدره مرتفع و مکلّم طور بر عرش يَفعَلُ ما يَشاء مستوی . طوبی از برای نفسی

که مال و آمال او را از فيوضات مآل محروم نساخت . کتاب الهی را به يد قدرت و تسليم

بگير و چون بصر حفظش نما . يا خداداد، امروز روز جزاست و روز عطا ، ابواب کرم

مفتوح و دريای بخشش اَمام وجوه موّاج ، طوبی از برای نفسی که به عرف ايّام ظهور

فائز گشت و از رحيق بيان که از قلم رحمن جاری است قسمت برد .

ص ٣٢٩

هجدهم شهرالشّرف ١٧ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

بنام دانای يکتا

انشاء الله از رحيق مختوم که به اصبع قيّوم گشوده شد بياشامی و قسمت بری . از

برای اين رحيق تعبيرات شتّی در صحيفه حمرا از قلم اعلی ثبت شده . در اين مقام

به کلمه عليا تعبير شده و مقام ديگر به استقامت کبری و همچنين به قلم اعلی و

بالّذی يَنْطِقُ بين الارض و السّماء و همچنين به آنچه از قلم مالک قدم جاری و

ساری است . هر نفسی فی الحقيقه از او بياشامد و به او فائز شود جميع عالم قادر

بر منع او نباشد ، به حقّ ناطق شود و الی الحقّ توجّه نمايد و لِلحقّ بر خدمت

امر قيام کند . انشاء الله از اين رحيق بياشامی به شأنی که نهيق نفوس معرضه ترا

از مالک احديّه منع ننمايد . انّ ربَّک لهو النّاصحُ المشفقُ العليم .

ص ٣٣٠

نوزدهم شهرالشّرف ١٨ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

نيکوست حال نفوسی که شکّ و ريب اهل بغضا ايشان را از مالک اسماء منع ننمود .

حجبات را به اسمش شقّ کردند و سبحات را دريدند و به قلوب نورا قصد مقام ابهی و

افق اعلی نمودند . جميع اشياء در سرّ طائف آن نفوسند . حمد کن مالک قدم را ، به

تو توجّه نمود و به اثر قلم فائز فرمود . اوست بخشنده و توانا . يا اسمعيل ،

ذبيح عالم معانی طائف حول است و به اعلی النّداء می گويد : يا حزب اللّه ، اين

اسم عظيم است ، مقصود عالميان را شکر نمائيد که شما را به خود نسبت داد و به اين

اسم مبارک شما را در زُبُر و الواح ذکر فرمود . جهد نمائيد که شايد از فيوضات

ايّام محروم نمانيد . اهل فرقان عهدها و قرنها منتظر ايّام الهی بودند و چون ظاهر

شد انکار نمودند و وارد آوردند آنچه را که ذرّات کائنات نوحه نمود و صيحه زد .

يا ابن يهودا ، مالک بقا می فرمايد بايد جميع من علی الارض به مثابه گُل ، خندان و مسرور

ص ٣٣١

------------------------------------------------------------------------------

مشاهده گردند . اين فقره در کتب قبل مذکور و مسطور ، طوبی از برای نفسی که عرف

ظهور را يافت و به اصغاء ندای مالک اسماء فائز گشت . از حقّ بطلب عباد خود را از

کوثر بيان منع ننمايد و محروم نسازد . يا ابن يامين ، امروز هر نفسی به اصغاء

ندای الهی فائز شد بايد به اخلاق مرضيّه و اعمال پسنديده که از قلم اعلی در

کتاب نازل شده تمسّک نمايد . مقام انسان از اعمال ظاهر و مشهود .... يا موسی ،

در حضرت کليم تفکّر نما ، به يک عصا بر اسياف عالم زد . قدرتش را سطوت امم منع

ننمود و اراده‌اش را صفوف و الوف باز نداشت . امروز نار سدره ظاهر و به اعلی

النّداء ناطق . بگو ای طوريّون ، مکلّم آمد و ای نوريّون مجلّی تجلّی فرمود خود

را منع منمائيد و محروم نسازيد .
ص ٣٣٢

اوّل شهرالسّلطان ١٩ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

بنام دوست يکتا

عالم از جذب کلمه مالک قدم در حرکت و لکن عباد از آن غافل الّا مَن شاءَ الله .

حمد کن مقصود عالميان را که ترا مؤيّد فرمود بر عرفان افقی که کلّ از او محجوب

و غافل . در ريعان شباب و اوّل جوانی هر نفسی به محبّت الهی فائز شد او از اهل

فردوس اعلی مذکور . جهد نما تا از تو ظاهر شود آنچه که سبب ارتفاع امر است .

ص ٣٣٣

دوم شهرالسّلطان ٢٠ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

بگو ای اهل بهاء عالم را مانند کتابی مشاهده نمائيد و به خطّ جلی تغيير و فنا و

اختلاف و انقلاب در او نوشته شده . فی الحقيقه هر ورقی از اوراق او و هر بقعه از

بِقاع او و هر شجری از اشجار او ندا می کند و می گويد در تغييرات من ملاحظه کنيد

و پند گيريد و در فنای ظهورات من تفکّر کنيد و آگاه شويد که شايد نعم باقيهء

الهيّه را به اين اشيای فانيه تبديل ننمائيد .
ص ٣٣٤

سوم شهرالسّلطان ٢١ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

بگو ای غافلين ، امروز روز دانائی است و روز آگاهی ، چه که مکلّم طور بر عرش

ظهور مستوی و امّ الکتاب به عنايتش ظاهر و مشهود و بحر علم اَمام وجهش موجود و

فرات رحمت از قلمش جاری . خود را محروم منمائيد و از فيوضات حضرت فيّاض ممنوع

مسازيد . آذان و ابصار از برای اين يوم خلق شده . اوهامات مانعه و حجبات حايله

را خرق نمائيد ، شايد به انوار آفتاب حقيقت فائز شويد . بگو آنچه ذکر می شود

لِلّه بوده و هست مَن سَمِعَ لِنفسه و مَن اَعرَضَ فعليها ، انّه کان غنيّاً عن الاقبال و الايمان .

ص ٣٣٥

چهارم شهرالسّلطان ٢٢ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

بنام محبوب امکان

ای امة اللّه ، انشاء الله به عنايت الهی و فيوضات ربّانی در کلّ احوال از رحيق

اطهر ِذکر و عرفان بياشامی و با کمال شوق و انجذاب به ثنای محبوب آفاق ناطق باشی

. ايّام مثل برق در مرور است . بر هر نفسی لازم در اين ايّام معدوده کسب مقامات

عاليهء باقيه نمايد . حقّ جلّ کبريائه محض فضل و کرم خود را ظاهر فرموده و راه

رستگاری را تعليم نموده . طوبی از برای نفسی که به کمال ايقان و اطمينان به

عرفانش فائز شد و به اوامرش متمسّک گشت .
ص ٣٣٦

پنجم شهرالسّلطان ٢٣ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

بنام خداوند يکتا

ايّام ، ايّامی است که بايد جميع اهل ارض فائز شوند به آنچه که مقصود است .

مژده اين ظهور در جميع کتب آسمانی واضح و ظاهر و مشهود است . حيف است انسان از

اين مقام بلند ارجمند محروم ماند . و سبب و علّت احتجاب خلق در رتبه اوّليّه

صاحبان عمائم بوده و هستند . در جميع اعصار و قرون اولی سبب احتجاب اين حجبات

کبری بوده‌اند . بايد دوستان الهی به حکمت و بيان عباد مظلوم را از مخالب اين

ظالمين نجات دهند . طوبی از برای نفسی که کمر همّت را از برای اين خدمت محکم

نمود ، او در کتاب اسماء از اهل بهاء محسوب و مذکور است .

ص ٣٣٧

ششم شهرالسّلطان ٢٤ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

بنام خداوند يکتا

ساقی حقيقی کوثر باقی عطا می فرمايد . قسم به امواج بحر بيان که معادله نمی

نمايد به قطره‌ای از آن درياهای ظاهر و باطن . نيکوست حال نفسی که در يوم الهی به

آن فائز گشت . جميع ملوک و ملکه های عالم در قرون اولی و اخری به حسرت کلمه

مبارکه که از افق فم اراده مالک احديّه ظاهر شود جان باختند و به آن فائز نشدند

و تو از فضل محيط و رحمت سابقه‌اش به کلمه " يا ورقتی " و " يا امتی " فائز

گشتی .... قدر اين رتبه عليا و مقام اعلی را بدان و به حمد و ثنای مقصود

عالميان مشغول باش . اگر اثر اين عنايت و ثمر آن در ظاهر ، ظاهر شود خلق عالم را

متحيّر بل منصعق مشاهده نمائی .
ص ٣٣٨

هفتم شهرالسّلطان ٢٥ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

يا ايّها الطّائرُ فی هواء محبّة ربّک ، قلم اعلی لازال عباد را نصيحت نموده و

بما يَنفَعُهم امر فرمود . هر کلمه از کلمات نصحيّه را مکرّر اظهار داشته که

شايد عارف شوند و نعمت ابديّه را به اشياء فانيه تبديل ننمايند . طغيان و عصيان

ناس را از صرير قلم اللّه و حفيف سدره مبارکه محروم نموده . آن جناب بايد به

قوّت ذکر و بيان اهل آن ارض را به افق عنايت مقصود عالميان هدايت نمايند . انّه

مَعک و يُؤَيِّدک بجنود البرهان . منع عالم ثمری نداشت و ضغينه و بغضای امم

حجاب نگشت ، کلمه نفوذ نمود ، اراده احاطه فرمود .
ص ٣٣٩

هشتم شهرالسّلطان ٢٦ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

لِلّه الحمد به رشحات بحر عنايت الهی فائز شديد . امروز يد عنايت فرق را از ميان

برداشته ، عباد و اماء در صقع واحد مشهود . طوبی از برای عبدی که بما اَمَرَهُ

اللّه فائز گشت و همچنين از برای ورقه‌ای که به ارياح اراده حرکت نمود . اين

عنايت بزرگ است و اين مقام کبير . فضل و عطايش در هر حين ظاهر و باهر . مَن

يَقدِرُ اَن يَشکُرَه علی عطاياه المتواترة و عناياتِه المتوالية ؟ در هر حال به

ذيل عنايتش متشبّثيم و به حبل فضلش متمسّک .
ص ٣٤٠

نهم شهرالسّلطان ٢٧ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

يا حسين ، عليک بهائی . اين يوم مبارک به حقّ منسوب و در آن ظاهر شد آنچه که چشم

عالم شبه آن را نديده . نعمت بيان ظاهر و مائده عرفان نازل و بحر جود موّاج و

آفتاب علم الهی از افق سماء برهان مشرق و لکن خلق غافل ، چه که حجبات اوهام به

شأنی اخذ نموده که قرب را از بُعد تميز نمی دهند و همچنين علم را از جهل .

طوبی از برای نفسی که از قصص های شبهات و اشارات و ظنون و اوهام گذشت و به افق

ايقان توجّه نمود . اوست از اهل بهاء و اصحاب سفينه حمرا .

ص ٣٤١

دهم شهر السّلطان ٢٨ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

بنام خداوند مهربان

امروز برجميع اطاعت امر الله لازم و واجب است . بايد کلّ به عنايت الهيّه به

طراز احکام مزيّن شوند . آنچه از سماء مشيّت الهی نازل شده سبب و علّت ترقّی اهل

عالم و نجات مَن فيه بوده . طوبی از برای نفوسی که به محبّة اللّه و ما اَنزَلَهُ

فی الکتاب فائز گشتند . جميع عباد و اماء نزد حقّ مذکورند و لحاظ عنايت به نفوس

عاملين متوجّه است . بايد به نار محبّت به شأنی مشتعل باشند که احدی قادر بر

اطفای آن نباشد .
ص ٣٤٢

يازدهم شهرالسّلطان ٢٩ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

بنام محبوب يکتا

ايّامی است که سُکر ، سُکّان سموات و ارض را اخذ نموده و اشراقات شمس افتتان و

امتحان بر کلّ اشياء تجلّی فرموده . ای دوستان الهی ، به ذکر دوست از ذکر عالميان

منقطع باشيد و بيادش از ياد مَن فی الاکوان فارغ شويد . از بلايای وارده محزون

مباشيد . عنقريب از افق نصر ربّانی شمس سرور طالع شود و ارياح عزّ مرور نمايد و

خباء مجد مرتفع گردد و آيه غلبهء الهيّه کلّ بريّه را احاطه فرمايد و نقطهء ظلم

از لوح کون محو شود . هذا وعد غير مکذوب .
ص ٣٤٣

دوازدهم شهرالسّلطان ٣٠ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

بنام خداوند عالم دانا

در ليالی و ايّام قلم مالک انام ساکن نه ، در جميع احوال به ذکر دوستان متحرّک و

به آنچه سبب ارتفاع امر و ارتفاع نفوس و علّت راحت خلق بوده بيان فرموده .

انشاء الله بايد کلّ بما اُمِروا به عامل باشند و از دونش منقطع . طوبی لِاَمَةٍ

فازَت فی ايّام اللّه و عَمِلَت بما اُمِرَت به فی کتابه الکريم . در جميع

احوال به حقّ متشبّث باشيد و به افق رضايش ناظر . هيچ شيئی در کام عشّاق الذّ از

رضايت حقّ نبوده و نخواد بود .
ص ٣٤٤

سيزدهم شهرالسّلطان ٣١ ژانويه

------------------------------------------------------------------------------

بسمه المهيمن علی الاسماء

امروز ندای مطلع قيّوم مرتفع و همچنين ضوضاء اهل ظنون . بايد به کمال همّت در

خدمت امر قيام نمائيد و به استقامت کبری ما بين وری به ذکر مالک اسماء ناطق

باشيد . جهد نمائيد تا اوراق نار شما را از مطلع نور منع ننمايد . شما به حقّ

منسوبيد و به اسمش معروف . قدر اين مقام بلند را بدانيد و به اسم الهی حفظش

نمائيد . شياطين به اسم حقّ در کمين بوده و هستند . اَن استَقِم علی الامر و

تَوَکَّل علی اللّه المهيمن القيّوم ، انّه يَجزی اصفيائَه احسنَ الجزاء مِن عنده .

ص ٣٤٥

چهاردهم شهرالسّلطان ١ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

اين مظلوم در ليالی و ايّام عباد و اماء حقّ جلّ جلاله را بما يُقَرِّبهم الی

اللّه دعوت نموده . بعضی به اصغاء فائز و از عمل محروم و برخی از هر دو ممنوع و

حزبی به اوّل و ثانی متمسّک و متشبّث . طوبی از برای امائی که به تقوی تمسّک

نموده‌اند و به افق اعلی متوجّهند . امروز روز مجازات و مکافات است و حکيم عادل

بر عرش امر مستوی . از حقّ می طلبيم عباد و اماء خود را از اين نبأ اعظم و رحمت

کبری محروم نفرمايد .
ص ٣٤٦

پانزدهم شهرالسّلطان ٢ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

يا افنانی ، عَليکَ بهائی . امروز ، روز توحيد حقيقی است و کلمه مبارکه لا

اِله الّا هو بر عرش کتب مستوی . بگو ای قوم ، اين يوم ،يوم اللّه است ، لا

يُذکَرُ فيه الّا هو . بايد کلّ به افق اعلی ناظر باشند . طوبی از برای نفسی

که ظنون را به يقين تبديل نمود . بگو امروز آفتاب يقين مشرق و صراط مستقيم ظاهر

و رايات آيات منصوب و اعلام هدايت مشهود . بصر را از رَمَد اَعراض مطهّر نمائيد

تا به مشاهده انوار ظهور فائز گرديد و سمع را از کلمات نالايقه مطهّر سازيد تا

ندای الهی را در کلّ حين اصغا نمائيد . بگو ای اهل بيان ، لَعَمر الله اگر در

اين ظهور از نفسی امری فوت شود هرگز قادر بر تدارک آن نبوده و نخواهد بود .

ص ٣٤٧

شانزدهم شهرالسّلطان ٣ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

ای کنيز خدا ، سمع وديعه رحمان است ، او را از کلمات و اشارات مَن علی الارض

پاک و طاهر و مقدّس ساز تا کلمه الهيّه که از مشرق فم احديّه مشرق است اصغاء

نمائی ، يعنی بشنوی و به مقصود عالميان فائز گردی . اليوم کلّ چه از عباد الله و

چه از اماء در تيه هوی سرگردان و متحيّر مانده‌اند مگر نفوسی که به قدرت اسم

اعظم به ذيل سلطان قدم تشبّث نموده‌اند . ايشانند جواهر خلق نزد حقّ و مادون اين

نفوس معدوم و هالک . جهد نما تا به سر منزل بقا که مقام عرفان جمال ابهاست فائز

شوی و به انوار امر مستنير گردی .... از عالميان بگسل و به رحمن وصل کن . از

امورات ظاهره و شئونات دنيای دنيّه محزون مباش ، چه که کلّ را فنا اخذ نمايد و

بقا مخصوص حقّ بوده و خواهد بود . عنقريب کلّ به تراب راجع و سلطنت و قدرت و

عظمت و ملک از برای ربّ الارباب خواهد ماند .
ص ٣٤٨

هفدهم شهرالسّلطان ٤ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

بنام دوست مهربان

ای احمد ، فرد احد می فرمايد به جناحين عرفان در هوای محبّت رحمن طيران نما که

شايد از رحمت سابقه و فضل محيطه‌اش به مطلع اسماء حسنی و مرجع صفات عليا فائز

شوی . قدم ظاهر اين مسافت را طی ننمايد و پرهای ظاهره از طيران در اين هوای

روحانی عاجز ماند . پس به پَر معنوی و قدم حقيقی آهنگ مقصود کن . اين منتهی سفر

قاصدان و منتهی وطن عاشقان بوده و خواهد بود . از حقّ می طلبيم که کلّ را به

اين مقام که اعلی مقام است فائز فرمايد و از رحيق وحی روزی نمايد .

ص ٣٤٩

هجدهم شهرالسّلطان ٥ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

هوالعليم الخبير

ای جوان ، انشاء الله به عنايت رحمن به فيوضات نامتناهيه الهيّه فائز شوی . چون

در اوّل جوانی به عرفان مشرق وحی مزيّن شدی از حقّ بخواه تا موفّق شوی به امری

که در دفتر عالم باقی و پاينده بماند . هر امری را فنا اخذ نمايد مگر امری که

لِلّه گفته شود و عملی که لِلّه ظاهر گردد . او را فنا اخذ ننمايد . جهد کن تا

از رحيق باقی بياشامی و به کوثر استقامت فائز گردی . نَسئَلُ اللّهَ اَن

يُوَفِّقَک علی ذکره و ثنائه و خدمته و يُؤَيِّدَک علی ما يبقی به ذکرک فی

کتابه المُبين . قدر اين ايّام را بدان و اين کلمات عاليات را که از منظر اکبر

ارسال شده چون بصر حفظش نما .
ص ٣٥٠

نوزدهم شهرالسّلطان ٦ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

بگو يا حزب اللّه ، جهد نمائيد و قدر و مقام خود را بدانيد و بشناسيد . چندی به

اتّفاق و اتّحاد و رفع کدورات ما بين مشغول گرديد و به کمال روح و ريحان در تطهير

افئده و قلوب عباد غافل توجّه نمائيد . عنقريب اشراقات انوار آفتاب عدل بر

عالميان ظاهر و هويدا گردد . در صدد تهذيب امم و اصلاح عالم باشيد . همّت را

بزرگ نمائيد و به اسم حقّ بر تربيت نهالهای مغروسه قيام کنيد و در خيرات سبقت

گيريد . عمل کلّ عند الله واضح و مشهود و اجرش در خزائن عصمت محفوظ . از حقّ می

طلبيم کلّ را مؤيّد فرمايد بر آنچه از قلم اعلی در اين حين نازل شده و ظاهر گشته .

ص ٣٥١

اوّل شهرالملک ٧ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

بسم ربّنا الاقدس الاعظم العليّ الابهی

حمد مقدّس از ذکر و بيان مقصود امکان را لايق و سزاست که از برای مقرّبانش در

سيف طعم شير و شکر مقدّر فرموده و در بلايای فی سبيلش لذّت مائده و عسل . هر

نفسی فی الحقيقه از رحيق مختوم آشاميد هجوم اهل ظلوم او را از عرف قميص اسم

قيّومش منع ننمود ، به کمال اشتياق به مقرّ فدا توجّه نمود . و اکليل حيوة را

نثار قدومش کردند ، به اسرار شهادت پی بردند و منقطعاً عن العالم قصد مقصد اقصی

و ذروه عليا فرمودند . ايشانند نفوسی که سطوة عالم و ثروة امم و غرور امرا و

علما ايشان را از مشرق وحی مالک اسماء محروم نساخت .

ص ٣٥٢

دوم شهرالملک ٨ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

بنام مقصود عالميان

انشاء الله لازال به افق ظهور محبوب بی زوال ناظر باشی و به حبّش متمسّک و بر

امرش قائم و مستقيم . ندای رحمن مرتفع و نعيق شيطان بلند . از حقّ جلّ جلاله

سائليم که جميع دوستان را از شرّ او محفوظ دارد . يوم بزرگ است و امر بزرگ .

طوبی از برای کسی که شئونات عالم و بيانات امم او را از بحر علم الهی منع ننمود

. بگوش جان کلمه الهيّه را اصغاء نما ، اوست به منزله درع از برای هيکل عرفان

. تعالی الرّحمن الّذی اَنزَلَها بالحقّ ، انّه لهو المقتدرُ العليمُ الحکيم .

ص ٣٥٣

سوم شهرالملک ٩ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

هو الله تعالی شأنه العظمة و الاقتدار

امروز روزی است که نسمة اللّه در مرور است و روح اللّه در جذب و شور . عَظم

رَميم از ترشّحات بحر قديم به حرکت آمده و گياه پژمرده از کرم سحاب ربّانيّه تازه

گشته . نيکوست حال عبادی که کدورات عالم فانی ايشان را از طراوت منع ننموده ، به

اسم دوست زنده‌اند و به فضلش دل بسته‌اند . اولئک مِن اهل البهاء فی لوح اللّه ربّ

العرش و الثّری و مالک الاخرة و الاولی .
ص ٣٥٤

چهارم شهرالملک ١٠ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

بنام خداوند يکتا

اوّل فجر برخاستيم و به ارضی که به اسم حقّ مذکور است توجّه نموديم و چون داخل

شديم جميع را از کوثر لقا مسرور يافتيم ، از هر يک از اشجار و ازهار و اوراق و

اثمار ندای " المُلک لِلّه " اصغاء نموديم . يا ايّها المقبلُ الی افقی ، سکر بيان

رحمن به شأنی اشيای بستان را اخذ نموده که هر ذرّه از ذرّات ترابش به ترنّمات

بديعه منيعه به ذکر حقّ جلّ جلاله مشغولند . امروز روزی است که جميع مقرّبين و

مخلصين لقای او را از حقّ جلّ جلاله مسئلت می نمودند و کتب الهی بر اين گفتار

شاهد و گواه . طوبی از برای نفوسی که به اصغای ندا فائز شدند و به مشاهده افق

مفتخر گشتند . چشم از برای امروز است و گوش از برای اين ايّام ، چه که ندای

محبوب عالميان مرتفع است و افق جمال به نور وجه منوّر .

ص ٣٥٥

پنجم شهرالملک ١١ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

بنام محبوب يکتا

رجال و اَبطال عالم اليوم از حقّ غافل مشاهده می شوند ، مع آنکه از برای اين يوم

خلق شده‌اند . عالم ، عالم توحيد است و کلّ در صُقع واحد مشاهده می گردند . هر

نفسی به مرقاة بيان به ملکوت معانی فائز شد اوست فارس اين مضمار و اوست بَطَل

اين ميدان . فضل الهی محدود نبوده و نيست . چه بسيار رجال از علما و عرفا فائز

نشدند و چه بسيار از ورقات آواز سدره را شنيدند و به او پيوستند . کَم مِن

عالِمٍ مُنِعَ و کَم مِن اَمَةٍ سَمِعَت و اَجابَت و اَقبَلَت الی مشرقِ ظهور

ربِّها الغفورِ الکريم . حمد کن محبوب عالم را که ترا در سجن اعظم ذکر نموده و

به اثر قلم اعلی فائز فرموده . اوست کريم و اوست رحيم و اوست دانا و اوست توانا

. البهاء عليکِ و علی اِمائی اللّاتی آمَنَّ باللّه الفرد الخبير .

ص ٣٥٦

ششم شهرالملک ١٢ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

حمد و ثنا اولياء حضرت محبوبی را لايق و سزاست که در هر شيئی از اشياء آيتی از

آيات خود وديعه گذاشت و آن آية در مقامی ميزان و در مقامی صراط و همچنين به

اسماء حُسنی ناميده شده . اوست مرشد عباد و هادی مَن فی البلاد . و آن آية به مثل

آفتاب روشن و هويدا است، هر نفسی به او راه يابد به عرفان شمس حقيقت فائز شود . و

اوست سراج و از دُهن عرفان در کلّ آن مدد يابد ، چه اگر اين مدد منقطع شود آن

نور منطفی گردد . طوبی از برای نفوسی که او را به حجبات نفس و هوی محجوب

نساختند و از نورش منع ننمودند . اين است که قلم اعلی روحُ مَن فی ملکوت الامر

و الخلق فداه ، می فرمايد قوله تعالی : " چشم سر را پلک به آن نازکی از ديدن

جهان و آنچه در اوست بی بهره نمايد " .
ص ٣٥٧

هفتم شهرالملک ١٣ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

بنام خداوند دانا

ای حسن ، جميع عالم از حقّ بوده و هست و حقّ جلّ جلاله جميع اهل ارض را تربيت

فرموده و می فرمايد . اين است که خود را ربّ العالمين خوانده ، تعالی فضله و

تعالی کرمه و تعالی جوده و لکن عنايت مخصوصه اليوم متوجّه اين حزب است . آفتاب به

اين اسم اشراق می نمايد و سحاب به اين اسم امطارِ رحمت مبذول می دارد . اگر نفوس

مقبله سبب منع فيوضات الهيّه نمی شدند حال شمس " يومَ يُغنی اللّهُ کلّاً مِن

سِعَتِه " را از افق عالم ظاهر و مشرق مشاهده می نمودند . سمّ قَتّال اختلاف

بوده و خواهد بود . از حقّ بطلبيد تا اين اختلاف را به ائتلاف و اتّحاد مبدّل

فرمايد . انّه هوالمقتدرالقدير . اگر احبّای الهی به اين مقام بلند اعلی فائز

شوند عنايات و برکات و فيوضات ربّانی را در کلّ حين ملاحظه نمايند . اين است

نيّر بيان که از افق سماء قلم رحمن اشراق نموده .
ص ٣٥٨

هشتم شهرالملک ١٤ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

بنام دانای يکتا

يا امتی ، حقّ جلّ جلاله مهربان است ، فضلش کلّ را احاطه نموده و همچنين علمش .

صدائی مرتفع نمی شود مگر آنکه جواب از ملکوت بيان رحمن نازل . اِناث را به کلمه

مبارکه " يا اَمَتی " مزيّن فرموده و رجال را به کلمه بديعهء منيعه " يا عبدی "

مطرّز داشته . چه بسيار از خلق اوّلين و آخرين به سبب اصغاء اين کلمه جان

انفاق نمودند . اين کلمه به مثابه نهالی است که يد قدرت آن را غرس نموده ، بايد

به آب محبّت و استقامت سقايه شود و به اسم حقّ از ارياح سموميّه محفوظ ماند . قدر

اين کلمه را بدان . لَعَمرُ الله اگر جميع عالم ادراک نمايند کلّ مشتعل شوند و به

افق اعلی توجّه نمايند . جميع اماء آن ارض را تکبير می رسانيم و کلّ را به

تقديس و تنزيه و عمل بما اَنزَلناه فی الکتاب وصيّت می نمائيم .

ص ٣٥٩

نهم شهرالملک ١٥ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

بسم اللّه الابدع الاقدس

ای امة اللّه ، هر عُسری را يُسری از عقب و هر اضطرابی را اطمينان از پی و هر

فراق را قرب و لقا مقدّر . و اگر اماء زاکيات و عباد موقنين به هستی و بقای حقّ

موقن شوند از نيستی و فنای خود نترسند و از هيچ حوادثی محزون نشوند ، چه که لَم

يَزَل ظِلّ مَعَ الشّمس بوده و در حول او متحرّک و ثمر مَع شجر ، منتها گاهی ظاهر

و گاهی مستور . و لکن نيستی و فنای ظلّ سبب قرب و لقا و هستی او شده و جز ابرار را

از اين کأس نصيب نبوده و نخواهد بود . و هر نفسی به اين مقام فائز شد و اراده

خود را در اراده حقّ فانی نمود لازال در قرب حضرت لايزال بوده ، لذا هر جا باشی

نزد ما حاضری و بين يدی اللّه قائمی .
ص ٣٦٠

دهم شهرالملک ١٦ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

چون نغمات لطيف حجازی را از طلعت عراقی شنيدی حال نواهای شهناز معنوی را از

شاهباز الهی بشنو تا از چنگ و بربط بقا آوازهای بديع وفا ادراک نمائی و از مضراب

احديّه آهنگ مزمار هويّه بشنوی و به کوی جانان به تمام دل و روان قدم گذاری تا

همه روح شوی و بی پَر برَپری و بی خمر مخمور شوی و بی لسان نکته سرائی و بر

مراتب جذب و شوق و وجد و ذوق اطّلاع يابی تا حزن فراموش کنی و از بحر سرور

بياشامی .

" گفت موسی را به حکم دل خدا ای گزيده دوست می دارم تو را "

لکن جهدی بايد تا از کوی نفس و هوی هجرت نمائی و به حريم عزّ قدس پرواز کنی

و محرم حرم جانان شوی و در دل دوست راه يابی . چه مليح است اين گفتار و چه نيکو

بايد کردار اگر پند دوست بشنوی و در سُبُل رضای او سفر نمائی .... از بادهء حبّ

بنوش و چشم از عالم در پوش ، زيرا
ص ٣٦١

------------------------------------------------------------------------------

که آنچه بينی ، شود فانی و بگذرد در آنی ، و ما عند الله لَباقی لا يَفنی و

دائم لايَبلی . قدر اين ايّام را دانسته که هميشه وصال ميسّر نشود . بلبل جز در

بهار تغنّی ننمايد و تا گل نبيند به خروش نيايد . آيد وقتی که عندليب ربّانی از

ذکر معانی باز ماند و به شاخسار معنوی پرواز نمايد و به گلزارهای غيب الهی مقرّ

گيرد . به گوش جان بشنو و به تمام قلب اخذ نما . اگر چه به لحن پارسی القا شد و لکن

نوای حجازی در او مکنون گشته و اسرار الهی در او مخزون شده .

ص ٣٦٢

يازدهم شهرالملک ١٧ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

بنام گوينده پاينده

يا بائی ، عليک بهائی . نصح اللّه را بشنو و اوامرش را اصغاء نما و برسان . بگو

يا اولياء الله ، عَلَم تقوی لازال مظفّر و منصور بوده ، به آن تمسّک نمائيد .

انّه يأمُرُکم بالبِرّ و التّقوی و يَنهيکم عَن البغی و الفحشاء . امروز بايد

اولياء تشبّث نمايند به اسبابی که سبب نصرت و انجذاب و اقبال است تا عباد ارض

نزديک شوند و فائز گردند به اصغاء آنچه سمع از برای آن از عدم به وجود آمده .

اگر نصايح مشفق حقيقی را بشنوند و به آن عمل نمايند البتّه به نعمت کبری و عزّت

و رفعت فائز گردند . لحاظ عنايت لازال به آن جناب بوده و هست ، محزون مباش .

انّه مَع العاملين مِن عباده ، يَسمَعُ و يَری و هوالسّميع البصير .

ص ٣٦٣

دوازدهم شهرالملک ١٨ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

بنام محبوب يکتا

ای امة اللّه ، انشاء اللّه از نار محبّت الهی در اين يوم روحانی بر افروزی و به

ذکر و ثنايش مشغول باشی . دست طلب از دامن مطلوب بر مدار . به چشم جان به محبوب

عالميان ناظر باش که شايد از بحر فضلش محروم نمانی و از سماء فيضش ممنوع نگردی .

رحمتش جميع آفرينش را احاطه نموده و عنايتش همه امکان را فراگرفته . بی نصيب

قلبی که به حبّش فائز نشد و محروم گوشی که ندايش را نشنيد . ای قاصدان ، کوثر باقی

جاری و مَعين آن قلم رحمانی ، به حبّش بنوشيد و از عالميان چشم بپوشيد .

ص ٣٦٤

سيزدهم شهرالملک ١٩ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

بنام خداوند يکتا

قلم اعلی امروز جميع اصفيای حقّ را بمايَنبَغی لهم فی هذااليوم امر می فرمايد

.نيکوست حال نفسی که از ما سوی اللّه فارغ و آزاد شد و به بحر اعظم توجّه نمود

. امروز روز عمل است و روز ظهور مقامات انسان . انشاء الله بايد کلّ به استقامت

کبری بر امر مالک اسماء ثابت و راسخ مشاهده شوند و بما نُزِّلَ فی الکتاب عمل

نمايند . يک عمل خالص اليوم بهتر است از اعمال سنين معدوده . اتّقوا اللّه يا قوم و

لا تکونوا مِن الّذين نَبَذوا الاعمال عَن ورائِهم و تَمَسَّکوا بالظّنون و

الاقوال . با کمال محبّت و وداد و الفت و اتّحاد با عباد رفتار کنيد که شايد

نائمين بيدار شوند و به شطر دوست توجّه نمايند .
ص ٣٦٥

چهاردهم شهرالملک ٢٠ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

هوالاقدس العليّ الابهی

ای دوستان ، ندای الهی را به لسان پارسی بشنويد که شايد بما اَرادَهُ اللّه آگاه

شويد و از دريای آگاهی و بينائی بياشاميد . عارف بصير از يک کلمه محکمه مبارکه

که از مشرق فم اراده الهيّه ظاهر می شود ادراک می نمايد آنچه را که اليوم

سزاوار است . به بصر حديد توجّه نمائيد و به اُذُن واعيه بشنويد . انّه لايُری

ببصر غيره و لا يُعرَفُ بدونه . قسم به آفتاب بحر توحيد که هر نفسی مؤيّد شود

به اصغاء اين کلمه او از اهل فردوس اعلی در صحيفه حمرا مذکور و مسطور است .

ص ٣٦٦

پانزدهم شهرالملک ٢١ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

بنام محبوب عالميان

ای کنيز حقّ ، کليم در طور عرفان به اصغای ندای الهی فائز شد و اين همان ندائی

است که حال مقصود عالم به آن تکلّم می فرمايد . جهد نما تا اين فيض اعظم باقی و

دائم ماند . شياطين در کمين اوليای حقّ بوده و هستند و به قصص اولی عباد را از

افق اعلی منع می نمايند . از حقّ بطلبيد تا به مقامی فائز شويد که جز حقّ را

معدوم دانيد و مفقود شمريد . انّه يُنادی بالحقّ و يُظهِرُ لِمَن اَرادَ سبيلَه المستقيم .

ص ٣٦٧

شانزدهم شهر الملک ٢٢ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

هو العزيز الحکيم

مقصود اصلی از خلق عالم عرفان جمال قدم بوده . هر نفسی به اين مقام فائز شد به

کلّ خير فائز است و لکن اليوم دوستان حقّ بايد به خدمت امر الله مشغول شوند و به

صفات حسنهء ممدوحه ما بين خلق ظاهر باشند . ثمر وجود اليوم آن که به امری متمسّک

شود که سبب هدايت خلق باشد .
ص ٣٦٨

هفدهم شهرالملک ٢٣ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

بنام يکتا خداوند گوينده

ای سليمان ، جهد نما تا در ايّام دوست يکتا به مقامی فائز شوی که ذکرش در کتاب

اسماء از قلم اعلی ثبت شده . امروز را مانندی نه . انشاء الله بايد به فيروزی

اسم الهی از کوثر معانی که اليوم از چشمه مشيّت رحمانی جاری است بياشامی . لَم

يَزَل و لايَزال مفتاح کنزِ مخزون و سرّ مکنون در کتب و صحف الهی مسطور و مستور

بود و لکن اليوم به عنايت ربّانی آن مفتاح اعظم ظاهر و مشهود است و آن اسم اعظم

الهی بوده که به مبارکی آن ابواب علم و دانش بر قلوب باز شده و می شود . به اسمش

بگو و به اسمش ببين و به اسمش مسرور باش . اکثری از ناس به معدوم و مفقود مست و

مسرورند و به موهوم متشبّث و مشغول . انشاء الله به عنايت محبوب امکان از غِمد

ظنون بيرون آئی تا جوهر انسانی ما بين عباد ظاهر و هويدا گردد .

ص ٣٦٩

هجدهم شهرالملک ٢٤ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

بنام دوست يکتا

امروز بايد دوستان الهی به افق اعلی ناظر باشند و از شئونات مختلفه دنيا

محزون نباشند . امروز آفتاب بهجت از افق عالم مشرق و بحر سرور اَمام وجوه ناس

موجود و مشهود . اَن افرَحوا يا احبّاءَ الرّحمن بذکری ثمَّ اشرَبوا رحيقَ السّرور

باسمی البديع . اگر عُسری وارد شود البتّه به يُسر تبديل گردد . هذا ما اَنزَلَهُ

اللّهُ فی کتب القبل و فی هذاالکتاب المبين .
ص ٣٧٠

نوزدهم شهرالملک ٢٥ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

بنام خداوند يکتا

جنّت لسان ذکر رحمن است و جنّت قلب حبّ او . انشاء الله بايد دوستان الهی که به

افق اعلی ناظرند به کمال روح و ريحان به ذکر محبوب امکان مشغول باشند . حقّ

تعالی شأنه آنچه فرموده و می فرمايد مقصود علوّ نفوس بوده و خواهد بود . هر

صاحب بصری از آنچه نازل شده ادراک می نمايد که اوامر الهی سبب ظهور اتّحاد و

اتّفاق است ما بين اهل آفاق و علّت راحت و آسايش است . نيکوست حال نفسی که آنچه

شنيد در آن تفکّر نمود و به حقيقت آن آگاه گشت . بايد اليوم جميع اولياء و

اصفياء بما يَرتَفِعُ به امرُ الله عامل و ناظر باشند و ارتفاع امر در ظهور

اخلاق روحانيّه و اعمال حسنه بوده و خواهد بود .
ص ٣٧١

ايّام هاء ٢٦ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

بگو ايّام رفته و می رود . جهد نمائيد شايد فائز شويد به آنچه که سبب رستگاری

است در دنيا و آخرت . اهل عالم به ذکر حقّ مشغول و لکن از عرفانش محروم . سدره

روئيد و صبح اميد دميد و نار مشتعل و نور مشرق . طوبی از برای نفسی که منوّر شد و

به نار محبّت الهی مشتعل گشت . اين نار حقيقت نور بوده و هست . اين نار ابن عمران

را به افق اعلی هدايت نمود و به اصغاء ندا فائز فرمود . از حقّ می طلبيم حزبش

را مؤيّد فرمايد و به بحر اعظم راه نمايد تا کلّ بياشامند آنچه را که حيات بخشد

و زندگی دائمی عطا نمايد .
ص ٣٧٢

ايّام هاء ٢٧ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

بسم ربّنا الاقدس الاعظم العليّ الابهی

حمد و ثنا اولياء حقّ جلّ جلاله را لايق و سزاست که منقطعاً عن العالم بر خدمت

امر قيام نمودند ، قيامی که قعود او را نديد بلکه در حين قعود قائمند . تعالت

مقاماتهم و جلّت مراتبهم عند الله .... ايشانند رجالی که لازال در مضمار بيان

حقّ را نصرت نمودند . اَبطال عالم نزدشان به مثل عُصفوری و ضوضاء امم در ساحت

عزّشان مانند نَعيبی . ايشانند فوارس ميدان و مُعين مقصود عالميان . به اصبع يقين

حجبات اوهام را شقّ نمودند و اصنام را درهم شکستند . سلاسلِ ظنونِ احزابِ عالم

ايشان را منع ننمود از صرير قلم اعلی، به هوش حقيقی فائز گشتند و به شعور

معنوی مزيّن شدند . ايشانند عبادی که می فرمايد کنائز ارضند و خزائن آن ، چه که

ايشانند لئالی حکمت و بيان و وديعه های حضرت رحمن . طوبی لِمَن عَرَفَهم و فازَ بلقائهم .

ص ٣٧٣

ايّام هاء ٢٨ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

هوالمشرق من افق البقاء

جنود عشق و محبّت الهی بر وجود توجّه نمود ، هر قلب را مقبل يافت مسخّر نمود ،

اخذش فرمود . قلب عرش است از برای استوای حبّ الهی . سبحان اللّه اين حبّ گاهی

به شکل نور ظاهر و هنگامی به هيئت نار باهر و ناطق . از کره خاک الی افلاک ملک

اوست . نفحاتش سبب ترقّی عالم و وصل امم . طوبی از برای نفسی که عرفش را يافت و

به کوی دوست شتافت .
ص ٣٧٤

ايّام هاء ٢٩ فوريه

------------------------------------------------------------------------------

در جميع احيان قلم رحمن من فی الامکان را به بحر اتّفاق که سبب حيوة عالم است و

همچنين به شجره اتّحاد که علّت ارتفاع احزاب است امر فرموده . از مشرق قلم

سبحانی در سنين معدودات شموس اوامر و احکام در اين مقام اشراق و تجلّی فرموده

و لکن محلّی که قابل قبول اين تجلّی واقع شود کمياب . امروز بايد دوستان حقّ

ما بين خلق به مثابه لؤلؤ باشند بين حَصاة و در ليالی و ايّام در صدد ظهور اين

مقام امنع اعلی که فی الحقيقه سبب اطمينان و راحت عالم است برآيند و به کمال

سعی و جهد در ما اَرادَهُ اللّه قيام نمايند .
ص ٣٧٥

ايّام هاء ١ مارس

------------------------------------------------------------------------------

هوالعليّ العالی الاعلی

شاربان سلسبيل محبّت و سالکان باديهء مودّت را متذکّريم به کلماتی که قلوب

صافيه را به بحر احديّه رساند و نفوس مطمئنّه را به جنّت باقيه کشاند و فقيران

مجازی را به غنای حقيقی فائز گرداند و ذليلان معنوی را تاج عزّت جاودانی کرم

فرمايد و علم لدنّی و حکمت قدسی بر جميع ممکنات مبذول دارد ، لوکانَ النّاسُ الی

بدايع انوارِ الجمال يُقبِلون .
ص ٣٧٦

اوّل شهرالعلاء ٢ مارس

------------------------------------------------------------------------------

ای محمّد ، بشنو نغمة اللّه را که از سماء عزّ امر نازل است و حجبات اوهام را

به قوّت رحمن خرق کن و در بيشه دنيا و زُخرُف آن مسکن منما . قلب را فارغ کن و به

مدينه بلوغ وارد شو . تا کی چون اطفال و صبيان به تراب وهميّه و طين ظنّيّه

مشغولی ؟ خرق کن حجبات غفلت را تا بر طلعت احديّت که از مشرق عزّت و عظمت طالع

است آگاه شوی . ای محمّد ، کلمه حقّ مثل وجود حقّ ظاهر و باهر و لامع و لائح و

هويداست . پس سمع را از استماعش محروم مکن و قلب را از عرفانش ممنوع منما . در

بين يدی اللّه وارد شو و آن مقامی است که چشم انصاف بگشائی نه يمين بينی نه شمال

و به نظره انصاف و قلب طاهر حقّ را به حقّ شناسی . در هر مقام که به اين فوز

فائز شدی مثل آن است که بين يدی اللّه قائمی .
ص ٣٧٧

دوم شهرالعلاء ٣ مارس

------------------------------------------------------------------------------

يا اَمَتی ، چه مقدار از عباد و اماء که منتظر اين يوم مبارک بودند و به ذکرش

اقداح سرور و بهجت می آشاميدند . چون از افق عالم صبح يوم موعود طلوع نمود جميع

غافل مشاهده شدند مگر نفوسی که به اسم دوست خود را از کدورات عالم و شئونات آن

مطهّر نموده و به مقام مکاشفه و مشاهده و لقا فائز گشتند . تَمَسَّکی بحبل حبّی

ثمَّ انقَطِعی عَن العالمين . به او ناظر باش و برحبّش مستقيم و به ذکرش ذاکر و

مشغول . اوست مونس قلوب مطهّره . کلّ بايد مقرّ و منزل او را به اسم او از

سارقين و خائنين و ظنون و اوهام محفوظ دارند . کذلک يُذَکِّرُکِ مَن عنده کتاب مُبين .

ص ٣٧٨
سوم شهرالعلاء ٤ مارس

------------------------------------------------------------------------------

ای ذبيح ، قلب مخصوص ادراک عرفان ربّ الارباب خلق شده ، او را به آلايش حبّ غير

ميالای و در کلّ حين در حفظ اين لطيفه منيعه تمام جهد و سعی را مبذول دار که

مبادا به حجباتی محتجب شود و يا به سبحاتی از سلطان صفات ممنوع گردد .

ص ٣٧٩

چهارم شهرالعلاء ٥ مارس

------------------------------------------------------------------------------

بايد قلوبی که به محبّت اللّه فائز و به افق عنايت محبوب ناظرند به کمال روح و

ريحان در ارتفاع کلمه مالک اديان سعی بليغ و جهد منيع نمايند ، به اخلاق و

اعمال و رفق و مدارا اهل امکان را به مدينه رحمن کشانند . بايد مدّعی محبّت

الهی اليوم به جميع شئون از دونش ممتاز باشد . قبول امر و اعتراف به حقّ محض

ادّعا نبوده و نيست ، چنانچه جميع ناس اليوم مدّعی اين مقامند و لکن لسانُ

العظمةِ يَشهَدُ بکذبِهم و افترائِهم و غرورِهم و غفلتِهم و خيانتِهم . ای

دوستان ، خالصانه حرکت نمائيد و لِوجه اللّه تکلّم کنيد کلمه‌ای که للّه از سماء

قلب حرکت نمايد و از افق لسان اشراق کند ، البتّه مؤثّر خواهد بود . از تأثيرات

اعمال غافل نباشيد . لَعَمرُ الله اگر نفسی به تأثيرات اعمال و اقوال طيّبه و خبيثه مطّلع

شود ابداً به هيچ مکروهی التفات ننمايد و جز خير محض و معروف صرف از او ظاهر نشود .

ص ٣٨٠

پنجم شهرالعلاء ٦ مارس

------------------------------------------------------------------------------

حکمت جوهری است جذّاب ، هر بعيدی را به مقرّ قرب جذب نمايد و هر غريبی را به وطن

کشاند . نفوسی که به زخارف دنيا دل بسته‌اند و به مناصب فانيه مغرور گشته‌اند

متنبّه نشوند و از خواب غفلت بيدار نگردند مگر به اسبابی که حقّ به آن عالم است

و حکمت مذکوره در کتب و الواح اسّ اين اساس بوده و هست . انَّ ربَّک لهو العليم

الخبير . اگر دست قدرت حجاب اين مقام را بردارد و ما عند الله مشهود شود کلّ

شهادت دهند که آنچه از قلم اعلی جاری شد همان محبوب و موصل به مطلوب است .

ص ٣٨١

ششم شهرالعلاء ٧ مارس

------------------------------------------------------------------------------

بسيار عجب است که بعضی از نفوس مع نصايح الهيّه و مواعظ ربّانيّه و شفقت و عنايت

مشرقه لائحه قسمی رفتار نمايند که سبب حزن قلوب مقبله گردد و يا علّت اخماد

نفوس مشتعله شود و لکن بايد احبّای الهی ناظر به افق امر و ما يَظهَرُ مِن عنده

باشند لا بما يَظهَرُ مِن غيره ، چه که عصمت طرازی است مخصوص حقّ و از برای سايرين

سهو و خطا و نسيان بوده . بايد دوستان از يکديگر اغماض نمايند و ناظر به عفو حقّ

باشند و در باره يکديگر دعا کنند . انّه لهو الغفورُ الکريم .

ص ٣٨٢

هفتم شهرالعلاء ٨ مارس

------------------------------------------------------------------------------

بنام آفتاب معانی

ای دوستان الهی ، به ذکرش مشغول و بيادش مسرور باشيد ، چه که بهجت و سرور در

حقيقت اوّليّه از برای احبّای حقّ خلق شده و دون ايشان در حزن بوده و خواهند بود

، اگر چه به تمام نعمتهای ارض متنعّم باشند ،و فقيرند اگر چه مالک کنوز گردند .

عند اللّه غنی آن است که لؤلؤ حبّ الهی در خزانه قلبش مکنون شود و مسرور آن است

که به يادش از جميع عالميان منقطع گردد . و فی الحقيقه احزان دوستان را نفس رحمن خود

تحمّل نموده ، چنانچه در اين سجن بعيد مسجون و در دست اعداء مبتلاست . شما به کمال

فرح و اطمينان از کوثر سبحان بنوشيد و به وصفش واصف گرديد .

ص ٣٨٣

هشتم شهرالعلاء ٩ مارس

------------------------------------------------------------------------------

هوالسّامع البصير

يا يوسف ، درايّامی که اسمی يوسف در حبس بود تفکّر نما و همچنين هنگامی که در

بئر بود و قبل او در حضرت خليل ملاحظه کن و همچنين توجّه ذبيح را الی مقرّ

الفدا. آنچه بر حضرت روح وارد شد به نظر آر و تفرّس کن و همچنين در خاتم انبياء ،

روح ماسواه فداه . حضرت مبشّر نقطه بيان ، روح من فی الملکوت فداه و ماوَرَدَ

عليه ليس ببعيد ، اکثری شنيده‌اند و برخی ديده اند . آنچه بر نقطه ومعشر انبياء و

مرسلين وارد شد سبب اعلاء کلمة اللّه و ارتفاع امر و انتشار آن بوده . هر صاحب

بصری شهادت ميدهد که خسران با نفوس ظالمه بوده و ربح با آن نفوس مقدّسه مطهّره .

در نورين يعنی شهيدين و کاظم تفکّر کن . لَعَمرُ الله احدی قادر بر احصای ربح

تجارت ايشان فی سبيل اللّه نبوده و نيست .
ص ٣٨٤

نهم شهرالعلاء ١٠ مارس

------------------------------------------------------------------------------

بنام مهربان خدای بخشنده

ای مادر ، نوشته ترا به زبان پارسی می نويسم تا شيرين زبانی طير الهی را از

لسان عراقی بشنوی و آوازهای خوش حجازی را فراموش کنی و اقرار کنی که بلبل معنوی

به جميع لسان در باغ های روحانی بر شاخسارهای قدسی در ذکر و بيان است تا از اين

آوازهای ظاهر آوازهای باطن بشنوی . ای مادر ، از دل بگذر و به دلدار رو آر و از

جان بگذر و به جانان فائز شو . نهر قلب را به بحر مقلّب متّصل کن و رشتهء حبّ را

به ريشه قرب محبوب محکم دار . جان بی جانان به درهمی نيرزد و دل بی دلدار به

فلسی مقابل نه . سَر بی سرور در خاک به و دل بی درد سوخته به و گردن بی رشته به

شمشير بريده به . بگو ای دوستان ، رو به دوست بخوابيد و در فراش به خيال معشوق

راحت گيريد و از گلها بوی محبوب بشنويد و از نارهای روشن ، نور رخ يار در نظر

آريد . قسم به جان دوست که اگر پيراهن يوسفی ببوئی و

ص ٣٨٥

------------------------------------------------------------------------------

به مصر دوستی خدائی در آئی مادر همه مقرّبين شوی . پس به جان در حبّ بکوش و به

دل در منزل يار درآ ، غم روزگار را به اهلش واگذار ، هيچ اعتنا به ايّام دو روز

دنيا مکن تا اين پيراهن کهنه دنيا از بدن فرو افتد و بر سرير باقی جاويد مسکن

گيری و استبرق الهی در پوشی و از جام محبوب باده حبّ بنوشی و به شمع حبّ بر

افروزی و جامه حبّ بردوزی . اين است آن امری که هرگز تغيير نمی کند . پس بدان

که همه احکام الهی در عهد و عصر به اقتضای وقت تغيير می کند و تبديل می شود مگر

شريعه حبّ که هميشه در جريان است و هرگز تغيير به او راه نيابد و تبديل او را

نجويد . اين است اسرار الهی که ذکر نموده برای عباد خود و اوست بر همه بخشنده و مهربان .

ص ٣٨٦

دهم شهرالعلاء ١١ مارس

------------------------------------------------------------------------------

بسمی السّميع البصير

ای عبّاس ، آنچه بر تو وارد شده اعظم دليل و اعظم برهان است بر عرفان و ايمان و

ايقان تو . در کليم و اصحابش تفکّر نما که از چه وارد شد و از که وارد و از بعد

در حضرت روح و احبّايش ملاحظه کن . لَعَمرُ الله ديدند آنچه را که احدی از قبل

نديده و در سبيل الهی شنيدند آنچه را که نفسی نشنيده . در سيّد بطحا ، روح ما

سواه فداه ، و اصحابش مشاهده کن . قد وَرَدَ عليهم ما ناحَ به اهلُ سرادقِ

الملکوت و بعد در حضرت مبشّر تفکّر نما . مصادر جميع اين بلايا در قرون اولی

جهلای آن عصر که به اسم علما معروف بوده‌اند ، بوده . قدر اين بلايا را بدان و به

اسم حقّ حفظش نما . کنوز عالم به او معادله ننموده و نخواهد نمود . اگر در غفلت

ارباب عمائم فی الجمله تفکّر کنی به فرح اکبر فائز شوی . در ليالی و ايّام وضو

گرفته ، تطهير نموده ، به مساجد توجّه نمايند لاجل ذکر و ثنا و تمجيد و

ص ٣٨٧

------------------------------------------------------------------------------

صلوة ، و از نفسی که جميع اين امور از کلمه او ظاهر شده غافل و محجوب ، حقّ می

گويند و نمی شناسند و به کمال اعتساف بر او حمله می نمايند . بگو :

ای اله من ، جوهر حمد و ساذج ثنا مخصوص ذات بی مثالت بوده و هست . ای سيّد من

و مقصود من ، به چه لسان عنايات لانهايه‌ات را ذکر نمايم ؟ امری که اليوم علما و

عرفا و حکما از آن محرومند مرا به آن فائز فرمودی . از دريای کرمت سائلم که آنچه

عطا فرمودی حفظش نمائی . الامرُ بيدک و انت الغفورُ الکريم . الحمد لک يا مقصود

العارفين .
ص ٣٨٨

يازدهم شهرالعلاء ١٢ مارس

------------------------------------------------------------------------------

از حقّ جلّ جلاله سائل و آمل که به اسباب غيب و شهود عباد خود را آگاه فرمايد ،

بينائی بخشد ، بيداری دهد ، عدل عنايت فرمايد ، انصاف روزی کند ، يعنی می توان

تصوّر نمود از برای اين نبأ عظيم حجباتی يا سبحاتی؟ به شأنی ظاهر و مهيمن و

محيط که هر منصفی به اللّه اظهر و اللّه اکبر و اللّه ابهی ناطق . امروز است آن

روزی که می فرمايد : " ولهم اَعين لا يَبصُرون بها " الی آخر قوله تعالی .

الامرُ بيده يَفعَلُ مايَشاء و يَحکُمُ مايُريد و هو الفضّال الکريم

ص ٣٨٩

دوازدهم شهرالعلاء ١٣ مارس

------------------------------------------------------------------------------

در صلوة و صوم اهمال نکنيد . انسان بی عمل مقبول نبوده و نيست . در جميع احوال

به حکمت ناظر باشيد . انّه اَمَرَ الکلَّ بما نَفَعَهم و يَنفَعُهم انّه هو الغنيّ المتعال .

ص ٣٩٠

سيزدهم شهرالعلاء ١٤ مارس

------------------------------------------------------------------------------

بسمی النّاطق فی کلّ الاحيان

امروز عَلَم ظهور بر اعلی المقام مرتفع و راية " انّنی اَنَا اللّه " اَمام وجوه

عالم منصوب . سبيل اللّه واضح و حجّت نازل و بيّنات ظاهر ، مع ذلک اکثر اهل عالم

غافل و محجوب . لَعَمرُ الله از قلم اعلی جاری شده آنچه که قطره‌ای از آن سبب

حيات ملأ اعلی است تا چه رسد به اهل ارض . اوست کوثر حَيَوان که بين اصبعی

رحمن جاری و ساری است . فی الحقيقه اين خلق موجود قابل اصغاء اين کلمه که از مشرق

وحی اشراق نموده نبوده و نيستند و لايق عرفان آن نه الّا من شاء الله . يا ايّها

النّاظرُ الی الوجه ، از حقّ جلّ جلاله مسئلت نما خلقی را به قدرت کامله خود بر

انگيزاند و مبعوث فرمايد که شايد حامل امانت شوند و حافظ لئالی حکمت . بگو يا

حزب اللّه ، شمائيد فوارس مضمار معانی و بيان . همّت نمائيد و بر خدمت امر قيام

کنيد که شايد عباد بيچاره به اوهامات قبل مبتلا نشوند .

ص ٣٩١

------------------------------------------------------------------------------

عَبَده اوهام بودند و خود را اعلم اهل عالم می شمردند . ساجد اصنام بودند و خود

را موحّد می دانستند . الی حين معنی توحيد حقيقی ظاهر نشد . اگر قلم اعلی فی

الجمله کشف نمايد کلّ بر شرک خود شهادت دهند و لکن اسم ستّار ذيل فضل را رها

ننموده و اسم کريم عدل را به اين مقام راه نداده . طوبی از برای نفوسی که تفکّر

نمايند و در آنچه از قبل واقع شده نظر کنند ، چه هر نفسی آگاه شود به رحيق مختوم

به مبارکی اسم قيّوم فائز گردد و به طراز استقامت کبری مزيّن شود .

ص ٣٩٢

چهاردهم شهرالعلاء ١٥ مارس

------------------------------------------------------------------------------

حصن محکم متين از برای حفظ نفس امّاره خشية اللّه بوده و هست . اوست سبب تهذيب

و تقديس وجود هم در ظاهر و هم در باطن . مکرّر گفتيم ، نصرتی که در کتب و صحف و

الواح مسطور به حکمت و بيان بوده و همچنين به اعمال و اخلاق . لَعَمرُ الله

اقوی جنود عالم اخلاق مرضيّه و اعمال طيّبه بوده و هست . سيف تقوی احدّ از سيف

حديد است لو انتم تعلمون . من غير ستر و حجاب اَمام وجوه احزاب امر الله را ذکر

نموديم و کلّ را بما يُقَرِّبهم و يَحفَظُهم و يَرفَعُهم امر کرديم و از اوّل ايّام الی حين

آنچه در سبيل دوست يکتا وارد شده حمل نموده‌ايم و صبر کرده‌ايم .... امروز امری که

لايق ذکر است امری است که سبب اتّفاق و اتّحاد و ارتفاع و ارتقاء کلّ است . عمل

نيک به مثابه سدره مشاهده می شود و فوراً اثمار جنيّه لطيفه از آن ظاهر ميگردد

و امروز روز اعمال طيّبه و اخلاق مرضيّه است .
ص ٣٩٣

پانزدهم شهرالعلاء ١٦ مارس

------------------------------------------------------------------------------

جميع عالم از برای يوم اللّه خلق شده‌اند تا کلّ از فيوضات فيّاض حقيقی قسمت برند

و نصيب بردارند ، و لکن محروم مشاهده می شوند ، چه که نافرمانيهای قبل ايشان را

از فيض اکبر و منظر انور محروم ساخته ....علمای ارض که لَدَی اللّه از جهلا

محسوبند حجاب اکبرند از برای بشر . مبارک نفسی که اين حجاب او را منع ننمود و به

قوّت و غلبه اسم اعظم آن را خرق نمود و به افق امر الهی متوجّه شد . ای دوستان

، مقام خود را بدانيد و قدر خود را بشناسيد . قسم به آفتاب برهان که از افق سماء

بيان اشراق فرموده جميع اشيا به شما متوجّهند و به ذکر شما مشغول .... از آنچه بر

شما در سبيل مقصود عالم وارد شده محزون مباشيد . موت کلّ را اخذ نمايد و سکرات آن

جميع را احاطه کند . نيکوست حال نفسی که ضرّش به احدی نرسد و در سبيل الهی ضرّ

اين هَمَج رَعاع را تحمّل نمايد و به حبل صبر و اصطبار متمسّک شود .

ص ٣٩٤

شانزدهم شهرالعلاء ١٧ مارس

------------------------------------------------------------------------------

بنام دانای يکتا

يا ابراهيم ، آفتاب ظهور از افق سماء علم الهی ظاهر و مشهود و قلم اعلی به ذکر

اوليای حقّ در مقام محمود مشغول . امروز روز محبّت و اتّحاد است و روز ائتلاف و

وفاق . بايد جميع به يک کلمه ناطق باشيد و در يک هوا طاير و در ظلّ يک سدره ساکن

. جهد نمائيد تا به اين فضل اعظم فائز شويد تا در حين صعود به وجه منير طلعة

مقصود را ملاقات نمائيد . اين است وصيّت قلم اعلی دوستان خود را .

ص ٣٩٥

هفدهم شهر العلاء ١٨ مارس

------------------------------------------------------------------------------

امروز روزيست که ذرّات ممکنات از جميع جهات به " لَکَ الحمدُ يا الهَ العالمين "

ناطق و لکن هَمَج رَعاع ارض غافل و محجوب . يا ايّها الطّائرُ فی هوائی و النّاظرُ

الی وجهی ، از برای تبليغ امر الهی خلق شده ای ، به قلب فارغ و نور ساطع و توکّل

خالص و استقامت کبری به مدن و قری توجّه نما و به حکمت و بيان امراض نفوس

غافله را شفا عطا کن . بگو ای عباد ، وقت را از دست مدهيد ، چه که بسيار عزيز

است . قسم به لئالی بحر علم الهی که شبه و نظير از برايش ديده نمی شود به وجوه

منيره و قلوب پاکيزه بر خدمت امر قيام نمائيد که شايد مردگان وادی حيرت و ضلالت

از رحيق هدايت زنده شوند و به ما يَنبَغی لايّام اللّه قيام نمايند .

ص ٣٩٦

هجدهم شهرالعلاء ١٩ مارس

------------------------------------------------------------------------------

لَعَمری گاهی ملاحظه شده که قابل حمل بلايا در سبيل مالک اسما اوليای او بوده و

هستند . اعناق متطاوله خنزيريّه قابل سلاسل در محبّت محبوب عالميان نبوده و

نيست . اهل وَلا کأس بلا را در سبيل حقّ جلّ جلاله از جميع اشيا مقدّم دارند .

قسم به انوار وجه جميع بلايا که وارد شده عنقريب کلّ به عطيّه کبری و نعمت عظمی

و مائده لا شِبهَ لَها مبدّل شود . طوبی از برای نفوسی که به ذکر کلمه مبارکه

" انتم مِنّا " فائز گشتند . آذان احبّا فائز شده به آنچه آذان عالم از قبل و

قبلِ قبل از آن محروم و همچنين ابصار .... شوکت معتدين و طغيان ظالمين و نار

مفسدين عنقريب افسرده و فانی و مخمود مشاهده شود . ايّام قليله فانيه اقلّ از

ساعت مشاهده می شود و اسرع از برق می گذرد .... در هر حال ربح با حقّ و اوليای او

بوده و هست رَغماً لِلّذين کَفَروا باللّه .
ص ٣٩٧

نوزدهم شهرالعلاء ٢٠ مارس

------------------------------------------------------------------------------

اين ايّام را مثل و شبه نبوده و نيست . هر نفسی که موقن باللّه شد بايد به نفحه

رحمانيّه که فی الحقيقه صور اعظم و علّت حيوة عالم است قلوب مرده را احيا نمايد

و به شاطی بحر عرفان کشاند . ناظر به دنيا و آنچه در اوست نباشيد ، چه که کلّ

فانی خواهد شد . جهد نمائيد در اعمال و افعال و اموری که اثر آن دائم و باقی است

از شما به عرصه ظهور جلوه نمايد . کتاب اقدس از ملکوت مقدّس الهی نازل . بايد

کلّ به آن عمل نمايند . قسم به مربّی امکان که بحر حَيَوان در او مستور است و

نفحه رحمان از او در هبوب ، نيکوست حال نفوسی که به آن تشبّث نمودند و تمسّک

جستند . به کمال فرح و ابتهاج بر کلمه الهيّه جمع شوند و به ذکر و ثنايش که

مفرّح قلوب و محيی ابدان است ناطق گردند و به کمال حکمت مشی کنند ، چه که فساد و

جدال محبوب نبوده و نخواهد بود .

Table of Contents: Albanian :Arabic :Belarusian :Bulgarian :Chinese_Simplified :Chinese_Traditional :Danish :Dutch :English :French :German :Hungarian :Italian :Japanese :Norwegian :Persian :Portuguese :Romanian :Russian :Spanish :Turkish :Ukrainian :